تاثیر قدرت نرم بر شکل گیری افکارعمومی در فضای مجازی
یگانه سیرجانیان-نیلوفر نصیری

 

 


مقدمه: ميانه شما با واژه‌هاي «عشق» يا «نفرت» چيست؟ آيا مي‌شود عطاي رفاقت‌هاي دنياي مجازي را به سادگي خوردن آب و فقط با يك «كليك» به لقايش بخشيد؟ در ارتباطات از نوع «چهره به چهره» شايد نشود به اين راحتي به كسي، «نه» يا «آري» گفت، اما در ارتباطات «چهره بي‌چهره» چطور؟ ارتباطي را كه از طريق يك «سرچ» و با دكمه Add كليك شده، آيا به هر قيمتي بايد حفظ كرد؟ آيا مي‌شود به هر Friendيك «نه» قاطع گفت؟ براي اينكه بنشينيم با كسي كه اكثرا نمي‌دانيم از كجا و كي هست و گاه اسم مجازي و گاهي هم عكس مجازي دارد، چايي بخوريم وگپي بزنيم و نظري را جلب كنيم، از تنهايي دربياييم يا وارد تنهايي كسي بشويم، اصلا ما اين اجازه را داريم كه خودمان را به اين بالماسكه باشكوه دعوت كنيم؟ آيا براي هر نمايشي كه از عكس و نوشته و شعر و سوال و جواب و فال و تبريك و به اشتراك گذاشتن انواع موسيقي و فيلم و ويدئو و خلاصه هرگونه اطلاع‌رساني كه در اين شهر فرنگ ديجيتالي روي صحنه مي‌آيد بايد «لايك» بزنيم و بگوييم «مي‌پسندم»؟ آيا وقتي ما به درخواست دوستي مجازي يك نفر پاسخ مي‌دهيم، واقعا با او دوست شده‌ايم و همه كارهاي او را بايد تاييد كنيم؟ آيا نوشته‌هاي هر كسي در فضاي مجازي نشان‌دهنده شخصيت واقعي اوست؟ واژه‌هاي دروغ، فريب، توطئه، كلاهبرداري و... تعهد، احترام، «صداقت» و خلوص و... در اين شبكه بين‌المللي تا چه اندازه كاربرد عملي دارد؟ آيا تعداد دوستان جذب‌شده در رسانه‌هاي اجتماعي نشانه‌ای از توانايي است؟ آيا هركسي كه با افراد بيشتري خصوصا با چهره‌هاي سرشناس سياسي، فرهنگي، علمي، ورزشي و... در ارتباط است، محبوب‌تر است و اعتبار بيشتري دارد؟آيا رعايت مسائل ايمني در رسانه‌هاي اجتماعي (مثل بستن ديوار، مسدود كردن مشخصات دوستان و...) مي‌تواند فرد، پروفايل و ياران مجازي‌اش را از دستبرد ديگران مصون نگه بدارد؟ آيا وقت در رسانه‌هاي اجتماعي هم طلاست؟ آيا رسانه‌هاي اجتماعي يك خيابان دوطرفه است يا يك‌طرفه...؟ آيا ديالوگ يا گفت‌وگويي برابر و منصفانه در اين شبكه از محبوبيت بيشتري برخوردار است يا مونولوگ و تك‌گويي ولو به صورت جبر يا تعارف و حتي ترس...؟ آيا خلاقيت در اين رسانه مجازي محلي از اعراب دارد؟ آيا زندگي انگلي در رسانه‌هاي اجتماعي هم مثل بيرون رايج است؟ فرق ميان افراد توليد‌كننده، زحمتكش، متخصص و حرفه‌اي (شامل روزنامه‌نگار، شاعر، نويسنده، مترجم، عكاس، نقاش، كاريكاتوريست و....) با افراد مصرف‌كننده و معمولي در رسانه‌هاي اجتماعي چيست؟ آيا مرض سياست‌زدگي در دنياي مجازي رسانه‌هاي اجتماعي به اندازه دنياي واقعي پيرامون ما كاربران مختلف را آلوده است؟ آيا گوش وچشم ودهان همه ساكنان اين محله بين‌المللي، به درستي و باانصاف و به دور از هرگونه شائبه نژادي، زباني، ملي، مذهبي، قومي، قبيله‌اي و... همه صداها، تصاوير و واژه‌ها را مي‌شنوند، مي‌بينند و مي‌گويند؟  حالا كه اينترنت و شبكه‌هاي اجتماعي جزوي از زندگي بسياري از مردم جهان شده است. صفحه‌هاي شخصي افراد در سايت‌هايي مثل رسانه‌هاي اجتماعي پر است از اسناد، نوشته‌ها و عكس‌هايشان... اما بعد از درگذشت يك نفر، چه بر سر اين صفحه‌ها و ميراث ديجيتال افراد مي‌آيد؟و حالا سوال آخرآیا تاثیرات این قدرت نرم بر افکارعمومی دراین شبکه های مجازی مثبت است یا منفی؟
در ادامه نیز می توانیم تعریفی از افکار عمومی به عنوان مقدمه در این مقاله بیان کنیم :
در بين پديده هاي رواني جمعي ، افكار عمومي گسترده ترين و آشكار ترين آنهاست . اين پديده شگرف كه با پويايي توانمند خود سرنوشت جامعه ها را رقم مي زند ، به موتوري مي ماند كه چرخ هاي اجتماعي را به گردش در مي آورد ، ماشيني كه مي سازد ،تخريب مي كند ، تند مي رود ، سر و صدا به راه مي اندازد. اين صدا در همه جا و همه وقت به شيوه  «صداي مردم» خاموش مي شود، افكار عمومي مختلف شنيده مي شود . اما در اكثر جوامع ، حتي جوامع مدعي دموكراسي ، گوش شنوايي وجود ندارد.افكار عمومي بخشي از تاريخ ملت هاست ،و در هر جامعه در بستر قالب هاي ارزشي ، اجتماعي و فرهنگي آن جامعه شكل مي گيرد و تحول مي پذيرد . به عبارت ديگر ، هر جامعه تنوع فكري و عقيدتي مخصوص به خود را دارد و واكنش هاي جمعي خاص خود را نشان مي دهد. ماهيت و صورت افكار از يك جامعه به جامعه ديگر و حتي از زماني به زمان ديگر نیز متفارت است . بنابراين بررسي افكار مستلزم شناخت فضايي است كه درآن شكل مي گيرد.به نظر دکتر سید وحید عقیلی دانشیار و عضو هیئت علمی گروه ارتباطات اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی ، اگر بخواهیم بیشتر موضوع را باز کنیم، باید بگویم افکار عمومی با دو مسئله رابطه دارد که لازم است به آن توجه شود. اولاً افکار عمومی یک پدیده‌ی اصولاً غربی است؛ یعنی در فرهنگ غرب زاده شده است. دوم اینکه بحث افکار عمومی با بحث مردم‌سالاری و اینکه فرد در جامعه چقدر حق ابراز عقیده دارد مرتبط است. از طرفی علیرغم وجود شبکه های مجازی و شبکه های اجتماعی، تأثیر گروه ها در فضای حقیقی جامعه بیشتر است؛ یعنی خیلی وقت ها شما آنها را می خوانید، گوش می کنید، تأثیر می گیرید، ولی فکر نهایی شما بعد از بررسی و انطباق نظرتان و نظر آن هاست و بعد از بررسی با گروه ها، در جامعه ی حقیقی بیانش می کنید.اما باید به نکات زیر هم توجه داشت:

ابزار مجاري تشکيل دهنده افکار عمومي
 رسانه ها
باور عمومي اين است که رسانه ها مهمترين عامل شکل دهي به افکار عمومي هستند. از لحاظ جامعه شناسي سه ديدگاه اساسي در اين زمينه وجود دارد:
ديدگاه تاثير نامحدود؛ رسانه ها مي توانند بر مخاطبان تاثيرات عميق بگذارند و آنان را به هر شکلي در آورند.
ديدگاه تاثير محدود؛ رسانه ها خيلي قدرتمند نيستند، فقط مي¬توانند عقايد موجود را تقويت کنند.
ديدگاه  انتقادي(دوره جديد): رسانه ها را در خدمت سرمايه¬داري مي¬داند و تاثير آن را پيچيده ارزيابي مي کند.

جايگاه و قدرت رسانه ها در شکل گيري افکار عمومي
در اين زمينه نظريه هاي متفاوتي وجود دارد که عبارتند از :
1-    نظريه تزريقي يا تاثير نامحدود؛
بر اساس اين نظريه مي¬توان پيام را به نحوي تجويز کرد که در ذهن و قلب مخاطب اثر بگذارد در حدي که تاثير مورد نظر فرستنده پيام در او ايجاد شود. پيام مثل ماده داخل سرنگ مي ماند که وقتي به بيمار تزريق شود، تاثير مورد نظر در او ايجاد مي شود.پس رسانه ها سازنده تمام و کمال افکار عمومي هستند.
2-    نظريه استحکام (تاثير محدود)؛
براساس اين نظريه قدرت پيام رسانه محدود است. رسانه ها فقط مي توانند عقايد موجود را تقويت کنند. به عبارتي رسانه ها تغييرات بنيادين درافکار عمومي ايجاد نمي کنند. در بين عناصر ارتباطي به مخاطب توجه مي شود و مخاطب پوياست.مثلا در زمان جنگ اخبار مربوط به جنگ زودتر مورد پذيرش قرار مي گيرد.
3- نظريه دو يا چند مرحله اي ارتباط
بر اساس اين نظريه، پيام وسايل ارتباطي ابتدا به رهبران عقايد يا رهبران فکري مي رسد و از طريق آنها به مخاطبين واقعي منتقل مي شود. رهبران عقايد تنها نقش گزينش گر خبر را ندارند بلکه اخبار را بر اساس ديدگاه هاي خودشان دستکاري کرده و به مخاطبين منتقل مي کنند.اگر اخبار رسانه ها مورد توجه رهبران فکري واقع نشود در افکار عمومي تاثيرگذار نخواهد بود.
4-    نظريه برجسته سازي
رسانه ها در انتقال پيام ها نوعي برجسته سازي يا اولويت به وجود مي آورند، به عبارت ديگر رسانه ها نمي توانند تعيين کنند که مردم چطور بينديشند، اما قادرند به مردم بگويند درباره چه فکر کنند و از اين طريق تاثير کمي بر مخاطبان دارند. در واقع کار رسانه ها اولويت دهي به مخاطب مي شود و تاثير فقط در رفتار مخاطب است.
5-    نظريه استفاده و خشنودي
در شکل دهي افکار عمومي براساس اين نظريه مخاطب به نياز خودآگاه است و به دنبال اطلاعاتي مي رود که دوست دارد و طالب آن است. بنابراين مخاطب پوياست، رسانه ها با هم رقابت مي کنند. مخاطب جستجوگر است. مخاطب از بين مجموعه رسانه ها و پيام ها دست به انتخاب مي زند.
6-    نظريه وابستگي
براساس اين نظريه پيام بر دانش و تفکر افراد موثر است، مثل نظريه تزريقي مي انديشد. اما يک تفاوت با آن دارد و آن اينکه مخاطب اعتياد پيدا مي کند. مخاطبان با توجه به نياز به سمت يک رسانه کشيده مي¬شوند و تداوم نيازها وابستگي ايجاد مي-کند. هر چه نياز مخاطبان بيشتر باشد، وابستگي بيشتر و هر چه وابستگي بيشتر باشد، تاثير بيشتر است.
7-    نظريه مارپيچ سکوت
نوئل نئومان استدلال مي کند که سه ويژگي ارتباط جمعي، يعني تراکم، همه جايي بودن و هم صدايي در ايجاد اثرهاي قوي بر افکارعمومي با هم ترکيب مي شوند. هم صدايي به تصوير هم شکلي از رويداد يا موضوعي که مي توان توسعه داد، اشاره دارد و اغلب ميان روزنامه هاي مختلف، شبکه هاي تلويزيون و رسانه هاي ديگر مشترک است.اثر هم صدايي اين است که بر مواجهه گزينشي غلبه مي کند تا افراد نتوانند پيام ديگري انتخاب کنند و نشان دهنده اين گمان است که بيشتر افراد به گونه اي به موضوع نگاه مي کنند که رسانه هاي جمعي آن را عرضه مي دارند. عامل ديگري که وارد عمل مي شود "مارپيچ سکوت" است. درخصوص يک موضوع مناقشه برانگيز، افراد درباره توزيع افکار عمومي حدس هايي مي زنند، آن ها سعي مي کنند تعيين نمايند آيا در اکثريت قرار دارند يا خير و سپس سعي مي کنند تعيين کنند آيا تغيير افکار عمومي در جهت موافق با آنهاست يا خير.اگر احساس کنند در اقليت قرار دارند، تمايل پيدا مي کنند که درباره موضوع سکوت کنند و اگر هم فکر کنند تغيير افکار عمومي در جهت فاصله گرفتن از آنهاست، گرايش پيدا مي کنند که ديدگاه خاصي  (متفاوت) عرضه نشده است و آنها هم بيشتر ساکت مي مانند. نقش رسانه هاي جمعي مهم است، زيرا مرجعي هستند که افراد به آنها نظر دارند تا توزيع افکار عمومي را پيدا کنند.

