پایان دنیا
محمد امین غفاری -احسان رنجبر

 

 

نظر ناسا درباره 2012: ناسا در هشداری اعلام كرد كه یك توفان خورشیدی كه در سال 2012 به زمین می رسد موجب خواهد شد كه برق تمام دنیا خاموش شود. در هشدار ناسا و آكادمی ملی علوم آمده است كه میلیون ها نفر در سال 2012 بدون برق و در نتیجه بدون غذا و دارو خواهند ماند و تمام یخچال ها، تلفن های  همراه و ماهواره هاخاموش می شود. از ماه دسامبر فعالیت خورشید به آهستگی روبه افزایش می رود. نیروی مغناطیسی این ستاره هر 11 سال یك بار به نقطه ای می رسد كه در آن پیك پدیده های فوران های خورشیدی و پرتاب تاج های خورشیدی بزرگ مشاهده می شود. این پدیده ها منجر به آزاد شدن میزان زیادی انرژی و تشعشعات می شود.
این فوران ها می تواند به زمین نیز برسد و منجر به ایجاد توفان‌های ژئومغناطیسی زمین شود. اتمسفر زمین می تواند از این برخوردها خود را مصون نگه دارد اما خسارت های زیادی به ساختارهای اجتماعی و اقتصادی روی زمین وارد می شود. ستاره شناسان این پدیده ها را از سال 1859 رصد كرده اند. در آن زمان یك توفان ژئومغناطیسی ویژه در خطوط تلگراف اروپا و آمریكا اختلال ایجاد كرد. در ماه می 1921 توفان دیگری بسیاری از خطوط برق و تلفن را در2 سر اقیانوس اطلس از کار انداخت. در سال 1989 شش میلیون نفر در كبك كانادا به مدت 9 ساعت به سبب یك توفان ژئومغناطیسی كه 10 برابر ضعیف تر از توفان سال 1921 بود بدون برق ماندند. اگر حادثه ای مشابه آن چه كه در سال 1921 رخ داد تكرار شود تعداد افراد بدون برق به 130 میلیون نفر افزایش خواهند یافت و تكرار حادثه ای مشابه سال 1859 كه بسیار قوی تر از توفان 1921 بود، 2 هزار میلیارد دلار خسارت وارد خواهد كرد.
به گفته دانشمندان ناسا، پیك بعدی این توفان های خورشیدی بین سال های 2012 و 2013 خواهد بود كه جامعه علمی هنوز بر سر شدت فعالیت خورشید در این دوره جدید به توافق نرسیده اند. اخترشناسان از آغاز چرخه لكه خورشیدی تعبیر به عطسه خورشید كرده و هشدار داده اند، زمانی كه خورشید عطسه می كند، در واقع زمانی است كه زمین بیمار می شود
بعد از این همه گمانه زنی و بحث در مورد سال 2012 حالا ناسا هم تصمیم گرفته تا با این دروغ و ادعای پوچ بجنگند. آقای دون یومانس مدیر دفتر اجرام مجاور زمین ناسا یک فیلم ویدیویی و یک مقاله ارایه نموده که حاوی واقعیت های علمی در مورد اتفاقات آسمانی سال 2012 می باشد.
آقای یومانس با این کار خود توضیح میدهد که در سال 2012 هیچ اتفاقی نمی افتد.
ظاهرأ در پایان سال 2012 علاقمندی خاصی به اجرام آسمانی، موقعیت و مدار آنها وجود دارد.اما فیلم یا برنامه های تلویزیونی در مورد سال 2012 اساس علمی ندارد. حتی خبر های تقلبی و دروغ به نقل از ناسا نشر شده که گویا در سال 2012 یک اتفاق فضایی رخ میدهد و این اتفاق واقعیت علمی دارد.
نیبیرو نام یک سیاره تخیلی است که در مسیر برخورد با زمین قرار دارد، اما به سادگی می گویم که چنین چیزی اصلأ وجود ندارد. هیچ شواهد معتبری بخصوص هیچگاه تلسکوپی یا دیگر ابزار نجومی وجود چنین جسمی را ندیده و وجود آن را رد می کند. حتی هیچ شواهدی دال بر اثرات گرانشی یا جاذبه ای این جسم بر هیچ یک از اعضای منظومه شمسی ما دیده نشده.
