شبیه آغاز عاشقی
دکتر مهدی یاراحمدی خراسانی

⛱ کاری به هیچ‌کس ندارم، از همه چیز و همه کس گذشته‌ام؛ از خودی‌ها و ناخودی‌ها، از حرف‌ها و حدیث‌ها، از قصّه‌ها و قضاوت‌ها، از کنایه‌ها و زخم‌زبان‌ها. زندگی را با دستان خویش می‌سازم، با آنانی که خواستنم را بلدند و دوستشان دارم. اینجا، در همین لحظه، با جان و دل می‌نویسم؛ برای بودن، برای ماندن، به حرمت عشق، به عزّت نفس، و برای زیبایی زندگی؛ که رسم شیدایی، اشتیاقی است از بن جان.

⛱ کو گوش شنوا؟ کو همدل و همراه؟ کجاست یار و پناه، شانه‌ای برای گریستن، و دلی برای آرام گرفتن؟ دل، در تمنای صدایی‌ست نه بلند، که صادق، نه پرزرق، که پرمهر. چشم در پی نگاهی‌ست خالصانه، عاشقانه، بی‌بهانه. خسته‌ایم از تماشا شدن، بی آنکه دیده شویم، از شنیده شدن، بی آنکه درک شویم، از بودن‌هایی بی‌حضور، و ماندن‌هایی بی‌معنا. کاش دستی باشد برای گرفتن، بی‌هراس از رها شدن.

⛱ باور کنید نبودن برخی، بهتر از بودنِ بی‌ثمرشان است. گاه باید در خلوت تنهایی، چراغی روشن کرد از جنس امید؛ نه چشم‌به‌راه آمدن، نه دل‌خسته از رفتن، بلکه باید بی‌صدا و آرام، در خویشتن شکفت. چه کسی گفته تنهایی تلخ است؟ تلخی آنجاست که در میان جمع باشی و باز، تنها بمانی. پس اگر نیامدند، اگر نماندند، خودت را بردار و با دلِ خسته‌ات راهی شو؛ شاید در انتهای این مسیر، نه شانه‌ای، که آرامشی ژرف‌تر در انتظار تو باشد.

⛱ اگر مهرتان در دل کسی مانده، یا کسی نازتان را می‌خرد، او را بخوانید و بگویید: گاهی به یادم باش، صدایم کن، پیامی بده، واژه‌ای پُرمهر بگو؛ شبیه آغاز عاشقی، نه پایانش. که اگر عشق، حقیقی باشد، پایانی ندارد مگر مرگ و مرگ خود آغازی دیگر است. به او بگویید: گاهی پنجره‌ی چشمانت را به روی قلب خسته‌ام بگشا، تا بر آن نور بتابد، از تپش نیفتد، گرمایی بگیرد و از اشتیاق تو جانی دوباره یابد.

#دلنوشته
#غارتنهایی
#پایگاه_جامع_مدیریار
























































































































































































لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را

با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛

Email: mahdiyarahmadi@gmail.com

در میان گذارید.

+ نوشته شده در  ۱۴۰۴/۰۴/۲۹ساعت 5:56  توسط مهدي ياراحمدي خراساني  |