گروه های فشار
گروه های فشار نیز در شکل گیری و گسترش افکار عمومی درباره مسایل مربوط به خود نقش مهمی بر عهده دارند.گروه های مذکور ممکن است با مسائل سیاسی، اقتصادی و عقیدتی در ارتباط باشند و اغلب از طریق رسانه های جمعی سعی دارند تا دیدگاه¬های آنها را تحت تاثیر قرار دهند. میزان تاثیری که گروه های فشار بر افکارعمومی می گذارند، بستگی به قدرت مالی و نیروی انسانی، ساختار و سازماندهی آن گروه دارد. گروه های فشار برای تسلط بر افکار عمومی از تدابیر اقتصادی (مانند رشوه، دادن وام های گوناگون و هدایا) تدابیر حقوقی (اعمال نظر در میان مسئولان تصمیم گیرنده حقوقی و تدوین قوانین و مقررات اجتماعی به نفع خود) ، تدابیر تخریبی (راه اندازی تظاهرات و اعمال تخریبی به طور مستقیم یا غیر مستقیم)و تدابیر تبلیغاتی(با استفاده از رسانه های مختلف)  استفاده می کنند.

دولت و افکار عمومی
ژان ژاک رسو فیلسوف فرانسوی معتقد بود تمام قوانین براساس افکارعمومی است.کسی که وظیفه او تعیین قانون برای مردم است، باید آگاه باشد که چطور دیدگاه های مردم را تحت تاثیر قرار دهد و از طریق آنها احساسات تند مردم را تحت کنترل در آورد.
قدرت افکارعمومی فقط در تعیین سیاست های کلی دولتی موثر است و قادر به تحت تاثیرقرار دادن جزئیات نیست. از این رو تلاش اصلی دولت ها بر این قرار دارد که مردم-افکارعمومی- در انتخاب نفر اول کشور یا چند مقام رسمی مشارکت داشته باشند و یا حداقل از انتخاب او اعلام رضایت کنند و بعد از آن کمتر به خواست های آنان توجه می کنند. اگر دولت را مجموعه وزارتخانه ها، سازمان ها و شرکت های دولتی بدانیم، از آنجا که هریک از آنان تلاش دارند در تصمیمات خود خواست، نگرش و دیدگاه مردم را مدنظر داشته باشند، شاید بتوان گفت: اکثر تصمیمات دولت ها در جوامع دموکراتیک، برخواسته از تفکرات افکار عمومی است.

 متقاعد سازی افکار عمومی
شیوه های تاثیرگذاری بر افکار عمومی

برای تاثیرگذاری برافکارعمومی از کارگزاران حرفه ای تبلیغ استفاده می شود.این کارگزاران 7 نقش دارند که عبارتند از: 1- برانگیختن احساس نیاز مردم نسبت به تغییر2-ایجاد ارتباط بامخاطب :3 - تعیین نیاز مخاطب 4 - ایجاد انگیزه تغییر در مخاطب 5-تبدیل نگرش به رفتار 6- پایدار ساختن تغییر 7- دستیابی به داوری جدید رهبران فکری را می توان به دسته های گروهی، محلی، ملی، جهانی تقسیم بندی کرد. نفوذمند گروهی در گیر و دار مسائل محلی و گروهی است در حالی که نفوذمند ملی و جهانی با مسائل گسترده تر در سطح ملی و فراملی سروکار دارد. نفوذمند گروهی و محلی، روزنامه های شهر خود و گزارش های خبری برگرفته از رسانه های جمعی نظیر رادیو و تلویزیون را ترجیح می دهد.در حالیکه نفوذمند جهانی خواهان مجلات خبری منتشره در سراسرکشور، روزنامه های حوزه شهرهای بزرگ، رادیو و تلویزیون و شبکه های اطلاع رسانی جهانی و گزارش های تفسیری از سوی مفسران و تحلیلگران خبری است.
لذا دراین مقاله به بررسی  چگونگی تاثیر گذاری قدرت نرم و فضای مجازی بر روی افکار عمومی خواهیم پرداخت و این موضوع را از جهات مختلف مورد کنکاش قرار خواهیم داد.

