بررسی تطبیقی داستان حضرت ابراهیم در قرآن و تورات
انطباق مدیریت ابراهیم(ع)با غدیر خم

 

 

و [یاد کن‏] هنگامى را که ابراهیم گفت: «پروردگارا، این شهر را ایمن گردان، و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بتان دور دار. پروردگارا، آنها بسیارى از مردم را گمراه کردند. پس هر که از من پیروى کند، بى گمان، او از من است، و هر که مرا نافرمانى کند، به یقین، تو آمرزنده و مهربانى. پروردگارا، من [یکى از] فرزندانم را در درّه‏اى بى‏کشت، نزد خانه محترم تو، سکونت دادم. پروردگارا، تا نماز را به پا دارند، پس دلهاى برخى از مردم را به سوى آنان گرایش ده و آنان را از محصولات [مورد نیازشان‏] روزى ده، باشد که سپاسگزارى کنند. پروردگارا، بى‏گمان تو آنچه را که پنهان مى‏داریم و آنچه را که آشکار مى‏سازیم مى‏دانى، و چیزى در زمین و در آسمان بر خدا پوشیده نمى‏ماند. سپاس خداى را که با وجود سالخوردگى، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید. به راستى پروردگار من شنونده دعاست. پروردگارا، مرا برپادارنده نماز قرار ده، و از فرزندان من نیز. پروردگارا، و دعاى مرا بپذیر. پروردگارا، روزى که حساب برپا مى‏شود، بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشاى.» تماشای ابراهیم نیازمند هیچ تصویر متحرک و ثابتی نیست؛ مگر نه اینکه تماشای خدای ابراهیم ع جز با نظاره در آثار صنع و تدبیرش میسّر نیست؟ و مگر نه اینکه تماشا کردن، بینایی می­خواهد نه چشم؟ پس ابراهیم ع را باید با بینایی دید. و باید او را در مناسکی که پایه‌هایش را خود بالا آورد، تماشا کرد. رهبری که خانه‌ای در بیابانی بنا می‌کند، زعیمی که هزاران سال قبل تدبیری کرده است، باغبانی که نسل­ها قبل شجره طیبه‌ای را غرس کرده است، و اکنون از پس همه قرون و تا قرن‌های آتی، پیروانش هر روز با شکوه‌تر و پرشورتر از گذشته، از سازماندهی و قیادت او بهره‌مند می‌شوند. قیادت ابراهیمی، مدیریت قلب‌هاست و ابراهیم ع فرماندهی قلب‌های متوجه به توحید را رهبری می‌کند؛ در حالی که سر رشته‌های تدبیر در چنین حکومتی، دعا و عبودیت خالصانه است. محبوبیت و حکومت بر قلب­ها شاید بشری به نظر برسد، اما با ابعاد و عمقی که در سیره ابراهیمی وجود دارد، شایبه‌ای در غیر بشری بودن آن باقی نمی‌گذارد. نکته قابل توجه اینکه، مدیریت ابراهیمی در سیره رسول خدا ص، جلوه‌گاهی منطبق‌تر از غدیر خم را نمی‌شناسد، زیرا غدیر اساس یک پیروزی انکار ناشدنی و بنای ساختاری مدیریتی است که تا ابد پابرجا و فعال است، و هزاران سقیفه نیز در مقام عمل، نمی‌تواند کاری کند که غدیرِ برپا شده، برپا نشود.

*بخشی از کتاب تعقل اجتماعی: جلوه ابراهیمی در قیادت و رهبری امت­ها

انجیل "برنابا" هم یهود را به همین اشتباه ملامت كرده و در فصل 44 چنین گفته است: «خداوند باحضرت ابراهیم (ع) سخن گفت و فرمود: "اولین فرزندت، اسماعیل را بگیر و از این كوه بالا برده او را به عنوان قربانی و پیشكش ذبح كن، و اگر ذبیح حضرت ابراهیم (ع) اسحاق بود انجیل اورا یگانه و اولین فرزندحضرت ابراهیم (ع)  نمی خواند، برای اینكه وقتی اسحاق به دنیا آمداسماعیل (ع) كودكی هفت ساله بود.»

