اینجا میانسالی است
دکتر مهدی یاراحمدی خراسانی


⛱ من سرشار از تنهایی‌ام و لبریز از دردهای پنهان و حرف‌های ناگفته، بغض گلویم را می‌فشارد و کابوس‌های شبانه خوابم را می‌رباید، کوه غمی در سینه‌ام سنگینی می‌کند و دشت وسیع بی‌تفاوتی و بی‌توجهی که دیگر عادت شوم همه‌ی سیاهی لشکران اطرافم شده بیش از هر چیز مرا آزار می‌دهد. دیگر نه کودکی بی‌خیالم نه نوجوانی پرشور، نه جوانی مغرورم و نه آرزوهای دراز در سر دارم، به جایی رسیده‌ام که نه دل ماندن دارم نه پای رفتن، نه کسی به من دل‌بسته و نه من دلبسته‌ی کسی هستم. شب و روز می‌دوم، اهل کار و تلاشم و سعی می‌کنم آرام و با وقار گام بردارم هرچند در دلم غوغایی است که گویی هر لحظه می‌خواهد پیمانه‌ی عمرم را لبریز از مرگ کند و مرا به سفر ناکجاها بفرستد. دیگر هیچ چیز از دنیا نمی‌خواهم جز آرامش و مهربانی. گویی دوست دارم همه‌ی زیبایی‌ها و دلبری‌های دنیا را به نسل بعد از خودم ببخشم و لذّت بردن آن‌‌ها حال مرا بیشتر خوب می‌کند.

⛱ من به غایت استوارم و امیدوار. هرگز ناامید، سرگشته و حیران نیستم و همه‌ی آنچه از غم و اندوه و گذر از خواسته‌های دنیایی گفتم از سر تجربه و آگاهی بیشتر بود نه حسرت و ناامیدی. چون دانستن بسیار دردناک است و غمبار. اینجایی که من ایستاده‌ام شکوه عالیقدر میانسالی است‌. همان جایی که شور و شر جوانی را به گیسوان سپید فروخته‌ام و بعد از کلی بالا و پایین دنیا و تجربه‌های تلخ و شیرینی که در دنیا دیده و شنیده‌ام اکنون به خوبی می‌دانم هیجانات دنیا کاذب است و بی‌بنیاد و برای آدمی با همه‌ی حرصی که می‌زند و ادعایی که دارد هیچ چیزی ارزشمند نیست مگر دلی را شاد کند، حالی را خوب کند، دستی را بگیرد، زخمی را مرهم باشد و خلاصه در یک کلام با مردمان صمیمی و مهربان باشد تا عاقبتش به‌خیر منتهی شود و به آرامش و اطمینان دست یابد.







































































































































































































لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را

با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛

Email: mahdiyarahmadi@gmail.com

در میان گذارید.

+ نوشته شده در  ۱۴۰۳/۰۵/۰۲ساعت 7:21  توسط مهدي ياراحمدي خراساني  |