|
نقش تكنولوژي و انتقال آن دراستراتژيهاي مديريتي
مقدمه:مديران در سازمانها براي ماندگاري و موفقيت،نياز به الگو و پيش بيني آينده دارند.بي شك مهمترين مولفه درموفقيت سازمانها در حوزه هاي اقتصادي در جهان امروز ”تكنولوژي“ است.گروهي از دانشمندان اقتصادي تكنولوژي را ”موتورتوسعه“خوانده اند.تكنولوژي عامل برتري و پيشگامي در رقابت شركت ها وكشورهاي صاحب آن شده است وامروزه علاوه بر توليد سرانه كشورها استانداردهاي ديگري با نام توسعه يافتگي به ويژه بامحوريت تكنولوژي در گروه بندي كشورها نقش پيدا كرده اند. گرچه تدوين استراتژي تکنولوژي تا حد زيادي از منطق تدوين ديگر استراتژيها پيروي ميکند، اما به دليل ماهيت ويژهي تکنولوژي، تدوين استراتژي آن نيز با مسايل ويژهاي روبهروست. بهطور کلي در اين معنا ترديد نيست که استراتژي تکنولوژي يکي از مهمترين استراتژيهاي کارکردي (وظيفهاي) در هر بنگاه است و بايد پشتيبانيکنندهي هدفهاي استراتژي بزرگ (مادر) سازمان باشد. تعريف استراتژي: استراتژی: شناخت اینده سازمان و برنامه ریزی در جهت تحقق اهداف دراز مدت بواسطه آن. فرايند ارزيابی توانمندی های تكنولوژيك Panda & Ramanathan Panda & Ramanathan در سال 1996 فرايندی را برای ارزيابی توانمندی های تكنولوژيكی ارائه دادند. آنها با استخراج شاخصهايی اين فرايند را در صنعت برق فرانسه و تايلند به كار برده و نتايج حاصله را در سال 1997 مورد مقايسه قرار دادند. فرايند پيشنهادی آن به شرح زير است: گام اول: شناسايی مراحل ايجاد ارزش افزودهای كه توسط شركت انجام میشود: فرايند ارزيابی توانمندی های تكنولوژيك با شناسايی مراحل ايجاد ارزش در شركت آغاز ميشود. از آنجائی كه يك شركت در تمام مراحل ايجاد ارزش افزوده يك كالا يا خدمت بطور كامل دخالت ندارد، بنابراين تحليلی جامع از مراحل ايجاد ارزش افزوده كه شركت عهده دار انجام آن است، ضروری و لازم می باشد. اين تحليل میتواند پويائيهای مراحل ارزش زا را نسبت به كل ارزش افزوده ايجاد شده مورد بررسي قرار داده و در شناسايي مراحل كليدی و مهم به سازمان ياری دهد. هر فعاليتی كه يك شركت انجام می دهد مستلزم سطح توانمندی تكنولوژيكی معينی است. بنابراين به وسيله يافتن فعاليتهای معينی كه در مراحل ارزش افزايی توسط شركت انجام ميشود، نيازهای شركت از لحاظ توانمندی تكنولوژيكی را مي توان شناسايی كرد. سومين گام در ارزيابی توانمندی تكنولوژيك مستلزم تدوين مجموعهای از شاخصها می باشد كه بتوان آنها را اندازه گيری كرد. برخي شاخص های عينی و ذهنی را ميتوان برای الگوبرداری در اجزای توانمندیهای تكنولوژيك بكار برد. اين شاخصها بايد معيارهايی مانند موارد زير را نشان دهند: در دنيايی كه جهانی سازی و جهانی شدن رشدی فزاينده دارد، يك شركت نمي تواند در خلا كار كند. بنابراين ارزيابی توانمندی تكنولوژيك، بدون دانستن وضعيت فعلی توانمندی نسبت به بهترين وضعيت آن، هيچگاه كامل نخواهد بود. با استفاده از مجموعه شاخصهای معين و مشابه براي يك شركت پيشرفته و شركت تحت بررسی می توان به نتايجی كه نشان دهنده نقاط قوت و ضعف هستند دست يافت.لازم نيست كه هميشه يك شركت پيشرو در صنعت و در جهان به عنوان شركت مدرن انتخاب شود، بلكه میتوان شركتی كه از لحاظ تكنولوژيك پيشرفته است را به عنوان الگو انتخاب كرد، حتی ممكن است اين شركت در صنعت ديگری باشد ولی فعاليت تكنولوژيكی مشابهی را انجام دهد. در اين مرحله از فرايند ارزيابی توانمندیهای تكنولوژيك، اگر نتوان شركتی را به عنوان شركت مدرن يا الگو پيدا كرد میتوان از خبرگان درون شركت به عنوان مشاور استفاده كرد. اين خبرگان به واسطه تجارب عملی، آموزش و آگاهی نسبت به زمينههای توسعه يافته جديد، ميتوانند معيارهای مناسب براي شاخصهای الگو را ايجاد كنند. آخرين گام در ارزيابی توانمندیهای تكنولوژيك تعيين شكاف بين توانمندیهای شركت الگو و شركت تحت مطالعه ميباشد. اين امر مي تواند ديدگاه مفيدی درباره قوتها و ضعف های شركت فراهم كرده و آن قسمت هايی كه نياز به اقدامات اصلاحي دارند را نشان دهد. مديريت استراتژيك، ابزاري چندبعدي است كه نيازهاي سازمان را در محورهاي مختلف پاسخ مي دهد. در سالهاي اخير روش هاي بسياري براي پياده سازي تصميمات استراتژيك پيشنهاد شده است و بسياري از اين روش ها نيز براي تطبيق سازي در سازمان هاي دولتي به كار گرفته شده است كه با لحاظ كردن تاثيرات محيط رقابتي