حضرت ابراهیم چگونه خلیل الله شد
شیخ صدوق در کتاب علل شرایع  برای خلیل الله بودن حضرت ابراهیم(ع) دلایلی می آورد؛
اول این که ابراهیم(ع) هیچ سائلی را رد نمی کرد و همیشه مهمان دار و سفره دار بود.
دومین دلیل این است که از غیر خدا چیزی نمی خواست، نمونه اش هم زمانی که او را به آتش می انداختند، است. آنجا که جبرئیل از ایشان پرسید که حاجتی ندارید، حضرت ابراهیم(ع) پاسخ داد، حاجت بسیار دارم؛ اما از خدا می خواهم و او از همه آنچه در دلم است، خبر دارد.
سومین دلیل خلیل شدن ابراهیم، کثرت صلواتش بر محمد و آل محمد(ص) بود. انبیاء با توسل به اهل بیت جلو رفته اند.

همچنین در حدیثی از امام حسن عسگری وارد شده است:
انما اتخذ الله ابراهیم - علیه السلام - خلیلا لكثرة صلواته على محمد و اهل بیته صلواة الله علیهم اجمعین ؛
خداوند حضرت ابراهیم - علیه السلام - را خلیل خود انتخاب كرد؛ براى این كه او بر محمد - صلى الله علیه و آله - و خاندانش كه درود خدا بر آنان باد، زیاد صلوات مى فرستاد

بررسی تطبیقی داستان حضرت ابراهیم در قرآن و تورات
محمد صفرآبادی فراهانی

در این مقال به افتراقات و اشتراكات داستان حضرت ابراهیم (ع) در قرآن و تورات،از منظر تطبیق و انتقاد پرداخته شده است.البته قابل ذكر است این بررسی بر مبنای اختصار صورت گرفته و طبیعتاً فضا برای بررسی تفصیلی این موضوع باز می باشد .

مقدمه
دغدغه های بشر در طول تاریخ ، برای شناختن دین ، سبب ایجاد رشته ای به نام دین شناسی شده است . "رودلف" می گوید : « پژوهش درباره ادیان ، به مدد تاریخ ، رسالت و وظیفه  رشته جوانی است كه در انگلیسی ، معادل دقیق آن " علم تاریخ ادیان"1 می باشد »2
تأسیس رشته "دین شناسی تطبیقی"3 را به "ماكس مولر" منسوب می دانند ؛ این اصطلاح شكل مختصر شده "مطالعه تطبیقی ادیان" است كه در اواخر قرن نوزدهم به معنای مفهومی مترادف با "علم دین" شایع گردید ، عنوان دین شناسی تطبیقی ، گرچه بیشتر در سطح عوام به كار رفته تا در سطح دانشمندان ، امّا تا كنون به صورت پراكنده ، باقی مانده است4 .
موضوع دین شناسی تطبیقی به عنوان مطالعه علمی جنبه های گوناگون ادیان مختلف جهان ، با دور نمایی تطبیقی و مقایسه ای ، نسبتاً دیر آغاز شده و گسترش یافته است و نزدیك به صد سال است كه نام "دین شناسی تطبیقی" رواج یافته است5 .
وظیفه دین شناسی تطبیقی عبارت است از : « كنار هم قرار دادن ادیان مختلف به منظور بررسی و مقایسه دقیق آنها ، این كار ممكن است موجب ارزیابی معتبری از اظهارات و ارزشهای خاص آنان گردد[6] .»
دین شناسی تطبیقی هرگز از شیوه های واحدی كه قابل قبول همگان باشد برخوردار نبوده است ، بلكه از شیوه های مختلف بهره جسته كه از آن میان ، بررسی از طریق كتب مقدس ادیان می باشد كه حدوداً مورد توافق همه محققان بوده است و برخی حتی ، تنها راه بررسی تطبیقی بین ادیان را ، كتب مقدس می دانند.
"رابرت هیوم" می گوید: « متون مقدس تنها مبنای ثابت برای ارائه گزارش در مورد ادیان گوناگون می باشد . در مورد یازده دین زنده جهان ، عالیترین مرجع استناد و اتخاذ سند ، خود كتاب آن دین یا دست كم ، كتب مرتبط با آن می باشد[7] .»
در این مقال به افتراقات و اشتراكات داستان حضرت ابراهیم (ع) در قرآن و تورات،از منظر تطبیق و انتقاد پرداخته شده است.البته قابل ذكر است این بررسی بر مبنای اختصار صورت گرفته و طبیعتاً فضا برای بررسی تفصیلی این موضوع باز می باشد .