واژگان کلیدی: شبکه مجازی، قدرت نرم، هشت امپراطوری، افکارعمومی،متقاعدسازی،...


بخش اول
استعمار رسانه های مجازی

میتوان اینگونه اذعان داشت که در عصر کنونی  یکی از بزرگترین کشورها که قدرت نرم را در دست دارد آمریکاست . در همین راستا به استعمار مجازی آن (آمریکا) بر روی دیگر کشورها می پردازیم و تاثير گذاري اين قدرت (قدرت نرم) بر افكار عمومي را بررسي ميكنيم   .

رویکرد انتقادی به استعمار مجازی آمریکا
استعمار، دوره های متفاوتی را پشت سر گذاشته است . در دوره استعمار کهنه ، فیزیک جهان از طریق اکتشافات سرزمینی ، جنگ و قدرت سخت و استفاده از شگردهای استعمار سیاسی ، تحت سلطه اروپا قرار گرفت .دوره استعمار کهنه از قرن 15 آغاز شد و تا همین اواخر قرن بیستم ادامه داشت . استعمار از ریشه عمران به معنا آبادی گرفته شده است ولی هدف از آن تامین منافع کشورهای استعمارگر و از بین بردن استقلال سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی کشورهای مستعمر بوده است . به مرور زمان مدیریت مستعمرات برای اروپاییان و در راس آنها بریتانیا سنگین شد . مهمترین عامل استمار زدایی ، بالا رفتن آگاهی مردم ، بود. در دوره بعد که از آن به استعمار نو تعبیر می شود . فرهنگ و اندیشه ملت ها استعمار شد و با روش های مختلف برای عقب نگه داشتن کشورها از طریق سیاستهای اقتصادی و فرهنگی تلاش شد ، دوره استعمار نو که بعد از جنگ جهانی دوم شروع شد ،  همچنان به عنوان روشی برای نفوذ و اعمال قدرت ادامه دارد .با ظهور فضای مجازی ، ظریفت جدیدی برای سلطه بر جهان به وجود آمد که قابلیت های خیره کننده و اعجاب انگیز برخوردار بود که میتوان از آن به استعمار مجازی تعبیر نمود . اگر چه اولین کشورهای استعمارگر همچون: پرتقال ، انگلیس ، فرانسه ، اسپانیا ، هلند  و آمریکا نیز از قربانیان استعمار اروپایی به شمار می روند، ولی در دوره استعمار نو و در ادامه سیاستهای استعماری فرهنگی در دوره استعمار مجازی ، ایالت متحده آمریکا قله دار فضای سلطه واستعمار بوده است . از آنجا که هدف استعمار در درجه اول مسخ فکری فرد و جامعه مستعمره است ، در استعمار مجازی که از سازوکارهای قدرت نرم استفاده می شود ، هدف اصلی از بین بردن استقلال رای کاربران و عضویت آنها در جامعه فرهنگی آمریکاست . فضای مجازی به عنوان محیطی برای استعمار و کاهش استقلال رای کاربران و عضویت دادن آنها در فرهنگ آمریکایی مورد استفاده ابزاری قرار گرفته است . امری که باید به آن توجه کرد ، طبیعت قدرت و سلطه است . اگر سلطه گری را باورداریم باید بپذیریم که جهان قدرت امروز به یک ظرفیت دو فضایی دست پیدا کرده است که در فضای اول از ارتش و ابزار خشن برای توسعه قدرت استفاده می کند و در فضای دوم اعم از ذهن و فضای مجازی ، با ابزار قدرت نرم به جوشش جهان و تسخیر افکار و اندیشه ها می پردازد .حال برای اینکه ببینیم واقعا تاثیر قدرت نرم بر افکار عمومی چقدر است و به چه صورت آمریکا این قدرت را در دست گرفته ، اول به تعریفی از قدرت نرم و تفاوت آن با قدرت سخت می پردازیم  و سپس بر تاثیر این قدرت را در برخی امپراطوریهای مجازی که آمریکا در پشت هدایت آنها و تاثیر آنها بر افکار عمومی قرار دارد ، مروری خواهیم داشت .
قدرت نرم و قدرت سخت
قدرت نرم یا همان قدرت جذاب  اولین بار توسط جوزف نای مطرح شد . مزیت این نوع قدرت نفوذ آن است که با قانع کردن دیگران به دوست داشتن آنچه ما دوست داریم هزینه های لازم برای قدرتمند باقی ماندن را کاهش می دهد . قدرت نرم نوعی سازوکار نفوذ در ترجیحات اجتماعی یک جامعه است .

