خلاصه كتاب الكترونيكي برنامه ريزي فرهنگي
تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام

 

پيشگفتار: تكامل فرهنگي بدون برنامه ريزي فرهنگي، خيال باطلی بيش نيست. برنامه ريزي فرهنگي يعني تنظيم روندي از پيش طراحي شده جهت نیل و  رسيدن به اهداف مشخص و زمان بندي شده بنابراين، برنامه ريزي فرهنگي الزامات و ضرورت هاي خاص خويش را داراست كه عبارتند از:
1.    ضرورت توجه به فرهنگ و ساماندهي فرهنگي ؛
2.    ضرورت و مفهوم برنامه ريزي فرهنگي
3.    ضرورت مدل فرهنگي براي برنامه ريزي فرهنگي؛
4.    ضرورت مدل اسلامي براي برنامه ريزي فرهنگي در نظام اسلامي.

چكيده
بعد از پايان جنگ دوم جهاني ، فرايند هاي مديريتي ، به ويژه به عنوان عكس العمل در مقابل بزرگ شدن اندازه و تعداد مؤسسات رقيب ، توسعه دخالت دولت به عنوان يك خريدار ، فروشنده ، ناظم و رقيب در بازار آزاد و درگير شدن بيشتر كسب و كار در صحنه بين المللي به شدت گسترده و پيچيده شده اند.
اين مقاله در راستاي تشريح چگونگي برنامه ريزي راهبردي در حوزه فرهنگ ، درصدد معرفي و توصيف گام هاي هشت گانه است . نخست ، تعاريفي از مديريت فرهنگي ارائه مي دهد ، سپس به تبيين چشم اندازها و رسالت ها مي پردازد و در ادامه تجزيه و تحليل هاي مربوط به راهبردهاي فرهنگي مطرح مي شود.  در ادامه تجزيه و تحليل محيط داخلي و خارجي به عنوان گام هايي اساسي در برنامه ريزي راهبردي فرهنگي مطرح و ضمن ارائه اشكال مربوطه ، گام هاي ارزيابي راهبردها ، تدوين راهبردهاي جديد ، اجراي راهبردها و در نهايت ارزيابي ميزان اثربخشي راهبردها تشريح مي شود . در پايان ، به ضرورت ها و ملاحظاتي كه مديران بايد در برنامه ريزي فرهنگي بدان توجه ويژه اي مبذول دارند ، اشاره مي شود .