الف) داستان حضرت ابراهیم (ع) در قرآن و تورات:
حضرت ابراهیم (ع)  از خاندان نوح و از پیروان آن حضرت در توحید و مبارزه با شرك می باشد. در قرآن، از نسب حضرت ابراهیم (ع)  سخنی به میان نیامده، در حالی كه در عهد قدیم به تفصیل تمام اجداد ایشان معرفی شده اند. نام پدرحضرت ابراهیم (ع)  در عهد قدیم، تارح می باشد. در حالی كه در قرآن ذكر نگردیده ولی در تفاسیر قرآن، آزر[8]  نام عموی ایشان معرفی شده است. در عهد قدیم از وضعیت ایمانی پدر و عموی ایشان سخنی به میان نیامده است ولی در قرآن پدر یا عموی ایشان بت پرستی متعصب معرفی شده است.
همچنین در عهد قدیم به محل سكونت تارح و فرزندان ایشان و زمان وفات تارح (205 سالگی) اشاره شده است كه در قرآن سخنی از آنها نیست.
در هر دو كتاب مقدس، خداوند حضرت ابراهیم (ع)  را دعوت كرده است[9]، و علت این دعوت در قرآن ذكر گردیده[10] كه همانا امامت حضرت ابراهیم (ع) ، پس از نبوت و پشت سر گذاردن امتحانات الهی می‌باشد[11] اما در عهد قدیم سخنی از این مطلب به میان نیامده است. در قرآن،حضرت ابراهیم (ع)  مأمور به دعوت به مبارزه با شرك و فرا خوانی به توحید می باشد[12]، در حالیكه در عهد قدیم، فراخوانی به سرزمین موعود كه یك قضیه قومی است، ذكر شده است[13].

همسران حضرت ابراهیم (ع) :
در عهد قدیم، همسران حضرت ابراهیم (ع)  عبارتند از سارای، مادراسحاق ؛ و هاجر، كنیزساره و مادر اسماعیل و قطوره، مادر فرزندان دیگر.  عهد قدیم، داستان را با محوریت ساره نقل می كند ( كه این محوریت به جهت گرایش قومی است یعنی مادر بزرگ بنی اسرائیل بودن) ولی در قرآن فقط سخن از مادر اسحاق، آن هم بدون ذكر نام و جزئیات می باشد[14].
در هر دو كتاب،حضرت ابراهیم (ع)  و همسرش در هنگام بشارت داده شدن به اسحاق، پیر و سالخورده  و مادر اسحاق، نازا ذكر شده است با این تفاوت كه در قرآن اشاره به سن آن دو و محل بشارت، شده است[15].
در عهد قدیم سخن از نسبت خواهری ـ همسری ساره ، تصاحب ساره به جهت زیبایی او توسط دو پادشاه و دفن ساره در غار مكفیله[16]  است كه در قرآن سخنی از این مسائل نیست.

فرزندان حضرت ابراهیم (ع) :
در عهد قدیم، اسحاق برتری خاصی به دیگر فرزندان دارد[17] و به عبارتی تنها وارث است، ولی در قرآن اسحاق و اسماعیل از پیامبران هستند و یك گونه دیده شده اند. در عهد قدیم، اسماعیل وحشی و ضد برادران خود معرفی شده[18] ولی در قرآن نبی صادق و رسول[19] وحضرت ابراهیم (ع) و اسماعیل به عنوان معماران خانه خدا می باشند[20].
در عهد قدیم، از چگونگی ازدواج اسحاق به تفصیل سخن به میان آمده[21]  و سخن از به دروغ معرفی كردن ربكا به عنوان خواهر، از ترس كشته شدن، توسط اسحاق و وفات اسحاق در سن 180 سالگی است[22] كه در قرآن راجع به این مباحث سخنی نیست.

امتحان ذبح فرزند:
در هر دو كتاب، بحث از امتحان حضرت ابراهیم (ع)  به وسیله ذبح و قربانی كردن فرزند می باشد با این تفاوت كه قرآن، یگانه پسر برای قربانی اسماعیل است، در حالی كه در عهد قدیم، اسحاق می‌باشد[23].