توانسته است درجه رضايت ذينفعان اعم از مردم ، مشتريان و كاركنان را فراهم نمايد. مديريت استراتژيك متكي بر مشاركت هاي فكري ، مذاكره ، تجزيه و تحليل اهداف و اتخاذراهكارهاي اثربخش در تعامل بين محيط بيرون و داخل سازمان است. به بيان ديگر ارائه اي از گزينه هاي مختلف استراتژي است كه از تعامل شرايط داخلي و خارجي سازمان حاصل مي شود. •تكنولوژي و مديريت آن، پديده جديدي نيست. انسان همواره از تكنولوژي استفاده و آن را مديريت كرده است. تكنولوژيهاي پيشرفته با تاكيد بر اثربخشي، ارزش افزايي و سرعت، اقتصاد جهاني را به شدت دگرگون ساخته است. همه سازمانها زير فشارند تا كارهاي بيشتري را سريعتر، بهتر و با منابع كمتري انجام دهند. مديريت تكنولوژي به عنوان شايستگي محوري محسوب شده و به گونه عملي براي بقا و رشد هر بنگاهي ضروري است. مديريت تكنولوژي، هنر و علم خلق ارزش با استفاده از تكنولوژي در كنار ساير منابع سازمان است. شركتهايي كه بتوانند در فضاي امروزي به حيات خود ادامه دهند و موفق باشند، توان رويارويي با انواع چالشها از جنس سرعت، هزينه و كيفيت را دارند. qمديريت تكنولوژي به معني استفاده از ابزار علمي در برنامه ريزي ، سازماندهي ، هدايت ، رهبري و نظارت برفعاليتهاي مربوط به انتخاب، اكتساب، به كارگيري، بهر هبرداري و توسعه تكنولوژي است.از اين رو مديريت تكنولوژي، تخصصي ميان رشته اي است كه علوم مديريت و مهندسي را شامل گشته و در آن بر تكنولوژي به عنوان عاملي براي خلق ثروت ملي تأكيد مي شود. مجموعة دانش ها، فرايندها، ابزارها، روش ها و سيستم هاي بكاررفته در ساخت محصولات و ارائه خدمات را مي توان تعريفي از تكنولوژي دانست.تكنولوژي در ترجمه رايج فارسي با عنوان فناوري از آن ياد شده است ، درصورتي كه فناوري= فن+آوري= انتقال تكنولوژي. به بياني ساده تر، تكنولوژي متد انجام كار و ابزاري است كه توسط آن به اهداف خود دست مي يابيم. در حقيقت تكنولوژي، كاربرد عملي دانش و ابزاري جهت كمك به تلاش انسان محسوب مي شود . •بکارگیری، توسعه و نگهداری کلیت دانش و توانایی شرکت است. دنیا در حال تغییر است و سرعت این تغییر روزبه روز بیشتر میشود. تکنولوژیهای جدیدی ظهور میکنند و معادلات بازرگانی را برهم میزنند. سیستمهای مدیریت نیز باید بتوانند با این تغییرات کنار بیایند.مهمترین تفاوت دنیای امروز با دیروز، سرعت تحولات تکنولوژیک عنوان شده است. این موضوع با تغییر در قلمرو بهکارگیری تکنولوژی همراه است. رقابت جهانی نیز تقریباً مقوله جدیدی است. در دهههای 1980 و 1990، با ظاهر شدن کشورهای جدیدی در صحنهی بینالملل، رقابت جهانی شدت گرفت. از آن به بعد، موازنهی قدرت اقتصادی دائماً در حال تغییر بوده است. هماکنون اکثر کشورهای جهان تجارت آزاد جهانی را تجربه میکنند و شکلگیری بلوکهای تجاری به یکی از ویژگیهای بارز عصر حاضر تبدیل شده است.üتصميم گيري استراتژيك در محيط داخلي سازمان با مسائلي چون سازماندهي ، برنامه ريزي ، کنترل و اثرگذاري در ارتباط است و اغلب تصميم گيري ها حول اين محورها انجام مي گيرد. در اين مورد ساختار سازماني ، فرهنگ سازماني ، منابع ، اهداف ، فنآوري ، و سيستم هاي اطلاعاتي سازمان قابل بررسي است.üاگر چه نگرش هاي مختلفي در مورد وزن و تاثيرگذاري عوامل محيط هاي جهاني،ملي، اختصاصي و داخلي بر موفقيت يا عدم موفقيت تصميم گيري استراتژيك وجود دارد ، اما بايستي به عوامل داخلي يعني منابع انساني به عنوان ذينفعان اصلي و پس از آن فنآوري و سيستم هاي اطلاعاتي ، وزن قابل توجهي داد. تكنولوژي كاربرد علم در حوزه فنون و مهار تهاي كاربردي است و منابع طبيعي، سرمايه و نيروي انساني را به كالا و خدمات تبديل مي كند. با توجه به نیاز سازمان ها وشرکت ها جهت رشد و توسعه در زمینه های مختلف،به برنامه ریزی استراتژیک نیاز ویژه ای احساس میشود. همچنین با توجه به رشد تکنولوژی و تنوع روزافزون آن برای سازمانها ضرورت ایجاب میکند که از تکنولوژی روز در زمینه های منابع انسانی،مالی وحسابداری و ماشین آلات صنعتی و تولیدی روز استفاده و برنامه ریزی استراتژیک سازمان را بهبود بخشند و در نتیجه اثر بخشی و کارآیی آن را افزایش دهد.
لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛ Email: mahdiyarahmadi@gmail.com در میان گذارید.
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۱۰/۰۴ساعت 8:45  توسط مهدي ياراحمدي خراساني
|
|