مقایسه قدرت نرم و قدرت سخت
تفاوت این دو در آشکار بودن ، محسوس بودن ، تخریب فیزیکی و احساسی نسب به صاحبان قدرت است . که در قالب قدرت نظامی با استفاده از زور و تسلیحات نظامی و یا حضور استعماری تجسد و تحقق پیدا می کند . برخلاف قدرت سخت ، قدرت نرم از عناصر آشکار نفوذ و قدرت برخوردار نیست ، پذیرفتنی است و در بسیاری از موارد دلربا و برانگیزاننده است . قدرت نرم به گونه های مختلف عناصر خود را پخش می کند اما می توان گفت که سپاهیان این قدرت و ابزار و ادوات آن  قابل مشاهده نیستند . عناصر قدرت نرم در پیوند با عناصر قدرت سخت ، هدفهای کلانی را دنبال می کنند . از این منظر فضای مجازی عرصه نوینی برای ایجاد و استفاده از قدرت نرم فراهم آورده است . این فضا ، ظرفیت های مستقل و در عین حال ، ترکیب های بسیار گسترده ای با فضای فیزیکی را فراهم آورده است . از جمله خصیصه های ویژه این فضا غیر مرکزی بودن ، به هم پیوستگی ، دیجیتالی بودن و قابل دسترس بودن است که منجر به ایجاد ظرفیت های جدید در این فضا شده است . توسعه ارتباطات در این فضا تعاملات میان ملل را به طور چشم گیری افزایش داده است.فضای مجازی ، امکان حضور فراگیر و همه جا حاضر را برای همگان فراهم آورده است . چنانچه ذکر شد ، قدرت نرم بر جذب مبتنی است و از آنجایی که هیچ کس دوست ندارد احساس کند که افکارش دستکاری شده است ، قدرت نرم بدون اینکه در ظاهر مشخص باشد ، عمل میکند . قدرت نرم یعنی توانایی این که کاری کنیم تا دیگران به ما کمک کنند تا به اهدافمان برسیم . قدرت نرم ، به تاثیر گذاری آموزش و تفاهم دوسویه و برقراری ارتباطات معتقد است و به هیچ عنوان صفر و یک نیست .رهبران سوداگر شرایطی را همراه با تشویق و تنبیه پیش می آورند که در آن فرد در حال بر آوردن علایق و خواسته های خود است و در همین حال به سوی مقصد رهبران نیز در حرکت است . برای رهبری از طریق قدرت نرم ، سه مهارت لازم است اعم از هوش عاطفی ، ارتباطات و بینش و بصیرت .