بنابراین هیچ پیشگویی معتبری برای اتفاقات نجومی در سال 2012 میلادی وجود ندارد. فعالیت خورشید همیشه بصورت یک دوره 11 ساله بوده که دوره بعدی اوج فعالیت های خورشیدی بین سالهای 2010 تا 2012 می باشد. اما زمین بطور منظم این دوره های افزایش فعالیت خورشیدی را بدون هیچگونه اثرات قابل نگرانی تجربه نموده. میدان مغناطیسی زمین به مثابه یک سپر خوب ذرات شارژ دار خورشید را همیشه دفع میکند. اما بر اساس یک دوره زمانی حدود 400 هزار ساله این قطب ها جابجا می شوند. ولی هیچ شواهدی بر تکرار این گونه جابجایی در سال 2012 وجود ندارد. حتی اگر قرار باشد این جابجایی چند صد هزار ساله میدان های قطبی آغاز شود، هیچگاه بر گردش زمین و یا بر جهت گردش محور زمین تأثیر نمی گذارد و چنین تغییر و جابجایی فقط در توان رستم دستان یا همان سوپر من فیلم های تخیلی است که زمین را از جا می کند!
یگانه کشش گرانشی یا جاذبه ای مهمی را که زمین  تجربه کرده و همیشه تحت تأثیر آن قرار دارد، نیروی جذر و مد میان زمین و ماه است. در چند دهه آینده هم هیچگونه هم خط شدن میان سیارات پیش بینی نشده و زمین هم در سال 2012 از میان صفحه کهکشانی عبور نمی کند. در ضمن حتی اگر این گونه هم خط شدن اتفاق بیفتد، اثرات آن بر زمین بسیار کم و قابل چشم پوشی است. هر ماه دسمبر زمین و خورشید تقریبأ با مرکز کهکشان راه شیری هم خط میشوند، اما این یک اتفاق سالانه است و هیچ پیامدی هم به دنبال ندارد.
بنابرین پیش بینی تغییرات شوم یا سرنوشت مرگباری برای زمین در 21 دسمبر 2012 میلادی همه دروغ و بی اساس می باشد. در قرن های گذشته هم بار ها سرنوشت شومی برای زمین پیش بینی شده بود. خوانندگان این مقاله کاش همه فیلم های دانشمند مهم نجومی آقای کارل ساگان را دیده بودند. اما برای کسانی که با کار های آقای سگان آشنا نیستند  می گویم که آقای ساگان چندین سال قبل گفته بود " ادعا های بزرگ و خارق العاده نیازمند شواهد خارق العاده اند" و باور چنین سرنوشت شوم برای زمین در سه سال بعد دور از تصور است. از سوی دیگر اگر قرار باشد چنین اتفاقی بی افتد چرا جهانیان بی تفاوت نشسته اند.
کسانی که ادعای چنین اتفاقات شوم و جدی را برای 21 دسمبر 2012 می کنند، باید ثبوت ادعای خود را هم برای مردم پیش کش کنند. کجاست شواهد این اشخاص؟ دانش این افراد برای این ادعا بر مبنای چیست؟
در واقع این افراد هیچ مدرکی در دست ندارند و تمام ادعا ها، پیش بینی یا هر گونه اسراری که در قالب کتب، فیلم های مستند و یا مقالات اینترنتی در این مورد نمی تواند هیچ واقعیتی را تغییر دهد. در آخر می گویم که هیچ مدرک معتبری برای این ادعا ها وجود ندارد و نمی تواند هیچگونه اتفاق غیر طبیعی را برای دسامبر 2012 را ثابت کند.
سوال وجواب هایی درباره2012
آیا 2012 پایان جهان خواهد بود؟ روزی که درآن به دلیل وقوع یکی از حوادث طبیعی مانند برخورد یک سیارک به زمین همه انسان ها در سرار  جهان خواهند مرد و حیات بر روی زمین از بین خواهد رفت؟  بدون شک نخستین جوابی که به ذهن بسیاری از ما خطور خواهد کرد "خیر"  خواهد بود. پایان دنیا در این سال غیرممکن است.