مقدمه
زندگي فرهنگي به دلايل زير بايد سازمان يابد : تضمين چندگرايي و آزادي بيان ، تضمين دست يابي به فرهنگ ، تضمين مشاركت تمام گروه هاي مردم در فعاليت هاي فرهنگي ، تمركز زدايي يا احتراز از تمركز گرايي در انجام اقدامات يا فعاليت هاي فرهنگي تا حدي كه امكان پذير باشد ، تضمين حقوق فرهنگي اقليت ها ، كمك به شكوفايي استعدادها ، بالا بردن خلاقيت هاي فردي و ارتقاء توسعه اجتماعي ، تعديل بي عدالتي اجتماعي در توزيع علم و دانش و  . . . .
1- نخست بر مفهوم هيئت اجرايي در امور فرهنگي : اين هيئت معمولاً يك سازمان دولتي ، نيمه دولتي يا شبه دولتي است كه مي تواند در فعاليت هاي خود با بخش خصوصي يا حتي بخش تجاري مشار كت كند و يا به طور كلي امور فرهنگي را به اين بخش ها واگذار نمايد .
2-  اصطلاح مديريت فرهنگي : مؤيد اين نكته است كه حتي در ساده ترين جوامع انساني نيز انجام فعاليت هاي انساني نيازمند مديريت است . اصولاً در تمامي كشورها دو نوع مديريت فرهنگي وجود دارد :
الف ) ابتدا ، مديريت فرهنگي عمومي : دولتي يا شبه دولتي كه معمولاً درسه سطح مختلف ملي ، منطقه اي و محلي وجود دارد .
ب ) ديگري ، مديريت مجامع ، سازمان ها ، نهادها و انجمن هاي فرهنگي ، صرف نظر از پايگاه اجتماعي ، وظايف ، اندازه و اهميت آنها .
فرهنگ در گسترده ترين معناي خود ، به جوامع و مسائل مردم اطلاق مي شود برنامه ريزي فرهنگي نيز با ارزش ها و تجارب خاصي از همين نوع در ارتباط است.  فرهنگ شيوه اي براي يكپارچه سازي جوامع است و با استفاده از برنامه ريزي فرهنگي مي توان در خصوص كلية مسائلي كه در كيفيت و نحوه زندگي مؤثر است معطوف شد .
مشخص كردن اهداف و راهبردها در برنامه ريزي فرهنگي دولت موجب تقليل محروميت هاي اجتماعي ،
1-    الف ) تبيين چشم اندازها و رسالت ها
همان گونه كه در شكل شماره ( 1 ) ملاحظه مي شود ، اولين گام در برنامه ريزي كلان فرهنگي تدوين رسالت ها يا آرمان ها مي باشد كه غايي ترين هدف هر سازماني دست يابي به آنهاست .
به هر حال براي طراحي  برنامه ريزي كلان درحوزه فرهنگ ، نخست بايد رسالت ها يا مأموريت هاي اساسي هر يك ازحوزه هاي فرعي تر يا زيرمجموعه حوزه فرهنگ نظير كتاب ، مطبوعات ، سينما ، مأموريت يك سازمان ، خط يا خطوط كسب و كار آن و محصولات وخدمات آن را تعيين و بازارهايي را كه در حال و آينده مأموريت ، در آنها فعاليت مي كند، مشخص مي سازد مديران نيز سازماندهي هدفها ، قابليت ها و جايگاه سازمان و توجيه موجوديت سازمان در دنياست سازمان ها به خودي خود هدف نمي باشند ؛ بلكه وسيله هستند .
2-    تجزيه و تحليل روندهاي فرهنگي در جامعه :
كلود فابريزيو از سه نسل سياست هاي فرهنگي ياد كرده است : در سياست هاي فرهنگي نسل اول ، توسعه هنرها و حفظ يادمان ها و ميراث هنري هدف اصلي است ، بدون آنكه نقش دولت و نهادهاي بزرگ فرهنگي مورد بررسي قرار گيرد . در سياست هاي فرهنگي نسل دوم ، مؤلفه هاي مختلف توسعه فرهنگي همچون : آموزش و پرورش رسمي و غيررسمي ، ارتباط جمعي ، صنايع فرهنگي و محيط زيست اهميت تازه اي يافته اند.  در سياست هاي فرهنگي نسل سوم كه هنوز در مرحله نظري قرار دارد ، هر چند به طور دقيق بر مرحله فعلي تفكر بين الملل منطبق است ، لذ ا در تمام ابعاد خود در حصار ملاحظات فرهنگي قرار دارد . بنابراين بر اين اساس مي توان سه قلمرو هم مركز در زمينه فرهنگي مطرح كرد :
1-2-  قلمرو سنتي : متضمن دو كاركرد اصلي مي باشد:  نخست حفظ و ارائه مؤثر ميراث فرهنگي به عامه مردم و ديگري ، مساعدت به هنر خلاق و انتشار گستردگي هنرها .
2-2- قلمرو وسيع : اين گرايش با اصطلاح  توسعه فرهنگي منطبق مي باشد ، سياست فرهنگي نقش اجتماعي مي يابد و در اين صورت ، مشكل اصلي دموكراتيزه كردن فرهنگ نيست ؛ بلكه دست يابي به جامعه اي است كه به لحاظ فرهنگي دموكراتيك باشد .
3-2- قلمرو ژرف
اين رويكرد كه رويكردي آرمان گرايانه قلمداد مي شود ، بايد در آن تمام ادارات دولتي براي توسعه فرهنگي بسيج شوند . بنابراين ، در اين گام ، هدف اصلي ؛ شناسايي راهبردهاي فعلي در حوزه فرهنگ مي باشد و تنها اطلاع از بود و نبود راهبردها و چگونگي شناخت ، برآورد و دست يابي به آنها مور د توجه است .
3-تجزيه و تحليل محيط داخلي
تجزيه و تحليل SWOT شناخت نظام يافته قوت ها و ضعف ها ،  فرصت ها و تهديدات محيط است كه استراتژي مناسب ، بهترين تركيب ميان آنها را منعكس مي سازد . يك هدف عمده مديريت استراتژيك در اين مرحله تعيين قابليت هاي بارز يا نقاط قوت خاصي است كه به سازمان در قلمرو عملياتش مزيت رقابتي مي دهد يا مي تواند بدهد .
4-تجزيه و تحليل محيط خارجي
مدل مديريت استراتژيك ، محيط خارجي را داراي دو بخش مرتبط به هم و در تعامل با يكديگر نشان مي دهد  :

