بررسي رابطه بين سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي با تحليل رفتگي كاركنان سازمان امور اقتصادي و دارايي و اداره كل امور مالياتي استان كرمان

  

 

چكيده: كاركنان امروزي بيشتر از گذشته درباره زندگي كاري خود فكر مي كنند و نگران هستند، آنها شغل مطمئن، درازمدت و ارضا كننده مي خواهند،كارمندان اغلب حرفه خود را با اميد وانتظاراتي ويژه براي رسيدن به بالاترين سطح در سازمان شروع مي كنند واكثر آنها به پيشرفت خود، رسيدن به قدرت، كسب بالاترين مسئوليتها و پاداشها اهميت مي دهند.با اين وجود نيروي كار در مسير ترقي شغلي به نقطه اي مي رسند كه احتمال صعود از نردبان ترقي كاهش مي يابد. در اين ناحيه احتمال اندكي وجود دارد كه شخص پس از آن ارتقاي مقام يابد، اين ناحيه "سكون " نام دارد.از سوي ديگر فرصتهاي اندك براي ارتقاء و وجود قوانين و مقررات خشك اين احساس را در فرد ايجاد مي كند كه در يك نظام غير منصف گرفتار آمده است و اين احساس باعث مي شود فرد نسبت به شغلش نقطه نظرهاي منفي پيدا كند كه بدبيني مزمن، فقدان پيشرفت ، دلسردي، بي علاقگي و .. از جمله نشانه هاي تحليل رفتگي هستند.پژوهش حاضر با استفاده از روش همبستگي در جامعه آماري كاركنان شاغل در سازمان امور اقتصادي و دارايي و اداره كل مالياتي استان كرمان( قريب به 505 نفر در تابستان 86) با حجم نمونه 219 نفر انجام پذيرفت. جمع آوري اطلاعات با استفاده از دو پرسشنامه بسته شامل پرسشنامه سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي و پرسشنامه تحليل رفتگي "مسلشجكسون" صورت گرفت. يافته هاي حاصل از اين تحقيق پيرامون فرضيات تحقيق نشان داد كه بين سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي با تحليل رفتگي و مولفه هاي آن (فرسودگي عاطفي، جسماني، كاهش عملكرد و تهي شدن از ويژگيهاي شخصيتي ) رابطه وجود دارد.

واژگان كليدي:
سكون زدگي،تحليل رفتگي، فرسودگي عاطفي وجسماني، كاهش عملكرد،تهي شدن از ويژگيهاي شخصيتي.
 

مقدمه:
منابع انساني از ارزشمندترين سرمايه هاي هر سازمان است. زيرا ساير عوامل مانند تكنونولوژي ، سرمايه و... به نيروي انساني است. عليرغم پيشرفتهاي فني وتكنيكي جديد هنوز هيچ عاملي نتوانسته جايگزين نيروي انساني گردد و انسان به عنوان يك عامل كليدي در سازمان مطرح است ومديريت سازمان با توجه به اين تكنه بايد بكوشد تا اين سرمايه را به درستي شناخته و توان و استعدادهاي نهفته او را پرورش داده و به نحو موثري آن را در پيشبرد هدفهاي سازمان بسيج كند(الواني ، 1382 :20).
سكون زدگي دامي است كه بر سرراه كاركنان سازمانها قرار دارد 99% از كاركنان در طول زندگي كاري خود مبتلا به پديده سكون زدگي مي شوند بر اساس نظر باردويك (1988 :1 ) ، بيشتر افراد ظرف حدود سه سال در يك شغل ماهر مي شوند، از اين به بعد كار معمول و يكنواخت شده و ديگر چيز جديدي براي آموختن وجود ندارد. در اين حالت فرد احساس درماندگي كرده و كار خود را كم ارزش و ناخوشايندتر از قبل بداند. ممكن است فرد به نگرشها و رفتارهايي برسد كخ ديگر كارائي نداردو سلامت جسمي و رواني اش نيز دچار تزلزل گردد.
به اعتقاد گينز و جرميير (ذكر شده در ساعتچي ،1375 :345) فرصتهاي اندك براي ارتقا و وجود قوانين و مقررات خشك اين احساس را در فرد ايجاد مي كند كه در يك نظام غير منصف گرفتار آمده است و خمين احساس باعث مي شود فرد نسبت به شغلش نقطه نظرهاي منفي پيدا كند. تقويت حالتهاي منفي بودن مزمن و فقدان پيشرفت بعد از اينكه خود را در زندگي موفق احساس نمي كند، عيب جو بودن ، دلسردي، بي علاقگي و سهل انگاري از جمله نشانه هاي تحليل رفتگي هستند.
در اين تحقيق رابطه بين سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي با تحليل رفتگي كاركنان سازمان امور اقتصادي و دارائي استان كرمان مورد مطالعه قرار مي گيرد، تا با شناخت اين رابطه مديران و سرپرستان در ايجاد شرايطي تلاش نمايند تا تمامي توان نيروي كار در سازمان به كار گرفته شده و امكان رشد وشكوفايي سازمان و توسعه فردي نيروي كاري فراهم گردد چنين تلاشي موجب خواهد شد ضمن تامين بهداشت رواني كاركنان، عملكرد آنها در جهت تحقيق هدفهاي سازمان بهبود يابد.

