رابطه بین ویژگی های شخصیتی و سبک های دفاعی 


 
با جهت گیری مذهبی در دانشجویان 

 

چکیده: روش: روش پژوهش حاضر توصیفی–همبستگی می‌باشد.جامعه‌ی آماری این پژوهش شامل کلیه‌ی دانشجویان ترم‎اوّل ورودی 93-92 مقطع کارشناسی، مجتمع علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی(واحد مشهد) می‌باشد. کل جامعه مورد نظر پژوهش حاضر456 نفر بود، که با استفاد از جدول گرسی و مورگان تعداد 210نفر نمونه محاسبه ومشخص شد. روش نمونه‎گیری از روش خوشه‌ای چند مرحله‌ای استفاده شد. ابزارپژوهش دراین مطالعه، پرسش نامه شخصیت 5عاملی نئو(NEO-FFI) و پرسشنامه سبک‌های دفاعی(DSQ)، پرسشنامه مقیاس جهت گیری مذهبی آلپورت بود. جهت تجزیه وتحلیل داده‌ها از رگرسیون گام به گام استفاده شد. داده‌ها نیز از طریق نرم افزار spss19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که برون گرایی (E)؛ سبک دفاعی رشد نایافته و گشودگی در مقابل تجربه (O) بصورت منفی و معنادار، و برون گرایی (E) به‎صورت مثبت و معنادار جهت گیری مذهبی بیرونی را پیش بینی کردند(05/0
واژگان کلیدی : ویژگی های شخصیتی ، سبک‌های دفاعی،جهت گیری مذهبی بیرونی