محيط عملياتي و محيط دور
محيط عملياتي : عوامل و شرايط درون صنعت و وضعيت رقابت عملياتي خارج مؤسسه را كه بر انتخاب و دست يابي با تركيب هاي مختلف هدف و استراتژي تأثير دارند ، در بر مي گيرد ؛ برعكس تغييرات محيط دور در محيط عملياتي اغلب ناشي از اقدامات استراتژيك خود مؤسسه ، رقبا ، مشتريان ، استفاده كنندگان ، تأمين كنندگان و يا بستانكاران آن است .  پيرس ، رابينسون ، حوزه پيچيده و پوياي فرهنگ است . همچنين شناخت مشتريان و پي بردن به ميزان تنوع و تكثر علايق آنها يا مخاطب محوري كه يكي از مصاديق مؤثر درتدوين راهبردها مي باشد ، در خصوص فرهنگ و ابزارهاي فرهنگي بسيط و بعضاً غير قابل احصاء است .
5- ارزيابي ، تدوين و اجراي راهبردها
گام پنجم براي ارزيابي راهبردهاي فعلي ، بر مبناي مأموريت و فلسفه وجودي سازمان و شناخت و تجزيه و تحليل خارجي و داخلي آن است  دوگزينه در اين وضعيت متصور است :
1-    عدم نياز به تغيير راهبردهاي فعلي كه به معني صحت راهبردهاي فعلي و ادامه وضع موجود است ؛
2-    تعديل راهبردها كه به معني بازنگري راهبردهاي قديم در كنار طراحي راهبردهاي جديد ، متعالي تر و كاهش مدار است .
در اين حالت نوبت به گام ششم يعني تدوين راهبردهاي جديد مي رسد كه اين راهبردها با توجه به حوزه مورد برنامه ريزي ، متفاوت مي باشند . اصولاً استراتژي ، الگو يا برنامه اي است كه هدف هاي بنيادي ، سياست ها و زنجيرة اقدام هاي يك سازمان را در قالب يك مجموعه منسجم ، نظام مي بخشد استراتژي تعيين هدف هاي اساسي و بلند مدت يك سازمان و گزينش اقدامات و تخصيص منابع لازم براي دست يابي ، به اين هدفهاست . هدف هاي اساسي سازمان از طريق اقدامات مناسب تأمين خواهند شد ، طراحي مي شود . هدف اساسي در تدوين استراتژي گزينش راهبردهايي است كه سازمان را به سمت هدف هايش رهنمون مي سازد گام هفتم پس از تدوين راهبردها ، زمينه سازي لازم براي اجراي آنها مي باشد . مؤثرترين و زيباترين انديشه ها و آرمان ها تا هنگامي كه زمينه عملياتي پيدا ننمايند
6-  برنامه ريزي استراتژيك ( راهبردي )
برنامه ريزي استراتژيك فرايندي است كه با تخصيص منابع يك سازمان به منظور دست يابي به مأموريت و هدف هاي حال و آينده آن ، در محيطي پويا و رقابتي سر وكار دارد  برنامه ريزي استراتژيك ، تلاشي منظم و سازمان يافته در جهت اتخاذ تصميم ها و مبادرت به اقدامات بنيادي است كه به موجب آنها سؤالاتي نظير يك سازمان چيست ، چه مي كند و چه اموري را انجام مي دهد ؟
7-   ضرورت ها و ملاحظات اساسي به هنگام برنامه ريزي راهبردي فرهنگي
1-7- ملاحظات ساختاري
1-     برنامه ريزي بايد متناسب با ساختار ، سازمان و نهادهاي فرهنگي بوده و يا در چارچوب آنها باشد ؛
2-     نظام فرهنگي بايد از انسجام كافي برخوردار باشد
3-     برنامه ريزي فرهنگي بايد در جهت كاهش تصدي گري دولت و برعكس در جهت افزايش بسترسازي ، حمايت و نظارت پذيري دولت باشد ؛
4-     بايد از هرگونه رويكرد سليقه اي ، خود محوري ، تك محوري و . . . پرهيز نمايد ؛
5-     سه عامل سازمان( نهاد ) ، جامعه و فرد را تحت تأثير قرار دهد ؛
6-     لازم است در برنامه ريزي فرهنگي ، نقش هاي ميان دولت ، نهاد ها ،مديريت ، منابع انساني و منابع مادي  )بودجه اي ( به خوبي تبيين و تعريف شود ؛
