|
دست از سر ما بردارید ⛱ شما که حالتان خوب است و کِیفتان کوک، شما که یاد دارید دور گردون را بر وفق مراد خود بچرخانید، شما که باغ بالا دارید و آسیاب پایین، دیگر از جان ما چه میخواهید؟ بگذارید با نوای بینوایی خودمان روزگار را سپری کنیم و کاری به کارمان نداشته باشید. ⛱ ما که جز دلی ترکخورده و شانهای خسته چیزی برای عرضه نداریم؛ اگر از این خرابهی دل هم چشم بپوشید، شاید هنوز بتوانیم در تاریکی، فانوس کوچکی روشن کنیم و از یاد نبریم که روزی گرمای نگاهتان پناه تنهاییمان بود. ⛱ شما که آفتاب از پشت پلکهایتان طلوع میکند، چه میدانید بر ما چه میگذرد وقتی یاد لبخندتان مثل خنجری در پهلو میچرخد؛ بگذارید دستکم در ویرانهی خاطرات زمانه را بگذرانیم و با گذر از نامتان شب را سر کنیم. ⛱ ما نه چشمداشت وصال داریم و نه توانی برای گلههای پایانناپذیر؛ فقط میخواهیم رهایمان کنید تا این عشق خاموش را بیصداتر از همیشه بدرقه کنیم، شاید اندوهش سبک شود و دل سوختهمان در سکوت خودش درمانی بیابد.
لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛ Email: mahdiyarahmadi@gmail.com در میان گذارید.
+ نوشته شده در ۱۴۰۴/۰۹/۱۵ساعت 6:51  توسط مهدي ياراحمدي خراساني
|
|