|
بعضی وقت ها «مرد بودن» سخت است بعضی وقتها «مرد بودن» سخت است و «مردانگی کردن» غیرممکن. بهخصوص آنجایی که باید بخندی درحالیکه بغض گلویت را میفشارد، رها و سبکبار باشی درحالیکه کوهی از مشکلات روی شانهای سنگینی میکند، استوار بایستی در شرایطی که زانوهایت نایی برای ایستادگی ندارد و به روی خودت نیاوری درحالیکه آب از سرت گذشته است. مردها آب نمیشوند، تحلیل نمیروند، کموکاستیها را نشان نمیدهند، مداد نیستند که هر روز تحلیل رفتنشان قابل مشاهده باشد، بلکه مثل خودکار به یکباره نمینویسند و همچون شمعی با نسیمی ملایم خاموش میشوند تا با همهی دردها و رنجهایشان از میان شما بروند. حتی فراموش هم نمیکنید چون هرگز نمیدانید که خیلی وقتها مردها هم دلشان میخواهد سر بر شانهای گرم بگذارند و هایهای گریه کنند، نیاز دارند در آغوش کشیده شوند و محبّت ببینند و سنگی میخواهند که صبورشان باشد و پا به پایشان در کشاکش دهر زیر آسیاب باشد و تلخیها و مرارتها را دوام بیاورد تا زندگانی جاری بماند، امید تداوم یابد، عشق پایدار باشد و حرف محبّت و فداکاری از سر زبانها نیفتد. مردها را دوست بدارید که کوه مهربانی و رونق زندگانی هستند.
لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛ Email: mahdiyarahmadi@gmail.com در میان گذارید.
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۱۰/۲۳ساعت 12:45  توسط مهدي ياراحمدي خراساني
|
|