اما از کجا اینقدر مطمئنیم؟ چطور می دانیم که این اتفاق هرگز نخواهد افتاد؟ ما با اطمینان از اینکه همیشه کسانی هستند که بیش از ما به برسی چنین مسائلی می پردازند و اگر روزی قرار بر این باشد که چنین اتفاقی بی افتد حتماً جلوی آن را خواهند گرفت به سادگی از آن گذشته و چنین مسائلی را غیرممکن اعلام میکنیم. اما آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده اید که اگر این موضوع حقیقت داشته باشد، به بسیاری از دلایل جوامع و دولت ها از بیان آن خودداری خواهند کرد!؟ آیا میدانید که چنین پروسه ای در طول حیات سیارات کاملاً طبیعی بوده و بارها اتفاق افتاده می افتد؟ تاکنون توجه کرده اید که از مهمترین دلایل انقراض دایناسورها یکی از همین حوادث طبیعی بوده است؟
شاید یکی از مشکلات اساسی بسیاری از انسان ها همین موضوع باشد! البته نه سال 2012. بلکه برخورد سطحی و بی توجهی به بسیاری از اتفاقاتی که روزانه در پیرامون آنها در حال وقوع است. عده زیادی بر پایان دنیا در سال 2012 اعتقاد دارند . بد نیست تا پیش از هرگونه پاسخی  مبنی بر قبول یا رد این نظریه نتایج تحقیقات ناسا  که در زیر ارائه شده را نیز در ارتباط با این سال بدانید. قضاوت اینکه آیا 2012 یا 2020 پایان دنیا است یا خیر با شما !
آیا Y2K را به خاطر می آورید؟ به خاطر برنامه ریزی موثر و تحلیل های دقیق و موفقیت آمیز ، این سال بدون ناله و شیون زیادی آمد و رفت. گذشته از اثرات ویژه و احساس برانگیز 21 دسامبر 2012، آن روز پایان دنیا نخواهد بود.
2012 نیز همانند Y2K مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است . برخلاف برخی از عقاید عمومی موجود، پشت پرده پایان دنیا به سرعت آشکار شد. دانشمندان ناسا به سوالات مختلفی که درباره 2012 پرسیده شده پاسخ گفته اند  که در ذیل آورده شده است.
سوال: آیا در 2012 تهدیدی برای زمین وجود دارد یا خیر؟ بسیاری از وب سایت ها می گویند که دنیا در دسامبر 2012 پایان خواهد یافت.
جواب: در 2012 هیچ اتفاق بدی برای زمین رخ نخواهد داد. سیاره مان برای بیش از 4 میلیارد سال به خوبی به حیات خود ادامه خواهد داد. دانشمندان مشهوری در سراسر دنیا تایید کرده اند که در 2012 هیچ تهدیدی برای زمین وجود نخواهد داشت.
سوال: منشاء این پیش بینی که جهان در 2012 پایان خواهد یافت از کجاست؟
جواب: داستان از اینجا شروع شد که نیبرو (Nibiru) به سمت زمین در حرکت است. نیبیرو یک سیاره فرضی است که توسط سامریانز عنوان شد. این حادثه اساساً  برای ماه می 2003 پیش بینی شده بود  اما وقتی در آن تاریخ هیچ اتفاقی نیفتاد، روز رستاخیز به دسامبر 2012 تغییر یافت. این دو افسانه با پایان دوره ها در تقویم باستانی مایان (Mayan) مصادف با انقلاب زمستانی (winter solstice) 2012 همزمان شده. از اینرو روز رستاخیز را مصادف با 21 دسامبر 2012  دانستند.