بيان مساله:
امروزه از جمله مسائل مهمي كه مي تواند در سطح محيطهاي شغلي مورد بررسي قرار گيرد و از اهميت خاصي برخوردار است، مساله وجود نيروي انساني كارآمد و خود انگيخته مي باشد و با توجه به اينكه هر نظام و مجموعه اي سعي مي كند براي رشد و توسعه خود و دستيابي به اهداف برنامه ريزي شده اش بيشترين كارايي را داشته باشد لذا بايستي تلاشهاي بي وقفه اي در راستاي توجه به نيروي انساني و نيازهاي آنها داشته باشند تا از پيامدهاي نامطلوب ناشي از بي توجهي به نيروي انساني دوري گزينند ( سليماني باغشاه 1384: 51).
جوامعي به پيشرفت، ترقي و تعالي دست يازيده اند كه توانسته اند اين نيروها و استعدادهاي نهفته در آنها را شكوفا سازند. بويژه آن دسته از سازمانهايي كه به اهميت نقش منابع انساني در بهبود بهره وري پي برده اند به ارزش قدرت نيروي كار متعهد وقوف يافته و منابع مهم و انرژي فراواني از مديريت را صرف ايجاد محيطي مي نمايند كه كاركنان بتوانند با حداكثر توان خود، در بهبود عملكرد سهيم باشند (بلچر، ترجمه فارسي 1374: 101).
كاركنان امروزي بيشتر از گذشته درباره زندگي كاري خود فكر مي كنند و نگران هستند، آنها شغل مطمئن، درازمدت و ارضا كننده مي خواهند و مايلند در شغل خود رشد و توسعه پيدا كنند. از سوي ديگر كارمندان اغلب حرفه خود را با اميد وانتظاراتي ويژه براي رسيدن به بالاترين سطح در سازمان شروع مي كنند واكثر آنها به پيشرفت خود، رسيدن به قدرت، كسب بالاترين مسئوليتها و پاداشها اهميت مي دهند. (جيمز1 ، 2005: 1) ، اما متاسفانه كارمندان قبل از رسيدن به اهدافشان دچار سكون زدگي مي شوند (مايكل و والاين2، 2004: 1) .
دافي (ذكر شده در جيمز، 1: 2005) معتقد است كه شرايط پيچيده شغلي كنوني سكون زدگي غير قابل انكار است و از طرف ديگر سكون زدگي باعث ايجاد ناكارآمدي و عدم كسب نتيجه در شركت و يا سازمان مي شود.
روانشناس ونظريه پرداز اوليه كه در زمينه سكون در مسير ترقي شغلي تحقيق وسيعي را به عمل آورد معتقد است بيشتر افراد ظرف حدود 3 سال در يك شغل ماهر مي شوند از اين به بعد كار معمول و يكنواخت مي شود و ديگر چيز جديدي براي آموختن وجود ندارد. در اين حالت فرد احساس درماندگي مي كند و كار خود را ناخوشايند تر و كم ارزشتر مي پندارد، اين تجربه طبيعي سكون نام دارد (طالقاني، 1381: 3) از سوي ديگر به اعتقاد گنيز وجرميير3 (ذكر شده در ساعتچي 1376: 345) فرصتهاي اندك براي ارتقاء و وجود قوانين و مقررات خشك اين احساس را در فرد بوجود مي آورد كه در يك نظام غير منصف گرفتار آمده است و همين احساس باعث مي شود فرد نسبت به شغلش نقطه نظرهاي منفي پيدا كند تقويت حالتهاي منفي بودن مزمن، بدبيني مزمن و فقدان پيشرفت، دلسردي، بي علاقگي ، سهل انگاري بعد از اينكه فرد خود را در زندگي راضي و موفق احساس نمي كند به اعتقاد برونت4،2004: 3). از جمله نشانه هاي تحليل رفتگي هستند. از آنجا كه تحليل رفتگي شغلي غير تبعيض آميز است و كاركنان در همه سطوح ممكن است متحمل آن بشوند(بل5، 2: 2004). در اين راستا شناخت عواملي كه در ايجاد و توسعه تحليل رفتگي نقش دارند اهميت بسزايي دارد زيرا كاهش اثر بخشي و افزايش غيبت از كار در افراديكه از تحليل رفتگي رنج مي برند مشاهده مي شوند (برونت، 2003.: 5) .
حال با در نظر گرفتن مطالب فوق اين سوال مطرح است كه آيا بين سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي و تحليل رفتگي رابطه اي وجود دارد؟
در اين پژوهش سعي بر آن شده است تا با بررسي رابطه سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي و تحليل رفتگي كاركنان سازمان امور اقتصادي و دارايي و اداره كل مالياتي استان كرمان ضمن پاسخگويي به سوال مطرح شده، راهكارهايي در جهت كاهش تحليل رفتگي و سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي آنان ارائه گردد.
مديران و كاركنان مي توانند با اتخاذ تدابير مناسب جهت تقليل اين متغير دست كم مقداري از تحليل رفتگي شاغلين را تا آنجايي كه به اين مساله مربوط مي شود كاهش دهند و از پيامدهاي نامطلوب تحليل رفتگي مانند كاهش اثر بخشي، غيبت از كار، بي علاقگي نسبت به كار، سهل انگاري، كاهش توان كاري، نارضايتي و ... جلوگيري كنند. 