مقدمه :
نیاز انسان به دین قدمتی به عمر تاریخ دارد، زیرا بشر از همان آغاز زندگی خود به حامی مقتدر و تکیه گاهی نیرومند احساس نیاز می‌کرده است. یعنی تقاضایی است که در سرشت و نهاد انسان وجود دارد. دین و مذهب یکی از اساسی‌ترین و مهم‌ترین نهاد‌هایی است که جامعه بشری به خود دیده است به طوری که هیچ‌گاه بشر خارج از این پدیده زیست نکرده است. هنگامی که حس مذهبی در انسان پرورش و ایمان واقعی در او تحقق می‌یابدو به خدا توکل می‌کند، در واقع سعادت آدمی پایه گذاری و در حوادث زندگی از لحاظ روحی نیرومند می‌شود وشکیبایی در عمق وجودش شکل می‌گیرد .شاید عصر‌ما دوره بازگشت و بازنگری به دین باشد. ظهور دوباره‌ی کشش معنوی و نیز جستجوی درک روشن‌تری از ایمان، کاربرد آن در زندگی روزانه، همچنین گستره‌ی معنویت و مذهب در همه زوایای زندگی انسان و نیز لزوم ارزیابی مجدد نقش مذهب در بهداشت روانی است. به بیان دیگر انسان بدون ایمان و عقیده‌ی مذهبی قادر به ادامه‌ی زندگی با آرامش نیست و امیدی ندارد قرآن درباره‌ی آرامش قلبی می‌‌فرماید: « الا بذکر الله تطمئن القلوب» آگاه باشید که با یاد خدا دلها آرامش می‌گیرد(رعد آیه‌ی 28). مکاتب مختلف روان‌شناسی همیشه به دنبال این بوده‌اندکه از چه طریق می‌توان به انسانها یاری رساند تا به تعادل روحی و فکری دست یابند [ 1].
صاحب نظران در حوزه‌ی روان شناسی مذهبی در سطح نظری درباره اثرات اعتقادات دینی بربهداشت روان دیدگاه‌های ضد و نقیضی را مورد بحث قرارداده اند. فروید[1]، الیس[2]، نوعی ارزیابی منفی از نقش و تاثیرمذهب بر سلامت روانی را داشته اند اما افرادی چون جیمز[3]، یونگ[4]، مازلو[5]، آدلر، [6]فرام، [7] با نگرشی مثبت از پیامد‌های جهت‌گیری مذهبی بر سلامت روان و شخصیت سخن گفته‌اند[2].
مفهوم سبک‌های دفاعی نیز برگرفته از نظریه روانکاوی از دیرباز مورد توجه پژوهشگران بوده و یافته‌های به دست آمده نیز مورد استفاده قرار گرفته است. در تعریف آنافروید[8]این چنین آمده است: مکانیزم‌های دفاعی راه‌ها و شیوه‌هایی هستند که «من » با کمک آنها اضطراب و رنجش را پس زده و روی رفتار تکانشی غریزی کنترل می‌کند. در واقع مکانیزم‌های دفاعی، احساسات، افکار یا رفتار‌های الگوشده‌ای هستند که نسبتا غیر ارادی بوده و در پاسخ به ادارک خطر برانگیخته می‌شوند. آنها نوعی فرآیند‌های ذهنی یا سبک‌ دفاعی هستند که منجر به ظهور واکنش‌های روان شناختی خودکار شده تا از فرد در برابر اضطراب محافظت کنند [ 3].
شخصیت هر فردی بی‌همتاست و هر کس از ویژگی‌های منحصر به فردی برخوردار است که او را از دیگران متمایز می‌کند و همین مساله در نگاه افراد به مقوله‌ی مذهب و دین و جهت گیری‌شان متفاوت است. هیلگارد[9]شخصیت راچنین تعریف می‌کند: در شخصیت الگوهای معینی از رفتار و شیوه‌های تفکر است که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعبیر می‌کند. شخصیت بیانگر ویژگیهای فرد یا افراد است که الگوی ثابت رفتاری آنها را تشکیل می‌دهند. در این زمینه، چند نکته را می‌توان مطرح کرد. نخست، این که مفاهیم شخصیت باید طوری بیان شوند که روانشناسان در نحوه مشاهده و اندازه گیری آنها به توافق برسند. دوم، این که شخصیت بیانگر آن دسته از خصوصیات فرد است که وی را از سایرین متمایز و منحصر به فرد می‌سازد و هم بیانگر آن دسته از خصوصیاتی است که در همه انسانها مشترک است. سوم، این که شخصیت، هم شامل ابعاد پایدارتر و تغییر ناپذیرتر کنش انسان است که گاهی اوقات« ساختار» نامیده می‌شوند [ 4].
جهت گیری مذهبی عبارت است از عملکرد فرد براساس باورهای دینی خود و به قرار مرجعیت بخشیدن به ساختار، روابط و مناسبات در تمام ابعاد آن، که در پرتو انسان با خدا تعریف شده است. سازش یافتگی انسان با مسایل زندگی، مستلزم پاسخ به سوال‌های مهمی است که انسان درصدد پاسخ گویی به آنهاست، مذهب بستر مناسبی برای پاسخ دادن به خواسته‌ها و نیازهای مبهم افراد فراهم می‌آورد. از جمله این خواسته‌ها و نیازها می‌توان به مشکل انسان در رابطه با زمان و جاودانگی، اجتماعی شدن و اجتماعی ماندن، الگوی دلبستگی و جدایی، تشویق و تنبیه(مجازات) معنا دهی به فعالیت‌ها، عقل، جایگاه فرد درجهان، غلبه و معنا دهی به رنج‌ها و تعارض‌های اساسی زندگی اشاره کرد[ 5].
با پذیرفتن اینکه «مذهب» یک متغیر مهم در زندگی افراد است. می‌توان گفت نفوذ باورها، نگرشها، رفتارها، و ویژگی‌های ارزشی درونی افراد مذهبی در حوزه‌ی زندگی آنها باید جزئی از تحلیل روان شناختی باشند. مذهب از نظر روان‌شناسان یک عامل انگیزشی است. اسپلکا [10]وهمکارانش مذهب را به عنوان یک نظام مرجع برای تفسیر وقایع زندگی مورد بحث و بررسی قرار می‌دهند. «یونگ» معتقد است: دین یکی از قدیمی ترین و عمومی ترین نظاهرات روح انسانی است و بنابراین واضح است که هرروان شناسی که سرو کارش با ساختمان روانی«شخصیت» انسان باشد لااقل نمی‌تواند این حقیقت را نادیده بگیرد که دین تنها یک پدیده‌ اجتماعی و تاریخی نیست، بلکه برای بسیاری از افراد بشر حکم یک مسئله‌ی مهم شخصی را دارد [ 6].
