|
صرفاً جهت یادآوری نه روز پدر است نه روز مادر، نه تولدی در کار است نه دور از جان شما و عزیزانتان داغ و عزایی. صرفاً می خواهم در این مجال جهت یادآوری موضوع بسیار مهمی را خدمت شما عرض کنم. عادت کرده ایم در هیاهوی زندگی عصر فراصنعتی به دنبال اهداف ریز و درشت خود بدویم و مقوله ی معیشت و روپا ماندن مالی و اقتصادی اکنون آن قدر سخت و پیچیده شده است که گاهی مسائل بسیار مهمی از یادمان می رود، اهمیت خود را از دست می دهد، نسبت به آن غفلت می کنیم، یا حداقل آن طور که باید و شاید به آن ها نمی پردازیم. یکی از این مسائل و موارد که بسیار بسیار مهم است و سعادت دنیا و آخرت ما تا حد زیادی به آن وابسته است حفظ شأن، جایگاه، احترام، کرامت و نقش «پدر و مادر» در زندگی همه ی ماست. خداوند در قرآن آن جا که سامانه ی ارتباط انسان با سایرین را تعریف می کند می فرماید؛ «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ» یعنی «همانا «خدا (خلق را) فرمان به عدل و احسان میدهد». اما به پدر و مادر که می رسد پروردگار آن ها را از سایرین جدا می سازد و دیگر سخنی از عدل نمی کند و در سطحی بالاتر امر می دهد و می فرماید: «وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا» یعنی؛ «و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان کنید» آیه احسان به والدین آیه ۲۳ سوره اسراء است که پس از دعوت به توحید انسانها را به نیکیکردن به پدر و مادر دعوت میکند. این بدان معناست که به والدین که می رسی تکلیف تو فقط و فقط «احسان» و نیکی است. باید بی محابا آن را تکریم کنی، قدر بدانی، در صدر نشانی و هر آن چه در توان داری برای آرامش، شادمانی و حفظ کرامت و احترام آن ها به کار ببری. مفسران احسان به والدین در آیه را حکمی قطعی و نسخنشدنی از جانب خدا میدانند. همچنین علامه طباطبایی مقدم شدن احسان به والدین بر سایر احکامی که در آیات بعدی آمده را دلیلی بر اهمیت این حکم میداند. در این آیه حق والدین همردیف حق خداوند شمرده شده است. مفسران قرار گرفتن آن بعد از اصل توحید را نشان از اهمیت احترام به پدر و مادر و جایگاه رفیع این نوع اطاعت نزد خداوند میدانند. عدهای در تناسب بین توحید و احسان به والدین در آیه مواردی را ذکر کردهاند؛ از جمله آنکه خداوند سبب حقیقی وجود انسان و والدین سبب ظاهری و معیشت آنها هستند و همانطور که شکر نعمتهای خداوند به عنوان منعم حقیقی واجب است، شکر نعمتهای مخلوقین در حق انسان نیز واجب است و هیچ کس بهاندازه والدین در حق انسان کاری نکرده و مستحق شکرگزاری نیستند. مگر می شود آدمی پدر و مادر را فراموش کند، حق آن ها را ادا نکند، قدرشان را نداند، در برابر آن ها مبادی آداب نباشد، صدایش را بلند کند، فرمان آن ها را اجابت نکند و با غرور و تکبر به هنگام پیری با آن ها مواجهه نماید. این چنین انسانی از رحمت خدا به دور خواهد بود و مرتکب گناهی می شود که خداوند آن را در زمره ی گناهانی قرار داده است که هیچ گاه بخشیده نمی شوند. پدر و مادر اسباب اجابت دعا، مایه رحمت خدا و ریشه و اصالت آدم هستند که باید در هرحالی احترام آن ها حفظ شود و توسط فرزندان گرامی داشته شوند. پس به یادآورید و به خود تذکر دهید دوباره و چند باره، هر روز و هر لحظه که شما وظیفه دارید همچون پروانه دور شمع وجودی نورانی و گرما بخش آن ها طواف کنید و هر آن چه از مهربانی، ادب، تکریم و یاری رساندن آموخته اید دودستی و با کمال امتنان و احترام تقدیم وجود شریف و پربرکت آن ها نمایید. یادمان نرود که هر آن چه امروز داریم به همت و برکت والدین خویش داریم و موظف هستیم در زمان «حیات» تمام وقت و تمام قد در خدمت آن ها باشیم و در زمان «ممات» به گونه ای زندگی کنیم و آن ها را یاد نماییم که روحشان قرین رحمت و شادی باشد و در سرای آخرت برای فرزندان خویش دعا کنند. و چه زیباست رابطه ی عاشقانه، مهربانانه و مودبانه فرزندی با پدر و مادرش که از سر انسانیت و کمالِ رفتار آن ها ارج می نهد، در برابرشان تواضع دارد و همه جوره به آن ها خدمت می کند. منبع: هفته نامه نخست، پنجشنبه 21 تیرماه 1403، شماره 1017
لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛ Email: mahdiyarahmadi@gmail.com در میان گذارید.
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۴/۲۰ساعت 9:32  توسط مهدي ياراحمدي خراساني
|
|