زنده شدن مردگان(پرندگان)
در هر دو كتاب، اطمینان قلبی حضرت ابراهیم (ع) ، موضوع اصلی می باشد. با این تفاوت كه در عهد قدیم اطمینان از اعطای سرزمین موعود به نسل ابرام می باشد ولی در قرآن اطمینان از احیای مردگان می باشد.
در قرآن چهار پرنده انتخاب می شوند و قطعه قطعه شده و قسمتی از هر یك بر سر كوهی نهاده می‌شود و با فراخوانی حضرت ابراهیم (ع) ،زنده به سوی او می آیند[24] ولی در عهد قدیم سه حیوان (گوساله ماده، بز ماده و قوچ) سه ساله ویك كبوتر و قمری انتخاب می شوند و سه حیوان به دو نیمه تقسیم ولی پرندگان فقط ذبح می شوند و تنوری پر دود و مشعلی فروزان از وسط پاره های حیوانات می گذرد[25].و جالب اینكه در قرآن سخن از معاد است ولی در عهد قدیم سخن از سرزمین موعود.

اسرائیلیات در داستان حضرت ابراهیم (ع):
ابوهریره از قول رسول خدا(ص) نقل می كند كه فرمود:
«ابراهیم دروغ نگفت مگر در سه مورد. دو موردش برای خدا بود كه گفت: "انی سقیم"26  و جای دیگر كه گفت:"بل فعله كبیرهم هذا"27 و دروغ سومش درباره همسرش ساره بود كه گفت: "این خواهر من است"28.»
«آنگاه كه وی همراه ساره كه زیباترین زنان بود به كشور پادشاه زورگویی وارد شد.حضرت ابراهیم(ع)  در آنجا به ساره گفت: "اگر این مرد ستمگر بداند كه تو همسر من هستی، تو را به زور از دست من می گیرد. اگر ارتباط تو را با من سؤال كند، بگو كه من خواهر وی هستم، زیرا تو از نظر اسلام و عقیده خواهر من هستی". اتفاقاً مأموران، ساره را دیدند و به پادشاه رساندند كه به شهر تو زنی زیبا آمده است كه نباید به جز تو همسر كسی گردد. او دستور داد ساره را حاضر كنند و چون خواستند او را بیاورند،حضرت ابراهیم (ع)  به دعا و نماز مشغول شد و چون چشم شاه به رخسار زیبای ساره افتاد. نتوانست خودداری كند و دست به سوی ساره دراز كرد. در همان حال دستش خشك شد..29»

ب) تطبیق با متون غیر اسلامی:
در تورات آمده است:
«چون (ابراهیم) نزدیك به ورود مصر شد، به زن خود سارای گفت: "اینك می دانم كه تو زن خوش منظری هستی. همانا چون اهل مصر تو را ببیند گویند: این زوجه اوست، پس مرا بكشند و تو را زنده نگاه دارند. پس بگو كه تو خواهر من هستی تا به خاطر تو برای من خیریت شود و جانم به سبب تودر امان ماند". (و) به مجرد ورود ابرام به مصر ، اهل مصر آن زن را دیدند كه بسیار خوش منظر است. و امرای فرعون او را دیدند و او را در حضور فرعون ستودند. پس وی را به خانه فرعون در آوردند . (و) به خاطر وی با ابرام احسان كرد و او صاحب میشها و گاوان و حماران و غلامان و كنیزان و ماده الاغان و شتران شد. (و) خداوند، فرعون و اهل خانه او را به سبب سارای، زوجه ابرام به بلایای سخت مبتلا ساخت فرعون ابرام را خوانده گفت: "این چیست كه به من كردی؟ چرا به من خبر ندادی كه او زوجه توست. چرا گفتی او خواهر من است كه او را به زنی گرفتم؟! الان زوجه خود را برداشته روانه شو".»30