 هدف تحقيق :
الف) هدف كلي :

هدف كلي انجام اين تحقيق بررسي رابطه سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي با تحليل رفتگي كاركنان سازمان امور اقتصادي و دارايي و اداره كل مالياتي استان كرمان مي باشد اين تحقيق هم چنين اهداف فرعي زير را دنبال مي كند.
ب) اهداف جزئي يا فرعي :
1- شناسايي ميزان سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي در كاركنان سازمان امور اقتصادي و دارايي و اداره كل مالياتي استان كرمان
2- شناسايي ميزان تحليل رفتگي در كاركنان سازمان امور اقتصادي و دارايي و اداره كل مالياتي استان كرمان
3- شناسايي ميزان فرسودگي عاطفي و جسماني در كاركنان سازمان امور اقتصادي و دارايي و اداره كل مالياتي استان كرمان
4- شناسايي ميزان كاهش عملكرد در كاركنان سازمان امور اقتصادي و دارايي و اداره كل مالياتي استان كرمان
5- شناسايي ميزان تهي شدن از ويژگي هاي شخصيتي در كاركنان سازمان امور اقتصادي و دارايي و اداره كل مالياتي استان كرمان
قلمرو تحقيق :
در اين تحقيق بررسي رابطه سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي با تحليل رفتگي در 219 نفر از كاركنان سازمان امور اقتصادي و دارايي و اداره كل مالياتي استان كرمان كه در پستهاي مختلف در تابستان سال 1386 مشغول به كار بوده اند انجام پذيرفت اين افراد با سابقه كار بيش از 3 سال و از ميان 505 نفر از شاغلين با تحصيلات ديپلم به بالا اعم از رسمي، پيماني و قراردادي به طور تصادفي انتخاب شدند.
الف) قلمرو موضوعي تحقيق: پژوهش حاضر از نظر موضوعي پيرامون سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي در رابطه آن با تحليل رفتگي مي باشد در اين پژوهش فرسودگي عاطفي ـ جسماني، كاهش عملكرد و تهي شدن از ويژگيهاي شخصيتي با سكون زدگي مورد بررسي قرار مي گيرد.
ب) قلمرو مكاني تحقيق : در اين تحقيق سازمان امور اقتصادي و دارايي و اداره كل مالياتي استان كرمان مورد بررسي قرار خواهند گرفت.
ج) قلمرو زماني تحقيق: نظر به محدود بودن زمان پژوهش، به ويژه اينكه نبايد از محدوده خاص تجاوز نمايد، لذا زمان مطالعه مربوط به كاركنان در زمان حاضر مي باشد. به عبارت ديگر وضعيت فعلي (سال 1386) مد نظر قرار مي گيرد.
تعاريف عملياتي :
الف) سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي :
در اين پژوهش سكون زدگي نمره اي است كه آزمودنيها از 20 سوال پرسشنامه سكون زدگي طالقاني6 (1381) كسب كرده اند كه البته اين پرسشنامه پس از تعيين روايي و پايايي مورد استفاده قرارگرفت.
ب) تحليل رفتگي :در اين پژوهش تحليل رفتگي نمره اي است كه آزمودنيها از 15 سوال پرسشنامه تحليل رفتگي "مسلش جكسون7" بدست آورده اند.
