|
هیچ وقت
⛱ هیچ وقت به احساس فردی که دلش فقط با تو خوش می شود و حالش فقط با تو خوب فکر کردی؟ هیچ وقت به حال کسی که دلش تنها با در آغوش کشیدن و لبخند یا محبتی ساده آرام می گیرد فکر کردی؟ هیچ وقت به نیاز کسی که شانه هایت را می خواهد تا سرش را روی آن بگذارد و هق هق گریه کند فکر کردی؟ هیچ وقت به تنهایی فکر کردی؟ به آدمی که بغض گلویش را می فشارد و کسی را ندارد که با او همدلی و همدردی کند؟ با خودت فکر نکردی دل بی قرار و رنج بی شمار چه بلایی بر سر آدمی می آورد؟ ⛱ اصلاً تو از محبت چیزی شنیده ای؟ چیزی می دانی؟ از مهربانی چه می فهمی؟ از دل شکسته و آه در سینه مانده چه حسی داری؟ می دانی وقتی عزیز کسی باشی تو هم باید او را عزیز و محترم بشماری؟ به کسی که به تو دل بسته باید دل بدهی، پای حرفش بنشینی، چشم در چشمانش بدوزی، با بغضش بغض کنی، با اشک هایش بباری و همان جا که دیگر نای ایستادن نداشت او را در آغوش بگیری، محکم فشار دهی و برایش حرف محبت نجوا کنی و اجازه ندهی جا خالی کند و کم بیاورد. ⛱ عقلت چرا خجالت نمی کشد و در هر کاری دخالت می کند؟ به خدا اینجا دقیقاً همان جایی است که هیچ عقلی حق ورود ندارد و هیچ منطقی کارساز نیست. کار دل را به دل بسپار و عقل را درگیر چیزی که از آن سر در نمی آورد مکن. احساس و عاطفه را محترم بشمار و احساس و مهربانی عزیزانت را قدر بدان که قطعاً روزی فرا می رسد که خورشید با همه ی مهربانی هایش غروب می کند و دیگر طلوعی در انتظارش نخواهد بود و تو می مانی با سرما و تاریکی و مهربانی و معصومیت از دست رفته.
لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛ Email: mahdiyarahmadi@gmail.com در میان گذارید.
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۹/۰۶ساعت 9:55  توسط مهدي ياراحمدي خراساني
|
|