|
مرد رشید با اسب سپید
⛱ دیگر زمانه عوض شده است. هیچ چیز سر جای خودش نیست، آدم ها با قدیم کلی فرق کردهاند، بیشتر در سختی ها و کاستیها به جای آن که ایوب شوند کافر میشوند، برای آتش زدن ابراهیم هیزم جمع می کنند، دیگر کسی برای عشقِ زلیخایی تره هم خُرد نمیکند و یوسف های مصر این دوره زِعصمت تهی شده اند. ⛱ هر کسی تنها به فکر خویشتن است، عیسی به دین خود است و موسی به دین خود، حج میروند و رمی جمرات نمیکنند، نماز میخوانند و زکات نمیدهند، آش معاویه را می خورند پشت سر علی هم نماز می خوانند، آشپز یزیدند برای امام حسین(ع) هم سینه می زنند، دل میبَرَند و دل نمیدهند، نمک می خورند و نمکدان می شکنند و نمیدانم چرا منتظرند خورشید از مغرب طلوع کند! ⛱ کاش صبح های جمعه نمازمان قضا نمی شد، ندبه میخواندیم و بر سر عهد خود وفادار بودیم تا خورشید طلوع میکرد، مرد رشید با اسب سپید میآمد، دستی بر سرمان میکشید، غبار یتیمی از صورتمان پاک میکرد، حال مان خوب می شد، و این پرسه زدن های بی هدف در زندگی انسان ها پایان می یافت.
لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛ Email: mahdiyarahmadi@gmail.com در میان گذارید.
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۴/۱۴ساعت 12:50  توسط مهدي ياراحمدي خراساني
|
|