فرام (1950) نیاز به یک چارچوب جهت گیری مورد تقدیس را یکی از نیازهای روان شناختی انسان می‌داند و در این زمینه می‌گوید: "نیاز به دین یعنی نیاز به یک الگوی جهت گیری و مرجعی برای اعتقاد و ایمان، هیچ کس را نمی‌توان یافت که فاقد این نیاز" باشد. بنابراین با در نظر گرفتن نقش و جایگاه مذهب در تمامی وجوه زندگی از سویی و اهمیت شخصیت به عنوان عامل عمده در رابطه با جهت دهی رفتار انسانها قابل بررسی است. گر چه شخصیت، یک کلیت روانی است که انسانی را از انسان دیگر متمایز می‌کند و نمی‌توان تعریفی صرفا ذهنی برای آن ارائه داد، با وجود این، شناخت هر فردی، سرنخ‌هایی برای درک رفتار‌های وی به دست می‌دهد با مطالعه شخصیت می‌توان به ویژگی‌های فردی و اجتماعی افراد پی [ 7].
اندروز[11]، سینگ[12](1993) بر اساس طبقه بندی سلسله مراتبی وایلنت[13] در مورد مکانیسم‌های دفاعی، بیست مکانیسم را به سه سبک دفاعی رشد یافته، نوروتیک، رشد نایافته تقسیم کردند [ 8].
مکانیسم‌های دفاعی رشد یافته به منزله‌ی شیوه‌های مواجهه انطباقی، بهنجار و کارآمد محسوب می‌شوند. مکانیسم‌های دفاعی نوروتیک و رشد نایافته، شیوه‌های مواجهه‌ی غیر انطباقی و ناکار آمد هستند. مکانیزم‌های دفاعی در حقیقت تحریف کننده واقعیت هستند و میزان تحریف واقعیت در دفاع‌های رشد نایافته و روان آزرده بیشتر از دفاع‌های رشد یافته است. هرچه میزان تحریف شناختی یک دفاع بیشتر باشد، به دنبال آن از میزان آگاهی هوشیارانه کاسته می‌شود و در نتیحه تلاش کمتری برای مقابله با تحریف شناختی انجام می‌شود [9]
.
مکانیزم‌های دفاعی شناخت آگاهانه ما را در تعارض‌هایمان کم می‌کند و احساسات متعارض با باور‌های ما را تحت تاثیر قرار می‌دهند،
از این رو مکانیزم‌های دفاعی خصوصا مکانیزم‌هایی که رشد نایافته‌ترند، مانعی برای درک واقعیت در فرد می‌شود و امکان دفاع منطقی و موثر را از وی سلب می‌کند و ظرفیت بینشی و خود اکتشافی فرد را کاهش می‌دهند. مکانیزم‌های دفاعی فرآیندهای ناهشیار درون روانی هستند که وظیفه محافظت از خود را درمقابل موقعیت‌های تهدید آمیز برعهده دارند [ 10].
روانشناسان در مورد ابعاد شخصیتی افراد نظرات گوناگونی دارند که از آن جمله می‌توان به نظر آلپورت(1961) اشاره کرد که هر شخصی دارای مجموعه‌ای از صفات مشترک است و از طرفی ‌همان شخص صفات متفاوت و منحصر به فردی نیز دارد، وی شخصیت را به 6 صفات اقتصادی، اجتماعی، قدرت، سیاسی، مذهبی و زیبایی تقسیم می‌کند. از بین ویژگی‌های شخصیتی معرفی شده تا کنون، طی سالهای اخیر، 5 عامل بزرگ شخصیت یعنی نوروزگرایی[14](N)، برون گرایی[15](E) گشودگی[16](O) موافق بودن[17](A) و با وجدان بودن[18](C) توجهات زیادی را به خود جلب نموده است[ 11].
میکائیکی(1390) درپژوهش خود به مطالعه " رابطه‌ی جهت‌گیری مذهبی با ویژگی‌های شخصیتی دانشجویان دختر و پسر دانشگاه اردبیل" پرداخت که یافته‌ها نشان داد بین دختران و پسران از نظر جهت گیری مذهبی و از نظر ویژگی‌های شخصیتی تفاوت معنادار است و همچنین میان جهت‌گیری مذهبی با خرده مقیاس ویژگی‌های شخصیتی روان آزرده خویی، برون گرایی، انعطاف پذیری، با وجدان بودن رابطه معنادار وجود دارد. اخیرا شخصیت به عنوان یک موضوع مهم مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است و شواهد زیادی از نقش مهم شخصیت درایجاد، کاهش و یا از بین بردن اختلالات روانی حمایت کرده است. (سید لیتز[19]2002، و ایدیگر[20] 2005 به نقل از گروسی فرشی 1387) شواهد نظری و تجربی زیادی از رابطه میان مذهب و نگرش‌های مذهبی و ابعاد شخصیت در دست می‌باشد. بعضی از این پژوهش‌ها رابطه صفات شخصیت و دینداری را با هم سنجیده‌اند (لوکن هاف[21]، ایرنسن[22]، اوکلیرایگ[23]) (2009) کانکلی[24](2010) رابطه‌ی مثبت معناداریبین دینداری و تجربه‌های ذهنی (هر چه دینداری سنجیده‌تر زندگی پر معناتر) گزارش کرده است. بنابراین دینداری ارتباط دو سویه‌ای با شخصیت دارد [ 12].
آملینگ[25] (2000) از مذهب به مثابه یک مجموعه عقاید سازمان یافته یاد می‌کند که به سوالات زندگی پاسخ می‌دهد و در قالب متون مذهبی، تشریفات و اعمال سازمان دهی می‌شود. از نظر روان شناسان آرامش روانی و احساس رضایت در زندگی از ویژگی‌های اساسی در افراد سالم و به هنجار است. بررسی حالات و روحیات فرد با ایمان حاکی از آرامش خاطر و صفای درونی شان است. و درون فرد مومن روشن از نور حقیقت و سرشار از لذت معنوی است [ 13]. 

 

ادامه مطلب در لینک زیر: 

 

http://modiryar.com/index-management/mba/case/6220-1394-02-21-07-03-17.html 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را

با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛

Email: mahdiyarahmadi@gmail.com

در میان گذارید.


+ نوشته شده در  ۱۳۹۴/۰۴/۰۴ساعت 10:52  توسط مهدي ياراحمدي خراساني  |