سوال: آیا تقویم مایان در 21 دسامبر 2012 پایان می یابد؟
جواب: درست مثل تقویمی که به دیوار آشپزخانه تان آویزان کرده اید و در آن هیچ روزی بعد از 31 دسامیر مشخص نشده، در تقویم مایان نیز هیچ موردی برای روز 21 دسامبر 2012 تعیین نشده. در این تاریخ دوره طولانی مدت مایان پایان می یابد. اما پس از آن _ درست مثل تقویم شما که دوباره در تاریخ 1 ژانویه شروع می شود_ در تقویم مایان نیز دوره طولانی مدت بعدی شروع می شود.

سوال: آیا پدیده ای مثل یک برخورد عظیم اتفاق خواهد افتاد؟
جواب: در دهه بعدی هیچ برخورری اتفاق نخواهد افتاد، زمین در 2012 با هیچ جرم آسمانی برخورد نخواهد کرد، حتی اگر برخوردی هم وجود داشته باشد اثرات آن بر روی زمین بسیار ناچیز خواهد بود. زمین و خورشید در ماه دسامبر تقریباً در مرکز کهکشان راه شیری قرار میگیرند و این پدیده ای است که  به طور سالانه اتفاق می افتد
دان یومانس (Don Yeomans) دانشمند محقق ارشد ناسا می گوید: "ظاهراً علاقه و توجه زیادی نسبت به اجرام آسمانی، موقعیت و مسیر حرکت آنها در پایان سال 2012 وجود دارد. من عاشق یک کتاب خوب یا یک فیلم مثل the next guy هستم، اما اجرام پرنده در فضای خیالی، تلوزیون و فیلم ها پایه علمی ندارند. حتی اخبار جعلی از ناسا نیز در آنها دیده می شود..."

سوال: آیا یک سیاره یا کوتوله قهوه ای (brown dwarf) بنام نیبیرو (Nibiru) یا سیاره ایکس (Planet X) یا اریس (Eris) وجود دارد که در حال نزدیک شدن به زمین  و تهدید آن باشد؟
جواب: نیبیرو و داستان های دیگر درباره سیارات متمرد یک برنامه و شوخی اینترنتی بیش نیست و پایه و اساس واقعی ندارد. اگر نیبیرو و سیاره ایکس واقعی بود و قرار بود تا 2012 با زمین برخورد داشته باشد، اخترشناسان حداقل طی دهه گذشته باید آن را شناسایی می کردند و الان نیز با چشم غیر مسلح قابل رویت بود. بدیهی است که چنین چیزی وجود ندارد. اریس واقعیت دارد اما آن یک سیاره کوچک مثل پلوتو (Pluto) است که در حاشیه خارجی منظومه شمسی باقی خواهد ماند. کمترین فاصله ای که تا زمین باید طی کند 4 میلیارد مایل است.

سوال: تئوری تغییر قطبیت (polar shift) چیست؟ آیا حقیقت دارد که پوسته زمین به دور هسته چرخش 180 درجه دارد که به طور روزانه انجام می گیرد؟
جواب: واژگونی در چرخش زمین امری محال و غیرممکن است. حرکات آهسته قاره وجود دارد (مثلاً قاره قطب جنوب در صدها میلیون سال قبل در نزدیک استوا قرار داشته) اما اظهار واژگونی قطب ها یک موضوع بی ربط است. هرچند بسیاری از سایت ها برای افراد ساده حرف هایی دارند. آنها اظهار می کنند ارتباطی بین چرخش و قطبیت مغناطیسی زمین وحود دارد که به طورت غیر منظم تغییر می کند.  یک واژگونی مغناطیسی نیز وجود دارد که به طور متوسط هر 400000 سال یکبار بروز می کند. تا جایی که ما می دانیم یک چنین واژگونی مغناطیسی ای هیچ خطری برای حیات روی زمین در بر ندارد. به هر حال وقوع یک واژگونی مغناطیسی تا چند هزاره بعدی غیر محتمل است
سوال: آیا زمین در سال  2012 در خطر برخورد با یک شهاب سنگ قرار دارد؟
جواب: زمین همیشه در معرض خطر برخورد دنباله دارها و آستروئیدها (asteroids) بوده است هرچندکه برخوردهای بزرگ بسیار نادر هستند. آخرین برخورد بزرگ مربوط به 65 میلیون سال قبل بود که منجر به انقراض دایناسورها گردید. امروز اخترشناسان ناسا در حال انجام یک بررسی و کاووش به نام «گارد فضایی» (Spaceguard Survey) هستند تا هر آستروئید نزدیک به زمین را خیلی قبل تر از برخوردش با زمین شناسایی کنند. در حال حاضر هیچ آستروئید تهدید کننده ای  - مثل آستروئیدی که دایناسورها را کشت – را شناسایی نکرده اند. تمام کارهای انجام گرفته به صورت علنی همراه با اکتشافات به دست آمده به طور روزانه در وب سایت NEO Program Office website ناسا قرار می گیرد. بنابراین شما می توانید خودتان ببینید که هیچ برخوردی در 2012 برای زمین پیش بنی نشده است.