7 -   با ظرفيت مديريت فرهنگي كشور انطباق داشته باشد ( مديران بايد توانايي اجراي برنامه ها را داشته باشند ) .
2-7- ملاحظات مربوط به نيروي انساني
1-    برنامه ريزي فرهنگي بايد رويكرد مشاركت جويانه داشته باشد
2-    در توليد انگيزش اجتماعي جهت نقش پذيري انسان ها مؤثر باشد ؛
3-    به خلاقيت و پويايي فرهنگي در متن اجتماع منجر گردد ؛
4-     همگرايي فرهنگي را در جامعه افزايش داده و از چند پارگي دوري جويد ؛
5-    به اقناع ذي نفعان منجر شود .
6-    مبتني بر نيازها و ذائقه فرهنگي بوده و براساس نيازسنجي مشتريان باشد ؛
7-    بر توانمندي ها ، مقدورات ، ظرفيت هاي انساني و. . . منطبق باشد .
3-7-  ملاحظات مربوط به اقتضائات
1-    برنامه ريزي فرهنگي بايد رويكردي منعطف داشته باشد ؛
2-     داراي رويكرد پويا باشد ؛ يعني دائماً خود را با تحولات هماهنگ نمايد ؛
3-     وظايف همه بخش ها را مشخص و معين نمايد ؛
4-    فراگير، عام و قابل انطباق با كل محيط فرهنگي باشد ؛
5-    ضروري است برنامه ريزي فرهنگي در سطوح مختلف اجتماعي از قابليت اجرايي ، انطباق فرهنگي و پذيرش اجتماعي برخوردار باشد ؛
6-    داراي رويكرد باز و غيرمتمركز بوده و به شدت از رويكرد بسته ، متمركز و اقتدارگرا پرهيز نمايد ؛
7-    ضروري است برنامه ريزي فرهنگي با تعامل و تبادل فرهنگي همراه باشد .
4-7- ملاحظات مديريتي
1-    برنامه ريزي فرهنگي بايد داراي انطباق ، همسويي و رابطه عمودي با هدف گذاري ، چشم انداز و دكترين فرهنگي باشد ؛
2-    بر مبناي اولويت ها ، خط مشي ها و سياست گذاري هاي كلان فرهنگي كشور باشد ؛
3-    اثربخش و رضايت آفرين و قابل سنجش و اندازه گيري باشد ؛
4-    با محيط فرهنگي و محيط فرافرهنگي سازگاري لازم را داشته باشد ؛
5-    لازم است آثار برنامه ريزي فرهنگي در جامعه محسوس باشد ؛
6-    داراي رويكردي توسعه محور باشد ، در غير اين صورت به سمت ميرايي و انجماد فرهنگي حركت خواهد كرد ؛
7-    به حل ريشه اي آسيب ها و تهديدات فرهنگي منجر شود ؛
8-    به امنيت فرهنگي و اعتمادسازي در درون جامعه منجر شود ؛
9-    با تلاش آگاهانه جهت وصول به اهداف با استفاده از امكانات ، فرصت ها ، مقدورات و هماهنگي ها در زمان معين و براي مخاطبين اقدام ورزد.

8-نتيجه گيري
مقوله فرهنگ و برنامه ريزي فرهنگي نيز از جمله موضوعاتي قلمداد مي شود كه طي دهه هاي اخير توجه بسياري از پژوهشگران و دست اندركاران اجرايي امور فرهنگي را به خود جلب كرده است.  به علاوه مديران عالي رتبه و ارشد امور فرهنگي دولت ، بيش از پيش نسبت به اين مهم وقوف يافته اند كه فارغ از هر ديدگاه و گرايش سياسي ، پذيرش منطق برنامه ريزي و بكارگيري آن درحوزه هاي اجرايي يك ضرورت تام و تمام مي باشد .

 

ادامه در لینک زیر:

http://www.modiryar.com/index-management/cultural/cultural-management/5585-1392-08-19-19-01-46.html

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را

 

با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛

 

Email: mahdiyarahmadi@gmail.com

 

در میان گذارید.


+ نوشته شده در  ۱۳۹۲/۰۸/۱۹ساعت 22:39  توسط مهدي ياراحمدي خراساني  |