مفاهیم الگوی علّی و مناسبات پیچیده مقدار و ارزش
پایگاه هم افزا
برای یک تصور 1 گفت: «هر چیزی یک شی است.» البته «چیز» همان «شی» است! به عبارت دیگر «مفهوم شی عامترین مفهوم است» برخی از مصادیق مفهومی شی عبارتند از: «خدا کره زمین، ترس، سرعت، دوچرخه، شما، زبان، اصطکاک، دیوار، درخت، حافظ و ....» هر شی یک یا چند حالت دارد. هر حالت، مقداری دارد که آن را از سایر حالتها متمایز میکند. همچنین برای هر حالت میتوان یک ارزش در نظر گرفت. رجحان یک حالت یک شی نسبت به سایر حالتهای آن شی را ارزش3 آن حالت مینامیم.
کلمات کلیدی: الگوی علّی، مفاهیم مقدار، ارزش، مفهوم شناسی
مثال: «انسان» دو حالت دارد: زن، مرد. البته این دو حالت به لحاظ جنسیت است. میتوان به لحاظ تقوا حالتهای متعددی برای انسان در نظر گرفت. مثال: «میوه» انواع (حالت های) متعددی دارد: سیب، گلابی، گیلاس، و ... یک فرد ممکن است سیب را به گلابی ترجیح دهد و فرد دیگری گلابی را به سیب ترجیح دهد.
فردی که حالتها را رجحانبندی میکند، مرجع ارزش نامیده میشود. یک حالت ممکن است از دید افراد مختلف (مراجع ارزش مختلف) ارزشهای متفاوتی داشته باشد. اما یک حالت، از نظر یک مرجع ارزش در یک زمان تنها میتواند یک ارزش داشته باشد. به عبارت دیگر رابطه بین ارزشها و حالتهای یک شی دارای مشخصات تابع (به مفهوم ریاضی) است. مجموعه حالتها، دامنه و مجموعه ارزشها، برد این تابع هستند. تابع ارزش مفهومی کارا است اما معمولاً به طور دقیق نمیتوان آن را مشخص نمود.
هر یک از ارزشهای یک شی ممکن است مطلوب یا نامطلوب تلقی شوند. البته مطلوب بودن فازی بوده و میتوان برخی از ارزشها را کاملاً مطلوب، تقریباً مطلوب، کمی نامطلوب و .... در نظر گرفت.
مفهوم رابطه علّی
اثر تغییر2 حالت یک شی بر تغییر حالت یک شی دیگر، رابطه علی نامیده میشود. رابطه علّی 3بین دو شی را به دو صورت میتوان بیان کرد:
رابطه بین مقدار حالتهای دو شی
رابطه بین ارزش حالتهای دو شی
این دو نوع رابطه، هم ارز هستند. هم ارزی این دو رابطه، گزاره اساسی الگوی علّی نامیده میشود.
رابطه علّی را با 4 رویکرد مفهومی میتوان بیان کرد. این رویکردها عبارتند از:
رویکردهای مبتنی بر رابطه بین مقدار حالت ها
وقوع حالتی از یک شی (معلول) به وقوع حالتی از شی دیگر (علت) وابسته است.
یک شی (علت) به شی دیگر (معلول) نیرو وارد میکند.
تغییر حالت یک شی (علت) انرژی تولید میکند و حالت شی دیگر (معلول) با دریافت تمام یا بخشی از انرژی تولید شده، تغییر میکند.
رویکرد مبتنی بر رابطه بین ارزش حالت ها
ارزش حالتی از یک شی (علت) به ارزش حالتی از شی دیگر (معلول) وابسته است.
مفاهیم «معلول و دلیل» و «علت و مدلول» مصداقهای یکسان دارند و تفاوت آنها در نام، برای نشان دادن تفاوت رویکرد میباشد. این 4 رویکرد مفهومی، بدیل یکدیگر بوده و هر یک برای مشخصسازی یک رابطه کافی هستند؛ البته هر کدام در مواردی ممکن است کاراتر باشند و گاهی لازم است برای مشخصسازی یک الگو از چند رویکرد استفاده کرد.