ج) فرسودگي عاطفي و جسماني : در اين پژوهش فرسودگي عاطفي و جسماني نمره اي است كه آزمودنيها از سوالات 1 تا 9 پرسشنامه تحليل رفتگي "مسلش جكسون " به دست آورده اند.
د) كاهش عملكرد : در اين پژوهش كاهش عملكرد نمره اي است كه آزمودنيها از سوالات 10تا 14 پرسشنامه تحليل رفتگي "مسلش جكسون " به دست آورده اند.
ر) تهي شدن از ويژگيهاي شخصيتي : در اين پژوهش تهي شدن از ويژگيهاي شخصيتي نمره اي است كه آزمودنيها از سوالات 15 تا 20 پرسشنامه تحليل رفتگي "مسلش جكسون " به دست آورده اند.
چارچوب نظري :
سكون زدگي دامي است كه بر سر راه كاركنان سازمانها قرار دارد 99% از كاركنان در طول زندگي كاري خود مبتلا به پديده سكون زدگي مي شوند، بر اساس نظر باردويك(1:1988)، بيشتر افراد ظرف حدود سه سال در يك شغل ماهر مي شوند، از اين به بعد كار معمول و يكنواخت شده و ديگر چيز جديدي براي آموختن وجود ندارد. در اين حالت فرد احساس درماندگي كرده و كار خود را كم ارزش و ناخوشايندتر از قبل بداند. ممكن است فرد به نگرشهاي و رفتارهايي برسد كه ديگر كارآيي ندارد و سلامت جسمي و رواني اش نيز دچار تزلزل گردد.
به اعتقاد گينز و جرميير (ذكر شده در ساعتچي، 1376: 345) فرصتهاي اندك براي ارتقاء، وجود قوانين و مقررات خشك اين احساس را در فرد ايجاد مي كند كه در يك نظام غير منصف گرفتار آمده است و همين احساس باعث مي شود فرد نسبت به شغلش نقطه نظرهاي منفي پيدا كند . تقويت حالتهاي منفي بودن مزمن، بدبيني مزمن و فقدان پيشرفت بعد از اينكه خود را در زندگي راحت و موفق احساس نمي كند، عيب جو بودن، دلسردي، بي علاقگي و سهل انگاري از جمله نشانه هاي تحليل رفتگي هستند.
ويتز و فيلدمن (ذكر شده در طالقاني 1381: 24) از جمله علل رسيدن به ناحيه سكون در مسير ترقي شغلي را نياز كم براي حركت در مسير ترقي شغلي مي داند. اين احساس كاهش پيشرفت شخصي به نظر بانكش و اسكافيل ( ذكرشده دربرونت ، 2003 : 3 ) يكي از نشانه هاي تحليل رفتگي مي باشد. با توجه به مطالب بالا وجود رابطه بين سكون زذگي در مسير پيشرفت شغلي و تحليل رفتگي از طريق عامل نياز كم به پيشرفت بديهي مي باشد.
سعادت (ذكر شده در اسماعيلي، 1378: 51) اظهار مي دارد تنيدگي و فشار عصبي شديد ناشي از ماهيت، نوع و يا وضعيت نامناسب كار به پيدايش حالتي در كاركنان منجر مي شود كه تحليل رفتگي ناميده مي شود و در اين حالت كار اهميت خود را از دست مي دهد. فردي كه دچار تحليل رفتگي گشته، دائماً خسته است، پرخاشگري دارد، بدگمان و منفي باف، بدبين و عصباني است. زودرنج و بي حوصله است و با كوچكترين ناراحتي از كوره در مي رود، كلافه است و خود را در بن بست مي بيند از طرف ديگر بنا به گفته مي سي نا8 (2005: 3) افرادي كه ترس از موفقيت بالايي