|
بیشتر از توانم دوست می دارمت ⛱ پناه عاطفی من! بهار با طراوت زندگی، تابستان گرمابخش دل، پاییز رنگارنگ عاشقی و زمستان سفیدبخت من! تو همانی که مرا از زندان جسم میرهانی و به آسمان جان میرسانی، باران شوق دیدگانی و رنگینکمان هفترنگ زندگانی. برایت چه بگویم وقتی با دیدنت دلم میلرزد و به جای زبانم چشمانم سخن میگوید؟ ⛱ جان خستهی من توان مقاومت در برابر سیل خروشان خواستنت را ندارد. پس بگذار در وجودت غرق شوم، برایت بمیرم، فدایت شوم و جان به جانت بدهم تا روزگار برایت از قصّهای حکایت کند که اگر چه هر روز دیدهای اما خوب نشنیدهای. حکایتی پر از حرارت و عبرت پس از تلخی عادت و غفلت؛ داستان زیبایی و شیدایی، ناز و مهر، عاطفه و پناه و آفتابی که لب بام است و عمر کوتاهی دارد.
لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛ Email: mahdiyarahmadi@gmail.com در میان گذارید.
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۸/۰۵ساعت 6:50  توسط مهدي ياراحمدي خراساني
|
|