قدرت نرم و فضای مجازی
فضای مجازی ابزار قدرت نرم و قدرت نرم مرجع تولید فضای مجازی است . پایان جنگ سرد ، آغاز جنگ نرم محسوب می شود .که در آن جنگ هم در عرصه فیزیک جهان و هم در عرصه مجاز جهان بسیار قدرتمند و ابزارمند شده است . جنگ نرم در میدانی عمل می کند که نوعی تخمیر و استعمار صورت می گیرد که این بار کاربران بی شماری در جهان ، فاعل اصلی تولید قدرت برای دشمنان بشریت هستند .
در دهه های اخیر شاهد رشد روز افزون و فراگیر علم فناوری ، بالاخص در عرصه ارتباطات بوده ایم . از اختراع رادیو و تلویزیون تا به وجود آمدن شبکه های خبری 24 ساعته که اخبار دورترین نقاط دنیا رابه خانه های مردم می اورند ، ویژگی  مشترک این ابداعات کاهش دادن فاصله و کوچک کردن دنیا بوده است . به خصوص با پیشرفت سریع فناوری اطلاعات ، به نحوی شاهد فئودالیسم مجازی هستیم که در آن اجتماعات هم پوشانی دارند که لایه های چندگانه هویت و وفاداری شهروندی را تشکیل می دهند و در حالیکه زمان دانش ، قدرت می آفرید.اما امروز رهبری این فئودالیسم مجازی مبتنی بر جریان اطلاعات ، مشارکت شهروندان را در عرصه مدیریت در جوامع دموکراتیک افزایش داده است و عرصه مدیریت عرصه ای مشارکتی است تا قهری . بنابراین به همان نسبت که افراد بیشتری در جریان اطلاعات قرار می گیرند ، گستره های فرهنگی که در شرایط سنتی از یکدیگر مجزا بودند به هم پیوند می خورند .و نیزعرصه هایی نظیر کار و تفریح ، خانه و بیرون ، آموزش و سرگرمی و واقعیت و تخیل در حلقه جریان اطلاعات جهانی قرار می گیرند .جوزف نای سه مشخصه را برای اطلاعات بر می شمرد : جریان داشتن ، رقابتی بودن و راهبردی بودن .ژاپن از سه منبعی که نای برای داشتن قدرت نرم لازم می داند ، یعنی فرهنگ ، ارزش های سیاسی و سیاست خارجی فقط به مورد اول دست یافته است . شبکه های اجتماعی مجازی از دیگر ابزارهای اعمال قدرت نرم هستند . در مقاله ای که در آن به بررسی نقش توئیتر در حوادث پس از انتخابات ایران پرداخته شده است ، اثر توئیتر هم ارز اثر سی سی ان  در زمان جنگ خلیج فارس تلقی می شود . همچنین این فرضیه مطرح می شود که اقدامات وزارت خارجه آمریکا در درخواست از مسئولان شبکه توئیتر برای به تاخیر انداختن تعمیرات ، در راستای همان هدف براندازی که نو محافظه  کاران مدعی آن بوده اند ، انجام شده است ، و اینکه خود وزارت خارجه از گفتگوهای مطرح شده از شبکه استفاده های اطلاعاتی می کرده است . در واقع توئیتر به عنوان یکی از انواع رسانه های اجتماعی جایگزین موثری است برای شبکه های رادیویی و تلویزیونی که در گذشته برای پیشبرد اهداف دولت آمریکا در کشورهای دیگر به کار گرفته می شدند ، با این امتیاز که نقش پررنگ تر مردم در چنین شبکه ای مانع شکل گیری پروپاگاندا بودن شبکه های مجازی می شود . بازی های مجازی از دیگر حوزه های اعمال قدرت نرم در فضای دوم هستند .بررسی نقش توئیتر در حوادث پس از انتخابات ایران میتوان نشان دهنده عدم کارایی استفاده صرف از قدرت نرم باشد . در واقع قدرت نرم فضا را برای استفاده از قدرت سخت تسهیل می کند ، کارایی آن را افزایش و اهمیت لزوم استفاده از آن را کاهش می دهد .