دارند زماني از كار خود احساس رضايت بيشتري مي كنند كه كار آنها چالش انگيز باشد. زماني كه اين چالش انگيزي از كار آنها حذف شود براي شاغل خسته كننده مي شود. صرف وقت براي كارهاي عادي و فاقد چالش باعث ايجاد خستگي كه يكي از دلايل تحليل رفتگي است مي شود. و از طرف ديگر فقدان انگيزش ذاتي شغلها ،به علت نبود غني سازي در شغل با دادن اختيارات و مسئوليتهاي بيشتر و هم چنين عدم توسعه شغلي به علت نبود وظايف عملياتي بيشتر بنا بر نظريه ويتز و فليدمن (ذكر شده در طالقاني، 1381: 24) از جمله علل رسيدن به ناحيه سكون مي باشد.
سند هولتز9 (ذكر شده در طالقاني ، 1381: 22)سكون زدگي را معيار و زبان مخصوص ترقي مي داند او معتقد است مفهوم سكون زدگي غالباً با مفاهيم منفي همراه است. بعنوان مثال اين مفهوم براي روانشناسان حرفه اي دوره اي است كه ميزان يادگيري فردي پيشرفت نمي كند. بعبارت ديگر سكون دوران ركون و دوران فقدان پيشرفت و عقب نشيني در شغل است . و براي شخصي كه همواره خواهان ترقي در مسير ترقي شغلي است تصوير زيبايي نمي باشد. ، پوتر10 (ذكر شده در رضاييان ، 1385: 92 ) نيز 8 روش را براي افزايش قدرت شخصي ذكر مي كند كه يكي از آنها يادگيري و توسعه مهارتها مي باشد، پوتر معتقد است اگر فرد در شغلش پيشرفت كند ممكن است به كارهايي برخورد كند كه نياز به مهارتهايي دارند كه هنوز آنها را كسب نكرده است. بنا بر گفته پوتر قدرت شخصي از چگونگي فراهم آوردن موقعيتهاي يادگيري براي فرد زماني كه شناخت عملي از مهارتهاي مورد نياز خود كسب مي كند، ناشي مي شود. فرد مطمئن است كه چالشهاي جديد و پيش بيني شده را از پيش رو بر مي دارد. در نتيجه يادگيري و توسعه مهارتها يكي از راههاي مقابله با تحليل رفتگي مي باشد كه از طريق اين عامل نيز مي توان به وجود رابطه بين سكون زدگي در مسير ترقي شغلي با تحليل رفتگي پي برد.
رحماني و نصرآبادي (1379: 186) معتقدند كه تحليل رفتگي عارضه اي است كه در نتيجه قرار گرفتن طولاني مدت فرد تحت فشارهاي عصبي بوجود مي آيد، افرادي كه دچار اين عارضه مي شوند در بيشتر مواقع شغل خود را تغيير مي دهند و يا از جهت رواني از كار خود كناره گيري مي كنند. هم چنين تحليل رفتگي پيامد نهايي فشار عصبي است كه هم بر شخص و هم بر سازمان اثر مي گذارد واماندگي يك احساس عمومي تحليل رفتگي است و هنگامي روي مي دهد كه فرد احساس مي كند فشارهاي خيلي زيادي را تحمل مي كند و منابع رضايت نيز خيلي كم است (عليزاده اقدام، 1380: 295) از طرف ديگر ويتز و فيلدمن(ذكر شده در طالقاني، 24:1381) يكي از 6 عامل ايجاد كننده سكون زدگي را فشار عصبي مي داند كه با توجه به مطالب بالا به نظر مي رسد كه بين تحليل رفتگي و سكون زدگي رابطه وجود دارد.