ج) نقد و بررسی:
در برابر كسانی كه نسبت دروغ گفتن را به حضرت ابراهیم (ع) می دهند باید گفت ایت سخن با نص  صریح آیات و روایات رسیده تعارض دارد چرا كه خداوند در قرآن درباره حضرت ابراهیم(ع) می‌فرماید:« انه كان صدیقا نبیا31» «كان امه قانتا لله32»
و یا جایی به او صفت خلیل می دهد و می فرماید:« و اتخذ الله ابراهیم خلیلا33»
چطور می توان به فردی كه قرآن او را امام و پیشوا می خواند34 و برگزیده خدا معرفی می‌كند35 و او را برای آیندگان نشان صدق قرار می دهد36 نسبت كذب و دروغ داد.ابراهیمی كه به گفته قرآن الگویی برای همگان می باشد و چه الگویی كه اسوه حسنه37 است.
نكته دیگر اینكه اگر این نوع حرف زدن حضرت ابراهیم (ع) دروغ شمرده شود و ارتكاب آن از شفاعت جلوگیری می كند، باید گفت: جمله های «هذا ربی» بیشتر جلوی شفاعت را می گیرد. برای اینكه آن دروغهای سه گانه كه به حضرت ابراهیم (ع)  نسبت داده اند، دروغ بستن به بت بزرگ و دروغ گفتن به پادشاه و امثال آن بود، و این، دروغ بستن به خدا، و ستاره و ماه و خورشید را به عنوان خدا معرفی كردن است38.

در بیان علت بیان «انی سقیم» و «بل فعله كبیرهم» علامه طباطبائی می فرماید:
«خواهید گفت پس معنای "انی سقیم" و همچنین معنای "بل فعله كبیرهم"  چیست؟ و آیا به زعم شما دروغ هست یا نه؟ جوابش این است كه از قرائنی كه در آیه "فنظر نظرة فی النجوم فقال انی سقیم"، است، به هیچ وجه دروغ بودن جمله "انی سقیم" استفاده نمی شود، شاید راستی حضرت ابراهیم(ع) كسالتی داشته، و لیكن نه آنقدر كه از شكستن بتها بازش بدارد39.
بعضی دیگر گفته اند كه حضرت ابراهیم (ع)  واقعاً بیماری جسمی نداشته، اما روحش بر اثر اعمال ناموزون این جمعیت بیمار بود40. در تفسیر « بل فعله كبیرهم» مفسران سخنانی بیان فرموده اند كه به برخی از آنها می پردازیم. عده ای از مفسران این سخن را نوعی سخریه و استهزای عقاید پوچ بت پرستان دانسته اند.41
و جمعی دیگر می گویند منظور از این سخن وادار كردن بت پرستان به اعتراف بر بطلان عقایدشان، بوده است. از این رو می بینیم قوم حضرت ابراهیم (ع)  در مقابل استدلال وی، چاره ای جز اعتراف به موهوم بودن پندارهای خود ندیدند و سرها را به زیر انداخته در جواب گفتند:
«ای ابراهیم تو می دانی كه این بتها سخن نمی گویند42.»

د) نقد داستان ساره و حضرت ابراهیم (ع) :
و اما تناقض گوئیهای تورات یكی اینكه یكجا می گوید : حضرت ابراهیم (ع)  به دروغ به فرعون مصر گفت : "ساره خواهر من است"، وبه خود ساره هم سفارش كرد كه این دروغ را تأیید نموده و بگوید من خواهر ابراهیم (ع)  هستم تا بتواند بدین وسیله مالی به دست آورده و از خطر كشته شدن هم رهایی یابد.
تناقض گویی دوم تورات این است كه یك جا توریه حضرت ابراهیم(ع) را این طور ذكر كرده كه مقصودحضرت ابراهیم(ع) این بود كه ساره خواهر دینی اوست، در جای دیگر گفته مقصودحضرت ابراهیم (ع)  این بود كه ساره خواهر پدری او و از مادر با او جداست. حال چگونه حضرت ابراهیم (ع)  كه یكی از پیغمبران بزرگ و از برگزیدگان و اولوالعزم است با خواهر خود ازدواج كرده، جوابش را از خود تورات باید مطالبه كرد.43

اینجا ذكر چند نكته ضروری است.
1-   ابراهیم اگر پیغمبر هم نبود و یك فرد عادی می بود، چگونه حاضر شد كه ناموس خود را وسیله كسب روزی قرار داده و از او به عنوان یكی از مستغلات استفاده كند، و به خاطر تحصیل پول حاضر شود كه فرعون یا ابی‌مالك او را به عنوان همسری خود به خانه ببرد؟! حاشا بر غیرت یك فرد عادی، تا چه رسد به یك پیغمبر اولوالعزم.
2-   مگر خود تورات قبل از ذكر این مطلب نگفته بود كه ساره در آن ایام پیر زنی بود كه هفتاد سال از عمرش گذشته بود44 و حال عادت طبیعی اقتضا می كند كه زن در هنگام پیری، شادابی جوانی و حسن جمالش از بین برود، و فرعون یا ابی مالك و یا هر پادشاهی دیگر كجا به چنین پیرزنی رغبت می كند تا چه رسد به اینكه شیفته جمال و خوبی او شوند.45

