زندگی همین است
دکتر مهدی یاراحمدی خراسانی

⛱ چای می‌ریزم، آرام، با دلی که لبریز از خاطره است و دستانی که هنوز بوی آغوش‌های قدیمی را دارند. فنجان‌ها را در سینی می‌چینم، مثل واژه‌هایی که با وسواس کنار هم می‌نشینند تا قصّه‌ای را آغاز کنند. چند بیسکویتِ خجالتی را در بشقاب می‌گذارم، تا سهمی کوچک در شیرینی این لحظه داشته باشند. راهیِ تراس می‌شوم؛ همان پناهگاه کوچک میان زمین و آسمان، جایی که آدم سفره‌ی دلش را برای آفتاب پهن می‌کند، جایی که دیوارها هم حوصله‌ی شنیدن دارند.

⛱ هنوز ننشسته‌ام که گنجشک‌ها، این شاعران بی‌ادعا، هجوم می‌آورند. چشم‌های ریزشان برق می‌زند، انگار راز دل مرا بهتر از خودم می‌دانند. آنها خوب بلدند که چای فقط چای نیست؛ بهانه‌ای‌ است برای کندوکاو در کوچه‌های خاطره، برای مرور صدای کسی که نیست، خنده‌ای که مانده، نگاهی که هنوز دنبالش می‌گردی. پرهای کوچکشان در نسیم می‌رقصد و لحظه را طعم شاعرانه‌تری می‌دهد، طعمی که نه تلخ است، نه شیرین؛ فقط آشناست.

⛱ آب که می‌جوشد، چای دم می‌کشد و دل هم بی‌تاب و بی‌قرار خودش را به در و دیوار زندگی می‌زند. با هر قل‌قل، چیزی از گذشته بلند می‌شود، پرسه می‌زند و کنارم می‌نشیند. گنجشک‌ها جیک‌جیک می‌کنند و من می‌خندم؛ نه به آنها، که به خودم، که هنوز برای لحظه‌ای مهربانی، هزار بهانه دارم. زندگی همین است؛ یک فنجان چای، چند بیسکویت، کمی آفتاب، و دلی که هنوز راه دوست داشتن را از حفظ است.


































































































































































































لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را

با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛

Email: mahdiyarahmadi@gmail.com

در میان گذارید.

+ نوشته شده در  ۱۴۰۴/۰۴/۲۹ساعت 5:57  توسط مهدي ياراحمدي خراساني  |