1- عدم ارتقا به مشاغل مختلف
2- عدم اميد به ارتقا و بيشرفت
3- توقف در شغل بيش از حد
4- عدم احساس ترقي در شغل
5- شك در داشتن جايي براي بيشرفت
عدم امكان بيشرفت و رشد
مدل تحليلي تحقيق :

احساس خستگي و افسردگي
1- احساس يكنواختي و خستگي در كار
2- عدم وجود شادي و نشاط
عدم احساس مسئوليت و مشاركت
عدم مشاركت در فعاليت هاي سازماني
سكون زدگي در مسير بيشرفتشغلي


1- عدم امكان تغيير و تحول در شغل
2- عدم تلاش براي بيشرفت در شغل
3- عدم امكان بهبود شرايط محيط كار

عدم تلاش براي تغيير و تحول در كار
عدم فرصت براي ارتقا
عدم امكان ادامه تحصيل
جنسيت، وضعيت تأهل، سن،تحصيلات، سابقه كار مرتبط و سابقه خدمت
1- احساس فرسودگي عاطفي و جسماني
2- احساس از رونق افتادن
3- احساس از باي در آمدن
4- فشار كار روزانه
5- احساس بيزاري از كار
1-عدم توانايي در بيدا كردن را حل مناسب
2- عدم احساس مشاركت در كار
3- نداشتن انگيزه براي انجام امور ارزشمند
4- شك در اهميت كار
5- عملكرد بايين
1-عدم اهميت اهداف سازمان
2- بي تفاوتي نسبت به مشكلات سازمان
3- عدم توجه به بازدهي كار
4- عدم خودجوشي و مشاركت در كار
تهي شدن از ويژگي هايشخصيتي شخصيتي
فرسودگي عاطفي و جسماني
تحليل رفتگي
كاهش عملكرد
فرضيه هاي پژوهش :
فرضيه اصلي :

بين سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي با تحليل رفتگي كاركنان سازمان امور اقتصادي ودارايي و اداره كل مالياتي استان كرمان رابطه وجود دارد.
فرضيات فرعي :
1ـ بين سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي با فرسودگي عاطفي و جسماني رابطه وجود دارد.
2ـ بين سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي با كاهش عملكرد رابطه وجود دارد.
3ـ بين سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي با تهي شدن از ويژگيهاي شخصيتي رابطه وجود دارد.
4ـ بين سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي با تحليل رفتگي از نظر (سن، جنس، تحصيلات و سابقه خدمت مرتبط باپست فعلي و سابقه خدمت ) رابطه وجود دارد.
جامعه آماري :
جامعه آماري اين تحقيق را كليه كاركنان شاغل در سازمان امور اقتصادي و دارايي و اداره كل مالياتي استان كرمان در سال 86 كه تعداد 505 نفر مي باشد را تشكيل مي دهد. اعضاي جامعه آماري از لحاظ تحصيلات ديپلم به بالا و از نظر پست سازماني در كليه رده هاي شغلي از جمله كاردان، كارشناس، كارشناس ارشد، رئيس گروه و رئيس اداره، با سابقه كاري بالاي سه سال مي باشند كه از لحاظ وضعيت استخدامي از ميان كاركنان رسمي، پيماني و قراردادي به طور تصادفي انتخاب شده اند .
حجم نمونه:
نمونه با استفاده از فرمول كوكران 219 به دست آمد با توجه به اينكه امكان برگشت ندادن پرسشنامه وجود داشت تعداد225 پرسشنامه توزيع گرديد.
روش نمونه گيري :
در اين تحقيق از نمونه گيري به روش خوشه اي ساده استفاده شده است ،هر شهرستان به عنوان يك خوشه درنظر گرفته شده ودر هر شهرستان به نسبت جمعيت افراد شاغل در آن، تعدادي به عنوان نمونه با استفاده از نمونه گيري تصادفي انتخاب شدند.
ابزار جمع آوري داده ها :
ابزار جمع آوري اطلاعات مشتمل بر دو پرسشنامه كه به صورت بسته تهيه شده است مي باشد پرسشنامه سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي شامل 15 سوال مي باشد كه ميزان سكون زدگي را مي سنجد و به صورت شش گزينه اي (از كاملاًَ موافقم تا كاملاً مخالفم ) طراحي شده است.
پرسشنامه تحليل رفتگي با اقتباس از پرسشنامه "مسلش جكسون" از 20 سوال و به صورت يك مقياس 5 درجه اي ليكرت (از خيلي كم تا خيلي زياد) تشكيل شده است.
روايي و پايائي ابزار جمع آوري داده ها :
به منظور حصول اطمينان از روايي پرسشنامه كليه سوالهاي پرسشنامه به 5 نفر از اساتيد مجرب داده شد تا نظر خود را در زمينه هر يك از سوالها در قالب يكي از سه گزينه كاملاً مناسب، نسبتاً مناسب، نامناسب، كه به ترتيب داراي ارزش عددي معادل 1، 5/0، و صفر بوده اند عنوان نمايند. و روايي معادل %80 براي پرسشنامه سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي و 86% براي پرسشنامه تحليل رفتگي به دست آمد.
به منظور تعيين پايائي پرسشنامه از روش آزمون مجدد استفاده گرديد. پرسشنامه در دو نوبت به فاصله ده روز به يك نمونه تصادفي 10 نفره كه از هر خوشه متناسب با حجم خوشه انتخاب شده بودند، داده شد .سپس با استفاده از شاخص ضريب همبستگي اسپيرمن كه اندازه آن بين صفر تا يك تغيير مي كند، اعتبار پايايي پرسشنامه تحليل رفتگي معادل %91 و پايائي پرسشنامه سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي برابر با %85 تعيين شد. 