سوال: نظر دانشمندان ناسا درباره نامعلوم بودن روز رستاخیز چیست؟
جواب: برای اظهار نظر درباره هرگونه تغییر دراماتیک و یا ناخوشایند در 2012، علم در کجا قرار گرفته؟شواهد و مدارک آن چیست؟ هیچ چیزی وجود ندارد.  در تمام ادعاهای تخیلی بیان شده در کتاب ها، فیلم ها، مدارک و یا در اینترنت ما نمی توانیم حقیقت وجودی این روز را تغییر دهیم. هیچ مدرک قابل اعتمادی برای هرگونه ادعایی مبنی بر وقوع حادثه غیر عادی در دسامبر 2012 وجود ندارد...
نظر مایا درباره 2012
مایا! قومی که هزاران سال پیش معبد و هرمی  رو با 365 پله ساخته! به تعداد روزهای سال. مایا تمامی خسوف ها و کسوف ها را دقیقا تا سال 2012 ثبت کرده و همشون طبق برنامه دارن اتفاق می افتن، مایا چندین هزار سال پیش عدد یک میلیون رو کشف کرده بود، مایا هزاران سال پش تو معابدش تصاویری از سفینه ها و فضانوردان رو روی سنگ ثبت کردن! (این رو خودم به چشم دیدم!). مایا آن زمان حتی تعداد روزهای هر سال ماه رو که گمونم 279 روز هست محاسبه کرده بود. مایا ها از اورانوس و نپتون اطلاع داشتند، تقویم مایا برای 400 میلیون سال استخراج شده است، سال خورشید و زهره را تا چهار رقم اعشار محاسبه کرده اند.
پیشگویی می گه: تو 21 دسامبر سال 2012 این زندگی روی کره زمین به اتمام می رسه و یک دوره جدید زندگی روی زمین شروع می شه.
مایاها معتقد بودند که زمین از 5 دوره تشکیل شده، پایان هر دوره یه اتفاق خیلی بد می افته و دوره جدید شروع می شه. جالب اینجاست که 2012 پایان دوره پنجم هست! و ما وارد دوره ششم خواهیم شد، گفته می شه تمدن حاضر از بین خواهد رفت تا دوره ششم شروع بشه!
.کی از باارزش‌ترین جنبه‌های این حفاری راه‌یافتن باستان‌شناسان به درون جامعه قوم مایا است که تاکنون ناشناخته مانده بوده و می‌تواند زندگی اجتماعی آنها را به تصویر بکشد. ویلیام ساتورنو که رهبری این حفاری‌ها را به عهده دارد، می‌گوید: «نمونه‌ای شبیه به نقاشی‌هایی که در این منطقه کشف کرده‌ایم تاکنون دیده نشده است». او و همکارانش در سایت زولتان که به چشم افراد عادی منطقه‌ای 16 کیلومتری است و سطح بخشی از جنگل‌های شمال گواتمالا را تشکیل می‌دهد، موفق به این کشف باارزش شده‌اند.