قدرت نرم از طریق امپراتوری های مجازی :
جبرها در چارچوب های آزاد

جزف نای بر این اعتقاد است در فضای مجازی قدرت تنها شامل حال کسانی که تولید کننده اطلاعات هستند، نمی شود؛ بلکه در این فضا قدرت اصلی در دست کسانی است که در این حجم عظیم از اطلاعات را ویرایش می کنند و اطلاعات معتبر را از غیر معتبر متمایز می سازند . در واقع حجم عظیم اطلاعات غیرمعتبر را امری دشوار ساخته است .مهمترین سرمایه این موتورهای جستجو اعتبار است ، چرا که کاربران بر اساس اعتمادی که به موتورهای جستجو دارند ، در زمینه بی طرفی سرعت ، کارایی ، جامعیت و غیره ، موتور جستجو مورد نظر خود را انتخاب می نمایند و عملا این موتور جستجو در نقش وکیل کاربر در این فضای مجازی به ایفای نقش می پردازد . بر همین اساس اعتبار از مهمترین مولفه های افول و ظهور امپراتوری های مجازی در اینده خواهد بود . همین موضوع قدرت نرم فزاینده ای برای گردانندگان این موتورهای جستجو ایجاد می کند چرا که آنان قدرت خط دهی اطلاعاتی در زمینه های مختلف سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی به کاربران را دارند و فضای مجازی را ، علی رغم ویژگی های ذاتا آزادانه این فضا ، می توانند به سمت گفتمان مورد نظر خود پیش ببرند .درگاه های موفق شبکه های اجتماعی در کنار موتورهای جستجو از دیگر موارد امپراتوری های مجازی هستند . این امپراطوری ها همچون فیس بوک توئیتر و ... به دنبال ایجاد جوامع مجازی هستند که شهروندان آن همه کاربران فعال با ملیتهای مختلف باشند . در این میان شرکت ها و موسسات خصوصی از برتریهای ویژه ای نسبت به بخش دولتی در ساخت امپراتوری های مجازی برخوردار هستند . اکثر امپراتوری های مجازی متعلق به بخش خصوصی هستند و در ظاهر بی طرف ، بدون غرض و آزاد هستند . در بعضی مواقع تعدادی از این امپراتوری ها خلاف سیاست کنونی کاخ سفید ممکن است عمل کنند . این امپراتوری ها در انتقال ارزشهای بنیادین فرهنگ آنگلوساکسون همچون لیبرالیسم ، دموکراسی ، آزادی ، حقوق بشر ، تکثر گرایی ، فرد گرایی ، بازارهای تجاری آزاد ، و غیره نقش چشم گیری دارند و برای این کار احتیاج به دخالت و کمک کاخ سفید وجود ندارد .از این امپراتوری ها همچون یاهو ، ام اس ان ، و... فرهنگ عامه آمریکا را از طریق اطلاع رسانی تبلیغ در مورد سینما ، موسیقی ، ورزش ، ادبیات ومواردی ازین دست و حتی نحوه پخت غذاهای مختلف آمریکایی را به کاربران منتقل می نمایند . جذب انسانها به فرهنگ والا و فرهنگ عامه از ابزارهای اصلی قدرت نرم است چرا که قدرت نرم عبارت است از کسب موقعیت مطلوب از طریق جذب دیگران به فرهنگ ، ارزشها و نهادهای خود .در یکی از منابع مورد استفاده هشت امپراطوری ای مورد مطالعه قرار گرفته اند که هر یک به تنهایی قدرت نرم قابل توجهی برای گردانندگان آن و ایالات متحده آمریکا ایجاد کرده است . این امپراطوری ها که البته از یک سطح برخوردار نیستند و حوزه کار و ماموریت متفاوت و بعضا مشترک دارند عبارتند از :
 یاهو   
ام اس ان  
گوگل  
فیس بوک  
توئیتر    
ویکی پدیا   
یوتیوب
آی دی ام دی بی
 یاهو
 نگاهی کوتاه به تاریخچه
درگاه یاهو در ماه فوریه سال 1994 توسط دو دانشجوی دکتری مهندسی برق در دانشگاه استنفورد آمریکا با نام های جری یانگ و دیوید فیلو ، که در وقت آزاد خود برنامه نویسی می کردند ، راه اندازی شد . یکی از دلایل موفقیت یاهو ارائه رایگان اکثر خدمات است ، مثال برنامه ای 20 دلار برای کاربر هزینه داشت ، پس از خرید یاهو و تغییر نام او رایگان به کاربران ارائه شد .

 ارزش های تعریف شده در یاهو

بقیه در لینک زیر:

 

 

www.modiryar.com/information-technology/media-management/5752-1392-10-10-14-26-03.html

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را

با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛

Email: mahdiyarahmadi@gmail.com

در میان گذارید.


+ نوشته شده در  ۱۳۹۲/۱۰/۱۰ساعت 18:6  توسط مهدي ياراحمدي خراساني  |