 نتايج تحقيق :
الف) نتايج مربوط به مشخصات فردي :
1- جنسيت :
با توجه به تجزيه تحليل داده ها 105 نفر(1/49%) از پاسخگويان را مردان و 109 نفر(9/50%) باقيمانده را زنان تشكيل مي دهند.
2- سن : با توجه به تجزيه و تحليل داده ها 72 نفر(34%) از پاسخگويان بين 20-30 سال، 82 نفر(7/38%) بين 31-40 سال، 55 نفر(9/25%)بين 41-50 سال و سه نفر(4/1%)بالاي 50 سال سن دارند.
3- وضعيت تأهل : با توجه به نتايج تحقيق 179 نفر(4/84%)از پاسخگويان متأهل و 32 نفر(2/15%) مجرد مي باشند در ضمن(4/1%) به اين سوال پاسخ نداده اند.
4- تحصيلات : با توجه به تجزيه و تحليل داده ها 50 نفر(5/23%) از پاسخگويان داراي مدرك ديبلم، 40 نفر (8/18%) مدرك فوق ديبلم، 108 نفر(7/50%) مدرك ليسانس، 15 نفر(7%) مدرك فوق ليسانس مي باشند.
5- سابقه كار مرتبط با بست فعلي : با توجه به تجزيه و تحليل داده ها 51 نفر(9/23%) از پاسخگويان كمتر از 3 سال، 46 نفر(6/21%) 3-6 سال، 50 نفر(5/23%) 6-10 سال، 66 نفر(31%) بيشتر از 10 سال سن دارند.
6- وضعيت استخدامي : با توجه به تجزيه و تحليل داده ها 53 نفر(9/59%) از پاسخگويان رسمي، 64 نفر(2/30%) پيماني و 21 نفر(9/9%) قراردادي مي باشند.
7- سابقه خدمت : با توجه به تجزيه و تحليل داده ها 53 نفر(1/25%) از پاسخگويان داراي سابقه كمتر از 5 سال، 56 نفر(5/26%) 5-10 سال، 62 نفر(4/29%) 10-20 سال و 40 نفر(19%) بيش از 20 سال سابقه خدمت داشته اند.
ب) نتايج اصلي تحقيق:
1- فرضيه اصلي:

H0: بين دو متغير سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي و تحليل رفتگي رابطه وجود ندارد.
H1: بين دو متغير سكون زدگي در مسير پيشرفت شغلي و تحليل رفتگي رابطه وجود دارد. 

 

ادامه مطلب در لینک زیر: 

 

http://modiryar.com/index-management/behavior/hrm/6288-1394-12-08-05-11-20.html 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را

با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛

Email: mahdiyarahmadi@gmail.com

در میان گذارید.

+ نوشته شده در  ۱۳۹۴/۱۲/۰۸ساعت 9:18  توسط مهدي ياراحمدي خراساني  |