اولین‌بار فرانکو راسی دانشجوی دکترای باستان شناسی دانشگاه بوستون در سال 2010/1389 موفق شد تونلی را کشف کرد که روی دیوارهای آن اثر کمرنگی از نقاشی‌هایی با خطوط قرمز دیده می‌شد. اندکی بعد او و همکارانش با کنار زدن گل‌ولایی که حکاکی‌ها را پوشانده بود، متوجه شدند با علامت‌هایی حجاری شده و نقوش متعدد روبرو هستند. حفاری‌ها در سال 2011/1390 نشان دادند که این تونل می‌تواند یک اتاق کار باستانی باشد که مایاها برای حفظ تاریخ زولتان از آن استفاده کرده‌اند.
راسی می‌گوید: «آن چیزی که باعث می‌شود این اتاق بسیار جالب‌توجه باشد، وجود فضای کار و نیمکت‌های داخل آن است که احتمالا افراد روی آنها می نشسته‌اند و نقاشی‌هایی را در کتاب‌هایی ترسیم می‌کرده‌اند که قرن هاست دیگر اثری از آنها نیست. این کتاب‌ها احتمالا پر از محاسبات پیچیده بوده‌اند که برای پیشگویی آینده شهر استفاده می‌شده و نویسندگان آنها برای توصیف تاریخ به جدول‌هایی مراجعه می‌کرده‌اند که روی دیوارها دیده می‌شوند و اعداد بسیاری روی آنها نوشته شده است. این اتاق‌ها باید در سایت‌های دیگر نیز وجود داشته باشند اما این اولین‌بار است که ما با یک نمونه از آنها برخورد می‌کنیم.»

تاریک و روشن قوم مایا
سر در ورودی دالان حکاک‌ها و نویسنده‌ها را سال‌ها پیش فرسایش و رطوبت جنگل از بین برده است. پیش از این این دالان بخشی از ساختمان کوچکی بوده که زمانی به میدان اصلی شهر که توسط هرم‌ها پوشیده شده راه داشته، در این میدان عمومی بزرگان جشن برگزار می‌کرده‌اند و فروشندگان دوره‌گرد احتمالا به کار فروش ظرف‌های گلی خود مشغول بوده‌اند.
این شهر که در سال 1915/1294 کشف‌شده، تنها 8 کیلومتر با سن‌بارتلو، دیگر کلان‌شهر مایاها فاصله دارد که در سال 2000 با کشف دیوارنماهایی در آن توسط ساتورنو معروف شده است.
شاید نومیدی این انسان‌ها در سال‌های پایانی تمدن مایا نیز در شکل‌گیری نقاشی‌های تازه کشف شده در دالان حکاک‌ها مؤثر بوده است.
مایایی ها می گویند: جهان در سال 2012 تمام نمی‌شود!البته با وجود سال‌های ناآرامی و غارت فضای داخلی این دالان و اتاق‌ها کاملا دست‌نخورده باقی‌مانده است. در میان تصاویر نقاشی شده روی سه دیوار آن نقاشی نارنجی‌رنگی از مردی به چشم می‌خورد که بخش سپرمانند سفیدی روی سر و قفسه‌سینه‌اش را پوشانده، علاوه بر این پادشاهی که سرش با کلاهی از پرهای آبی تزئین شده روی یکی از دیوارها حکاکی شده،به وسیله پرده‌ای که توسط استخوان‌های انسان از دیوار آویزان شده پنهان شده و با کنار زدن آن آشکار می شود.
اما هنوز هم کشف دیگری وجود دارد که جالب‌توجه‌تر از نمونه‌های پیشین است. همکاری دیوید استوارت کتیبه‌‌شناس و باستان‌شناس با هتر هرست که هنرمند است، به کشف نشانه‌هایی از خط هیروگلیف که به سختی قابل‌دیدن است، در دیوارهای شرقی و شمالی این دالان منجر شده است.
یک جدول قمری و یک حلقه اعداد نیز کشف شده که برای محاسبه تاریخ بر اساس حرکت اجرام آسمانی استفاده می‌شد. محاسبات تاریخی انجام شده در این دالان تا حدود 7000 سال آینده ادامه دارند و بر خلاف نشانه‌های پیشین که برخی (به اشتباه) آن را پایان جهان در سال 2012 تعبیر کرده‌اند، نشان می‌دهند که تاریخ از دید این قوم ادامه داشته است.
