این هوش، «طبیعی» نیست!

#دکتر_مهدی_یاراحمدی_خراسانی
✍ سردبیر ماهنامه راهبرد

#هوش_مصنوعی هرقدر شگفت‌انگیز باشد، «هوش طبیعی» نیست؛ زیرا آنچه در انسان هوش می‌نامیم، صرفاً توانایی پردازش اطلاعات و تولید پاسخ نیست. هوش طبیعی در پیوندی پیچیده با تجربه، احساس، شهود، تخیل، حافظه، زیست اجتماعی، ارزش‌ها و حتی خطاهای انسانی شکل می‌گیرد. #انسان گاهی چیزی را خلق می‌کند که پیش از آن وجود نداشته، نه به این دلیل که صرفاً داده‌های بیشتری در اختیار دارد، بلکه چون می‌تواند مسئله‌ای تازه ببیند، معنایی تازه بسازد و جهانی متفاوت را تصور کند. اما هوش مصنوعی اساساً بر داده، #الگوریتم، الگو و محاسبه استوار است. می‌تواند در زمانی کوتاه حجم عظیمی از #اطلاعات را تحلیل کند، متن بنویسد، تصویر تولید کند، کد ارائه دهد و میان الگوهای پیچیده ارتباط برقرار کند؛ اما محصول آن، حتی در خلاقانه‌ترین شکل، در بستری مصنوعی و محاسباتی شکل می‌گیرد. بنابراین نباید توانایی تولید را با «خلاقیت انسانی» یکی دانست. تولید یک پاسخ جدید الزاماً به معنای داشتن اندیشه‌ای جدید نیست. از همین‌جاست که یک سوءبرداشت مهم شکل می‌گیرد: برخی تصور می‌کنند با در اختیار داشتن هوش مصنوعی، دیگر نیازی به دانش، تخصص، هنر و #مهارت انسانی نیست. درحالی‌که واقعیت دقیقاً برعکس است. هرچه ابزار هوشمندتر می‌شود، انسان باید شایسته‌تر باشد. کسی که برنامه‌نویسی نمی‌داند، ممکن است از هوش مصنوعی کد دریافت کند؛
اما الزاماً نمی‌داند آیا آن کد درست، امن، بهینه و متناسب با مسئله است یا نه. کسی که #هنر نمی‌شناسد، می‌تواند تصویری زیبا تولید کند؛ زیرا ممکن است نتواند زیبایی را از تکرار یک الگوی آشنا تشخیص دهد. کسی که تخصص ندارد، می‌تواند متنی تخصصی سفارش دهد؛ اما توان ارزیابی صحت، عمق و اعتبار آن را نخواهد داشت. بنابراین هوش مصنوعی، جایگزین شایستگی نیست؛ ضریب‌دهنده شایستگی است. متخصصِ مجهز به هوش مصنوعی می‌تواند از متخصصِ بدون آن جلو بزند؛ اما فرد فاقد تخصص، لزوماً با در اختیار داشتن هوش مصنوعی به متخصص تبدیل نمی‌شود. این ابزار می‌تواند سرعت اندیشیدن، آزمودن و تولید کردن را افزایش دهد، اما کیفیت نهایی همچنان به کیفیت انسانی وابسته است که مسئله را تعریف می‌کند، پرسش درست می‌پرسد، خروجی را نقد می‌کند و تصمیم نهایی را می‌گیرد. در عصر هوش مصنوعی، شاید ارزشمندترین مهارت، توانایی «کار کردن با ماشین» نباشد؛ بلکه توانایی دانستنِ این باشد که ماشین را برای چه کاری، چگونه و تا کجا به کار بگیریم. برنامه‌نویسی، هنر، دانش تخصصی، تفکر انتقادی و قدرت تحلیل، دیگر مهارت‌های فرعی نیستند؛ بلکه به زبان انسان برای هدایت ابزارهای هوشمند تبدیل شده‌اند. آینده متعلق به انسانی نیست که هوش مصنوعی را جایگزین خودش کند؛ متعلق به انسانی است که آن را در امتداد توانایی‌های خودش قرار دهد. هوش مصنوعی می‌تواند قلم را سریع‌تر حرکت دهد، اما این انسان است که باید بداند چه چیزی ارزش نوشتن دارد؛ می‌تواند تصویر بسازد، اما این انسان است که باید بداند چه چیزی ارزش دیدن دارد؛ می‌تواند کد تولید کند، اما این انسان است که باید مسئله واقعی را بشناسد. پس مسئله اصلی آینده این نیست که «هوش مصنوعی چقدر باهوش‌تر می‌شود؟» پرسش مهم‌تر این است: انسان در کنار آن، چقدر شایسته‌تر می‌شود؟ زیرا این هوش، طبیعی نیست؛ اما می‌تواند در دست یک انسانِ توانمند، به ابزاری برای خلق چیزهایی تبدیل شود که بدون هوش طبیعی او هرگز پدید نمی‌آمدند.

🔺منبع: #ماهنامه_راهبرد، (نشریه تخصصی ترویجی روابط عمومی راهبرد پویش رستا)،
🔻شماره سی و سوم، شهریورماه ۱۴۰۵












































































































































لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را

با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛

Email: mahdiyarahmadi@gmail.com

در میان گذارید.

+ نوشته شده در  ۱۴۰۵/۰۷/۱۸ساعت 6:34  توسط مهدي ياراحمدي خراساني  |