نمی خواهم در روابط عمومی کار کنم!
دکتر مهدی یاراحمدی خراسانی



حرف آخر را همین اول خدمتتان عرض می کنم؛ «نمی خواهم در روابط عمومی کار کنم اگر شرایط فراهم نباشد.» با این که عاشق کار ارتباطات، رسانه و روابط عمومی و عرصه ها و حوزه های وابسته به آن هستم اگر شرایط حرفه ای و عملی مورد نیاز آن فراهم نباشد هرگز در این حوزه کار نمی کنم. این دپارتمان سازمانی جای حرفه ای ها و متخصصان است نه محل اجتماع پادوها و توپ جمع کن ها. برخی نمی دانند این واحد سازمانی چه اهمیتی دارد و چگونه می تواند سبب خوش نامی یا بدنامی کل مجموعه شود. بازنشسته ها، ازکار افتاده ها، ناکارآمدها، ناشی ها و یا افرادی که کارایی و اثربخشی لازم را ندارند و قرار است به بایگانی سازمان منتقل شوند مکان فعالیت شان در ویترینی که قرار است گوش شنوا و چشم بینای کل سازمان باشد قطعاً نیست. بگذارید شفاف تر بگویم. اگر برای خدمت در واحد رسانه، ارتباطات و روابط عمومی یا مجموعه های مشابه آن دعوت به همکاری شدید اول شرایط را به صورت کامل و دقیق بررسی فرمایید، فرهنگ آن سازمان را بشناسید، جایگاه و اهمیت این واحد را در سازمان دریابید، از نگاه مدیران و کارکنان مجموعه به اهمیت وظایف این حوزه با خبر شوید بعداً مسئولیت را بپذیرید و قبول کنید برای آن ها خدمات حرفه ای ارائه دهید. روابط عمومی مجموعه‌ ی اقدامات و فعالیت های برنامه ریزی شده ی یک سازمان است که هر نهادی برای برقراریِ ارتباطاتِ مؤثر و هدفمند با گروه‌هایی که با آن در ارتباط‌اند، انجام می‌دهد. هر کسی که می خواهد در این حوزه قدم بگذارد باید آموزش دیده، علاقمند و حرفه ای باشد. بدون شک هر مجموعه ای که با مدیریت، هدایت و کنترل افکار عمومی سروکار دارد و نیازمند ارائه ی تصویرِ واضح و روشنی از خود نزد آن است، گونه‌ای از روابط عمومی را به خدمت می‌گیرد. برخی از رشته‌های مرتبط تحت نام ارتباطات شرکتی نظیرِ روابط رسانه‌ای، روابط سرمایه‌گذاری، ارتباطات داخلی و روابط کار وجود دارند که به فعالیت‌های روابط عمومی ربط دارند. کارکنانِ و مدیران روابط عمومی عموماً توجه خود را به ساختن مناسبات و تعاملات با کسانی معطوف می‌کنند که به همسازی با آن‌ها بینجامد. پس هر کسی در این حوزه فعالیت می کند باید به خوبی بداند که چطور به شکلی شفاف و مؤثر بنویسد، گرم و زیبا صحبت کند و با تجزیه و تحلیلِ امورِ مربوطِ به سازمان و مؤسسه‌یِ خود، به رفع و رجوع مسائل و چالش های احتمالی بپردازند. این مهارت‌ها و مجموعه ی دیگری از صلاحیت ها و شایستگی های حرفه ای به شدت مورد نیاز است، زیرا در روابط عمومی، ارتباطِ پیوسته‌ای میانِ کارکنان و کسانی وجود دارد که در تعیینِ سمت و سوی راهبردها و سیاست‌های همگانی، نقش ایفا می‌کنند. کارکنانِ روابط عمومی همچنین باید به اندیشه‌ورزیِ انتقادی بپردازند تا بتوانند به واسطه ی این مهارت، به حلِ مشکلاتِ احتمالیِ مشتریان و ارباب رجوع خود اقدام کنند. اگر شرایط و ضوابط به غیر از آن چه گفتم در این مجموعه ی مهم سازمانی حاکم بود هرگز نمی خواهم و نخواهید کارمند یا مدیر روابط عمومی باشید زیرا در غیر این صورت هم وجهه ی مهارتی و عملکردی شما زیر سئوال می رود، هم اهداف حرفه ای شما محقق نمی شود و هم به صورت مستمر باید در حال چالش و مجادله با افرادی باشید که در این زمینه هیچ گونه تخصصی ندارند، از نگاه عالمانه به دور هستند و هم خروار خروار ادعا و خرده فرمایش دارند. اگر این نکته ی مهم را جدی نگیرید و بی پروا و بدون در نظر گرفتن شرایط به این محیط وارد شوید خیلی نخواهد گذشت که وجهه ی ارزشمند حرفه ای خود را از دست خواهید داد و در سازمانی که قدر تخصص شما را نمی داند تبدیل به مهره ای عادی و نه «خبره و متخصص» خواهید شد. بقیه اش با خودتان صرفاً از ما گفتن بود. که به قول سعدی؛ «من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم / تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال)

منبع: ماهنامه راهبرد، شماره شانزدهم، فروردین 1404





































































































































































لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را

با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛

Email: mahdiyarahmadi@gmail.com

در میان گذارید.

+ نوشته شده در  ۱۴۰۴/۰۲/۰۲ساعت 7:5  توسط مهدي ياراحمدي خراساني  |