محققان می‌گویند شاید بخشی از تلاش انسان‌ها در این دالان به پیش‌بینی وقایع در زمان قطحی و خشکسالی که گریبانگیر آنها بوده نیز برگردد. به نظر می‌رسد ساکنان زوتان کمتر از دیگر گروه‌ها به پیش‌بینی پایان جهان علاقمند بوده‌اند.
راسی می‌گوید: «علیرغم این کشف تازه هرگز نخواهیم توانست تمامی اسرار این دلان را کشف کنیم. این منطقه در دهه 1970/1350غارت شده و بسیاری از آثار تاریخی آن دیگر وجود ندارد. حکاکی بسیاری هم دیگر چندان واضح نیستند». ساتورنو که رهبری حفاری‌ها را در این منطقه به عهده دارد، خوش‌بین‌تر است و می‌گوید: «ما پس از سه سال کاوش در این سایت موفق به کشف چیزهایی شدیم که بی‌سابقه بودند و هنوز سال‌های بسیار دیگری را نیز پیش رو داریم
در سال 1986 دانشمندان زمین شناسی لرزشهای الکترومغناطیس را از عمق صخره های زمین دریافت و ثبت کردند که قدرت آن به 7.6 هرتز در ثانیه می رسید و به زودی متوجه شدند که این لرزشها بطور هماهنگ و مساوی در تمام نقاط زمین وجود دارد و قابل ثبت و اندازه گیری می باشد . دانشمندان این لرزشهای الکترومغناطیس را خاص کره زمین دانسته و به آن لقب "ضربات نبض زمین " را اطلاق نمودند .
با مطالعات بیشتر بر روی امواج الکترومغناطیس مشخص شد که شدت این امواج در حال کاهش بوده بطوریکه برخی از دانشمندان معتقدند این امواج تا سال 2012 بطور کلی محو خواهد شد . همانطور که می دانیم کره زمین دارای یک جو مغناطیسی در اطراف خود بوده که  محافظ زمین در برابر پرتو ها و اشعه های خطرناک کیهانی می باشد . جهت این میدان مغناطیسی در طی عمر زمین بارها دستخوش تغییر شده بطوریکه سنگهای حاوی عنصر آهن در صخره های آتشفشانی این موضوع را تایید ثابت می نماید . در عصر کنونی نیز این حوزه مغناطیسی به شدت در حال
کاهش می باشد بطوریکه بعضی از دانشمندان معتقدند این حوزه مغناطیسی قبل از اینکه مجددا به تدریج به حالت ارتفاع در لرزشهای الکترومغناطیسی باز گردد تا سال 2012 بطور کامل ناپدید خواهد.
این تاریخ دقیقا در مقاله ای قدیمی باعنوان " آیا جهان در سال 2012 پایان خواهد یافت" آمده است . در این مقاله بر اساس پیشگویی سرخپوستان " مایا" نهایت جهان در این تاریخ پیش بینی شده است . هر چند ملل متعددی سعی در پیش گویی تاریخ پایان جهان نموده اند اما تمدن " مایا " در امریکای لاتین با رسم جداول ریاضی و محاسبات فلکی دقیق و پیچیده ای تعداد زیادی از بلایای آسمانی و اتفاقات طبیعی و اموری از قبیل سیل و طوفان و خشکسالی را بطور دقیق پیش بینی و ثبت نموده است .
اما پیشگویی بزرگ مایا در خصوص تاریخ پایان این جهان مورد توجه بسیاری از مورخین قرار گرفته زیرا این پیشگوییها نه بر اساس اساطیر و خرافات و پیش گویی های منجمان بلکه بر اساس محاسبات دقیق ریاضی و متابعت ان در زمانی طولانی صورت گرفته است .