داستان ذبیح:
در خصوص اینكه حضرت ابراهیم (ع) مأمور به قربانی كدامیك از فرزندان خود شد و «ذبیح الله» به كدامیك از فرزندان حضرت ابراهیم (ع)  اطلاق می شود. در میان مفسران بحثهای دامنه داری صورت گرفته است. گروهی «اسحاق»را ذبیح دانسته اند و جمعی « اسماعیل» را .
نظر اول را جمعی از مفسران اهل سنت و نظر دوم را بیشتر مفسران شیعه برگزیده اند ، و یهود و نصارا نیز بظاهر اتفاق دارند بر اینكه حضرت ابراهیم (ع) مأمور ذبح فرزندش «اسحاق» شده بود46.
داستان ذبیح در سوره صافات آیات 99- 113، آمده است، اكنون به تعدادی از روایات تفسیری كه راجع به این آیات آمده است اشاره می كنیم.
1-     طبری در تفسیر خود روایتی را از قول رسول خدا(ص) می آورد كه حضرت فرمود:
«ذبیح اسحاق بود »47
2-     در تفسیر در المنثور در تفسیر آیه 101 سوره صافات كه می فرماید:« فبشرناه بغلام حلیم»، آمده است.48
«مقصود از این فرزند، اسحاق بوده است.»49
3-     در تفسیر قرطبی آمده است:
«به حضرت ابراهیم (ع) در عالم خواب قربانی شدن اسحاق نشان داده شد»50
پاره ای از مفسران در مواجهه با چنین روایاتی و با مشاهده روایاتی كه اسماعیل را به عنوان ذبیح دانسته اند، اظهار نظر نكرده اند و قولی را بر دیگری ترجیح نداده اند و فقط به نقل این گونه روایات متضاد پرداخته اند.
سیوطی51 ، فخر رازی52 ،و زمخشری53 از این گروه هستند.54
قابل ذكر است كه در برخی تفاسیر دیده می شود كه سعی شده بین این روایات جمع صورت گیرد و دست به تأویل زده شده است. چنانچه آمده است:
«ذبیح اسماعیل بود، لیكن وقتی اسحاق پس از چنین ماجرایی به دنیا آمد، مرتباً در دل خود آرزو می‌كرد تا او نیز بسان برادرش به این مقام رفیع دست می یافت، و به فرمان خدا ـ برای قربان شدن ـ سر می سپارد، تا همانند برادرش به ثواب عظیم آن نایل شود، خداوند كه از این خطورهای قلبی اسحاق آگاه بود، برای نایل شدن او به این مقام، وی را در میان فرشتگان خود ذبیح نامید.»55

هـ) تطبیق با متون غیر اسلامی:
در تورات آمده است:
« خداحضرت ابراهیم (ع)  را امتحان كرده به او گفت: "ای ابراهیم" ! عرض كرد: "لبیك"! گفت: "اكنون پسر خود را كه یگانه توست و او را دوست می داری، یعنی اسحاق را بردار و به زمین موریا برو و او را در آنجا بر یكی از كوههایی كه به تو نشان می دهم برای قربانی سوختنی بگذران".»56

نقد و بررسی:
باید گفت كه این روایات از نظر سندی دارای ضعف می باشند كه برخی از محققان به آن پرداخته اند، اما مهمتر از این، تعارض این گونه روایات با نص صریح قرآن و روایات است. در قرآن ماجرای ذبح پیش از بشارت به اسحاق57  آمده است و این شنیده مدعای ماست كه اسماعیل ذبیح است و اسحاق بعد از ماجرای قربانی به دنیا آمده است.58
و یا در قرآن از زبان حضرت ابراهیم (ع)  آمده است:
«الحمدالله الذی وهب لی علی الكبر اسماعیل و اسحاق»59
این ترتیب دال بر این است كه اول اسماعیل و بعد اسحاق به دنیا آمده است.

در جای دیگر قرآن آمده است.
«فبشرناه بإسحاق و من وراء اسحاق یعقوب»60.
« ما او را به تولد اسحاق بشارت دادیم و نیز به تولد یعقوب بعد از اسحاق».