مثال: دستگاههای مختصات دکارتی و قطبی رویکردهای مفهومی بدیل میباشند. هر یک از مختصات دکارتی و قطبی برای مشخصسازی مختصات یک نقطه کافی هستند، اما هرکدام برای کابردی کاراتر میباشند. مختصات یک نقطه در دستگاه دکارتی شامل فاصله از محور افقی و عمودی میباشد. برای هر نقطهی دلخواه چون (p(x,y در مختصات دکارتی، میتوان نمایشی تحت عنوان مختصات قطبی در نظر گرفت. برای این منظور کافی است P را به صورت (p(r,θ نمایش دهیم که در آن طول پاره خط واصل بین مبدا مختصات و نقطه P و θ زاویهی بین پاره خط فوق با جهت مثبت محور X هاست. r را فاصلهی شعاعی و θ را زاویهی قطبی مینامند. وقتی در یک صفحه از هر دو نوع مختصات قطبی و دکارتی استفاده میکنیم، معمولاً مبدا دستگاه قطبی را در مبدا دستگاه دکارتی قرار میدهند و قسمت مثبت محور Xها را به عنوان خط 0=θ در نظر میگیرند. خط θ=π/2 قسمت نامنفی محور y هاست. همان طور که شکل نشان میدهد، این دو مجموعهی مختصات، با معادلههای زیر به هم مربوط میشوند:

رابطه علی و مفاهیم آن (علت، معلول، دلیل، مدلول) مفاهیم انتزاعی هستند که در اصل به اشیاء خارج از ذهن نسبت داده میشوند. البته همان طور که اشیاء غیر ذهنی در فضای ذهنی متناظر دارند، رابطه بین اشیاء غیر ذهنی نیز متناظری در فضای ذهنی دارد. باید دقت کرد که رابطه علی از برخی روابط بین اشیاء غیر ذهنی انتزاع میشود و استفاده از مفاهیم الگوی علّی برای مفاهیم ذهنی در واقع نگاشت روابط غیر ذهنی در فضای ذهنی است.
مثال: نقدینگی و تورم دو مفهوم ذهنی انتزاعی هستند که در جهان خارج از ذهن وجود ندارد. رابطه بین مصادیق این دو مفهوم در جهان خارج از ذهن رابطه علی است و از طریق این مصادیق رابطه علی بین دو مفهوم نقدینگی و تورم ایجاد میشود.
مثال: با فشردن پدال گاز خودرو سوخت بیشتری وارد موتور شده، حرکت موتور افزایش یافته و جابه جایی خودرو افزایش مییابد. با افزایش مسافت طی شده در یک دوره زمانی، سرعت (بنا به تعریف 4) افزایش مییابد. سرعت (یک مفهوم ذهنی) معلول فشرده شدن پدال گاز (یک شی غیر ذهنی) است.
روابط بین اشیاء ذهنی که از تعریف مفاهیم ایجاد میشود روابط علی نیستند. این روابط نباید با رابطه علی ناشی از تناظر رابطه علی بین اشیاء غیر ذهنی اشتباه شوند.
مثال: سود برابر است با کسر هزینه از درآمد. تغییر هزینه و درآمد بر میزان سود اثر میگذارند اما رابطه بین هزینه و درآمد با سود رابطه علی نیست. روابط بین مقادیر متغیرها نیز همیشه رابطه علی نیست.
مثال: رابطه همبستگی بین فراوانی حالتهای مصادیق دو شی عام برقرار بوده و نشان دهنده رفتار گذشته آن دو شی میباشد. اگر بین دو شی رابطه علّی برقرار باشد، آن دو شی همبستگی بالایی با یکدیگر دارند، اما اگر رابطه همبستگی بین دو شی برقرار باشد، نمیتوان نتیجه گرفت که بین آن دو شی رابطه علّی برقرار است.
مفاهیم مربوط به مقدار حالت ها
مفاهیم علت و معلول
معلول 5: شیای که وقوع حالت آن به وقوع یک یا چند حالت شی دیگری بستگی دارد، نسبت به آن شی نقش معلول را دارد. واژه اثر نیز به مفهوم معلول اشاره دارد. عبارت «الف بر ب اثر دارد.» معادل «الف حالت ب را تغییر میدهد.» یا «الف علت ب است.» یا «ب معلول الف است» میباشد.
علت 6: شیای که وقوع حالتی از آن بر وقوع حالت شی دیگری اثر دارد، نسبت به آن شی، نقش علت را دارد. واژه عامل 7(کارگزار) نیز به مفهوم علت اشاره دارد.
در مورد مفاهیم فوق به نکات زیر باید توجه کرد 8:
نقشهای علت و معلول محدود به همان رابطهای است که آن نقش را ایجاد کرده است. مثلا ممکن است یک شی نسبت به شیای علت و نسبت به شی دیگری معلول باشد.
اگر مصداقی از یک شی عام نقش علت یا معلول داشته باشد، شی عام نیز همان نقش را دارا میباشد.
اگر یک جزء از یک شی کل، نقش علت یا معلول داشته باشد، شی کل نیز همان نقش را دارا میباشد.
مفهوم رابطه علّی با تفکیک انواع علتها مشخصتر میشود. در ماتریس زیر انواع علتها آمده است:
| | تعریف |
| کافی (تام) | مجموعهای از علتها که با وقوع آنها، معلول واقع میشود. (این مجموعه ممکن است تنها یک عضو داشته باشد.) |
| ناکافی (ناقص) | مجموعهای از علتها که با وقوع آنها، معلول واقع نمیشود. |
| لازم (انحصاری) | علتی که اگر در مجموعهای از علتهای یک معلول نباشد، معلول با آن مجموعه علتها واقع نمیشود. به عبارت دیگر علت دیگری نمیتواند نقش علت لازم را دریک مجموعه علت داشته باشد. |
| غیر لازم (جانشین پذیر) | علتی که لازم نباشد. به عبارت دیگر علتی که علت دیگری میتواند نقش آن را دریک مجموعه علت داشته باشد. |
| مانعه الجمع | چند علت که میتوانند جانشین یکدیگر شوند اما اگر با هم باشند اثر یکدیگر را خنثی میکنند. |
| بازدارنده (مانع) | علتی که اگر در مجموعهای از علتهای یک معلول باشد، معلول با آن مجموعه علتها واقع نمیشود. |
| پیش برنده (غیر مانع) | علتی که مانع نباشد. |
| نگهدارنده (حقیقی) | علتی که با هر تغییر جهت آن، معلول تغییر میکند. |
| محرک (معد) | علتی که تنها تغییر در یک جهت آن، معلول را تغییر میدهد. |
| بی واسطه (مستقیم) | اگر بین یک علت با معلولش، علت دیگری نباشد، آن علت، بی واسطه نامیده میشود. |
| با واسطه(غیر مستقیم) | اگر بین یک علت با معلولش، علت دیگری باشد، آن علت، با واسطه نامیده میشود. |
| مداخله کننده | علتی که بر رابطه بین یک علت و معلول اثر میگذارد. در واقع، علت مداخله کننده بر یک شی در مسیر علت و معلولی که بی واسطه در نظر گرفته شدهاند اثر میگذارد اما چون آن شی آورده نشده، تلویحاً گفته میشود که بر رابطه اثر میگذارد. |
| بالفعل | علتی که در یک زمان معین بر معلول اثر میگذارد. |
| بالقوه (پتانسیل) | علتی که بالفعل نیست. |
| بنیادی | نهادی و اساسی است |
| جانبی | |
در مورد انواع علتها به نکات زیر باید توجه کرد:
ممکن است نقش یک مجموعه علتها با نقش یک عضو آن متفاوت باشد. بی واسطه یا با واسطه بودن بستگی به میزان تفصیل یا تقلیل شبکه دارد. ممکن است علتی در یک شبکه با واسطه باشد و در زیر شبکهای از آن شبکه، نقش بی واسطه را داشته باشد.
ادامه مطلب در لینک زیر:
http://modiryar.com/index-management/indusrial/engineering/6459-%D9%85%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%91%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4.html
لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را
با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛
Email: mahdiyarahmadi@gmail.com
در میان گذارید.
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۹/۰۹ساعت 10:32  توسط مهدي ياراحمدي خراساني
|