این آیه نشان می دهد كه حضرت ابراهیم (ع)  مطمئن بود اسحاق زنده می ماند و فرزندی همچنین یعقوب از او به وجود می آید، بنابراین نوبتی برای ذبح باقی نخواهد ماند.61

از اصمعی نقل شده می گفت:
«از "ابوعمروبن علاء" درباره ذبیح پرسیدم كه اسحاق بود یا اسماعیل ؟ وی پاسخ داد : "ای اصمعی! عقلت كجا رفته؟ اسحاق كجا در مكه بوده؟ این اسماعیل بود كه در مكه سكونت داشت و به همراه پدرش خانه كعبه را بنا گذارد"»62
در پایان این نقد، خوب است روایتی را ذكر كنیم كه سندی گویا در نقش آفرینی یهود در جعل این روایات است. روزی در جلسه خلیفه اموی،" عمربن عبدالعزیز" سخن از داستان ذبیح به میان آمد و "محمدبن كعب قوظی" با استناد به برخی آیات قرآن استدلال كرد كه ذبیح اسماعیل بوده است، اما چون استدلال وی را نپذیرفتند، خلیفه به سراغ یكی از علمای یهود كه اسلام آورده بود و در شام سكونت داشت فرستاد تا نظر او را در این باره جویا شود. "محمدبن كعب" می گوید:
« من نزد "عمربن عبد العزیز" بودم كه از آن یهودی اسلام آورده پرسید: "كدامیك از دو فرزندحضرت ابراهیم (ع) ، مورد فرمان ذبح قرار گرفتند؟" آن مرد پاسخ داد: "ای امیر مؤمنان! اسماعیل. به خدا سوگند یهودیان ـ خود نیزـ این را می دانند؛ ولی از آنجا كه بر عرب حسادت ورزیدند و چون نمی خواستند پدر ایشان (اعراب) به عنوان ذبیح شناخته شود، بنابراین این واقعیت را انكار كردند و اسحاق را ذبیح دانستند، چرا كه اسحاق نیای آنان است".»63

جدول مقایسه داستان حضرت ابراهیم (ع) در عهد قدیم و قرآن65

ردیف

موضوع

عهد قدیم

قرآن

1-

نسب حضرت ابراهیم (ع)

مفصلاً تا نوح ذكر شده است

-------------

2-

پدرحضرت ابراهیم (ع)  یا عموی او

تارح پدر و هاران و نامور عموی ایشان

آزر= پدر یا عموی ایشان

3-

نبوت

نبی

نبی سپس امام

4-

اصول دعوت حضرت ابراهیم (ع)

----------------

دعوت به توحید- مبارزه با شرك و بت پرستی

5-

همسران حضرت ابراهیم (ع)

ساره، هاجرو قطوره با ذكر نام

مادر اسحاق و مادر اسماعیل بدون ذكر نام

6-

فرزندان حضرت ابراهیم (ع)

اسحاق، اسماعیل، زمران، یقشان و…

اسحاق و اسماعیل

7-

ادامه نبوت حضرت ابراهیم (ع)

از اسحاق

از اسحاق و اسماعیل

8-

معرفی اسماعیل

فرزندوحشی كه بابرادران خوددرتضاداست

نبی

9-

بنای خانه خدا

----------------

ابراهیم و اسماعیل

10-

بشارت فرزندبه حضرت ابراهیم(ع)

اسحاق

اسحاق

11-

فرزندان اسحاق

یعقوب، عیسو

یعقوب

12-

امتحان حضرت ابراهیم (ع)

ذبح اسحاق

ذبح اسماعیل

13-

زنده شدن مردگان

به دستور خدا برای اثبات وعده مالكیت سرزمین موعود

به دستور خدا برای اطمینان از معاد

14-

بت شكنی حضرت ابراهیم (ع)

----------------

برای تنبه بتپرستان انجام شد

15-

مرگ حضرت ابراهیم (ع)

در 125 سالگی

------------

 

 
پی نوشتها :
1 History of Religion.
2 رودلف ، كورت . درآمدی بر دین شناسی . ترجمه همایون همتی . تهران ، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی ، چاپ اول ، 1378ش. ص21.
3 Comparative Religion.
4 مقایسه قصص در قرآن وعهدین ، ص 18.
5 تیواری ، كدارناث . دین شناسی تطبیقی . ترجمه سید ابوطالب فنایی و محمد ابراهیمی . تهران ، انتشارات محسن ، چاپ اول ، 1378ش. ص2.
[6] مقایسه قصص در قرآن وعهدین ، ص 18.
[7] هیوم ، رابرت . ادیان زنده جهان . ترجمه عبدالكریم گواهی . تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1369ش، چاپ اول. ص26.
[8] «و اذ قال ابراهیم لابیه ازر ….»(انعام :74)             
[9] سفر پیدایش، 12: 1-3.                
[10] آل عمران، 67. مریم،41.
[11] بقره، 124                 
[12] عنكبوت:16. صافات:87-85.
[13] سفر پیدایش، 21: 7 .
[14] هود: 73-71                 
[15] سفر پیدایش 11: 29-30. ذاریات:29
[16] سفر پیدایش:11 ـ 12 ـ 23
[17] سفر پیدایش،17: 1-8           
[18] همان25: 12-18.                
[19] مریم: 54-55.              
[20] بقره: 125-128            
[21] سفر پیدایش،24: 1-67            
[22] همان،35: 28-29              
[23] سفرپیدایش،22: 1-15. صافات: 101-113.                     
[24] بقره:260.
[25] سفر پیدایش:15: 1-11.
26 صافات:89. این داستان مربوط به زمانی است كه بت پرستان قصد خروج از شهر را برای برگزاری مراسم عید داشتند كه وقتی به نزدحضرت ابراهیم (ع)  آمدند تا وی را با خود همراه برند، آن حضرت گفت من بیمارم.         
27 انبیاء:63. این ماجرا مربوط به زمانی بود كهحضرت ابراهیم (ع)  بتها را یكایك شكست، و چون بت پرستان از او پرسیدند آیا تو دست به چنین كاری زدی؟ او گفت: بلكه بت برزگ چنین كرده است!
28 تفسیر طبری،ج23ص45.
29 صحیح بخاری،ج14، كتاب بدءالخلق
30 سفرپیدایش،12: 19-12                                      
31 مریم:41
32 نحل:120                                                    
33 نساء:125
34 بقره:124                  
35 بقره:130                
36 شعرا:84. مریم:50
37 « قد كانت لكم اسوة حسنه فی ابراهیم.» ممتحنه:4
38 تفسیر المیزان، ج8 ص352                             
39 همان،ج7ص 318
40 تفسیر التبیان،ج8ص 509. تنزیه الانبیا.ص47. تفسیرنمونه،ج19ص 92.
41 قصص الانبیاء، (عبد الوهاب بخار) ص92.                    
42 انبیاء: 65
43 تفسیر المیزان،ج7ص 315                                
44 سفر پیدایش،18: 11
45 تفسیر المیزان،ج7ص 315
46 حیوه القلوب،ج1ص 4.
47 تفسیر طبری،ج23ص 52. تاریخ طبری،ج1ص 161و162.
48 صافات:101             
49 در المنثور،ج5ص380.    
50 تفسیر القرطبی،ج15ص 67.
51 در المنثور،ج5ص280.                   
52 التفسیر الكبیر،26ص153.   
53 الكشاف،ج4ص56.                
54 اسرائیلیات و تآثیر آن بر داستان انبیا … ص 308.
55 تفسیرصافی،ج4ص 277.
56 سفر پیدایش،22: 1-3.
57 «و بشرناه باسحاق نبیا من الصالحین» صافات:112»ما او(ابراهیم)را به اسحاق بشارت دادیم كه پیامبری از صالحین است.»                  
58 تفسیر المیزان،ج7ص325
59 حضرت ابراهیم (ع) :39.
60 هود:71.  
61 تفسیر نمونه،ج19ص118. تفسیرالبتیان.ج8ص518 .مجمع البیان،ج8ص707.
62 مجمع البیان،ج8ص 708.
63 تاریخ طبری ،ج1،ص162 ؛ مجمع البیان،ج 8 ، ص708
64 تفسیر المیزان،ج7ص322.                 
65 به نقل از مقایسه قصص در قرآن و عهدین،ص232 با اندكی تلخیص.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را

 

با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛

 

Email: mahdiyarahmadi@gmail.com

 

در میان گذارید.



+ نوشته شده در  ۱۳۹۲/۰۷/۲۳ساعت 20:21  توسط مهدي ياراحمدي خراساني  |