نکته قابل توجه در این خصوص تنها حقایق زمین شناسی در این خصوص نبوده بلکه تمدنهای جهانی دیگری در این عقیده مشترک هستند که سال 2012 سالی مصیبت بار برای جهان است .مثلا در آسیا در کتابهای منجمین چینی آمده است که مدت "امپراطوری شانج " که از سال 1766 قبل از میلاد مسیح در چین حکومت می کرده اند بمدت 3778 سال و تا پایان جهان ادامه خواهد  داشت  و این تاریخ تقریبا مطابق با سال 2012 میلادی می باشد .
در فرانسه نیز بر اساس پیش گویی های نوستراداموس " مستشار ملک شارل نهم " آمده است که سیارات منظومه شمسی در پایان دو هزار سال دچار آشفتگی شده و پس از 12 سال بعد از آن یعنی 2012 موجب ویرانی و نابودی حیات خواهند شد. این پیشگویی مجددا در سال 1980 در ژاپن قوت گرفت هنگامی که دانشمند ریاضیدان ژاپنی " هایدو ایتاکاوا" بیان داشت که مجموعه سیارات منظومه شمسی در اگوست سال 2012 در یک پدیده ای نادر همگی در یک خط در پشت خورشید قرار خواهند گرفت و این موضوع سبب تغییرات شدید جوی و آب و هوایی در کره زمین و پایان حیات بر روی آن خواهد شد .
نکته عجیب تر اینکه ادیان سه گانه آسمانی در این موضوع که سال 2012 سال مصیبت باری خواهد بود اتفاق نظر دارند .
در حالیکه قوم "مایا " معتقد است که بشر در دوره های مساوی زمانی پنج هزار ساله  عمر می کند ، همین نظریه را در تورات شاهد هستیم که معتقد است خلقت انسان از زمان پیدایش و بقای آن بر روی زمین پنج هزار سال طول خواهد کشید که انتهای آن بر اساس تورات  سال 2012  می باشد . این پیشگویی موافق بسیاری از پیشگوییهای مسیحی می باشد که غالب آنها از کتب عهد عتیق و تورات برگرفته شده و بیشتر مسیحیان همانند ما مسلمانان اعتقاد به ظهور مهدی در اخر الزمان دارند.
بسیاری از مسیحیان بر اساس پیش بینی دانیال نبی در انجیل معتقدند که ظهور مهدی در تاریخ 2012 می باشد .
سال 2012 تمام دنیا خاموش می شود
ناسا در هشداری اعلام کرد که یک توفان خورشیدی که در سال 2012 به زمین می رسد موجب خواهد شد که برق تمام دنیا خاموش شود.
به گزارش مهر، در هشدار ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است که میلیونها نفر در سال 2012 بدون برق و در نتیجه بدون غذا و دارو خواهند ماند و تمام یخچالها، تلفنهای همراه و ماهواره ها خاموش می شوند.
از ماه دسامبر فعالیت خورشید به آهستگی روبه افزایش می رود. نیروی مغناطیسی این ستاره هر 11 سال یکبار به نقطه ای می رسد که در آن پیک پدیده های فورانهای خورشیدی و پرتاب تاجهای خورشیدی بزرگ مشاهده می شود. این پدیده ها منجر به آزاد شدن میزان زیادی انرژی و تشعشعات می شود. این فورانها می تواند به زمین نیز برسد و منجر به ایجاد توفانهای ژئومغناطیسی زمین شود.
اتمسفر زمین می تواند از این برخوردها خود را مصون نگه دارد اما خسارات جدی را بر روی ساختارهای اجتماعی و اقتصادی روی زمین وارد می کند.
ستاره شناسان این پدیده ها را از سال 1859 رصد کرده اند. در آن زمان یک توفان ژئومغناطیسی ویژه در خطوط تلگراف اروپا و آمریکا اختلال ایجاد کرد. در ماه می 1921 توفان دیگری بسیاری از خطوط برق و تلفن را در دو سر اقیانوس اطلس خارج از استفاده کرد.
در گزارش 132 صفحه ای ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است: "انرژی برق کلید فناوری جامعه مدرن امروزی است و تمام زیرساختها و سرویسها به آن وابسته هستند. اگر توفان سال 1859 امروز اتفاق بیفتد به طور حتم خسارتهای اجتماعی و اقتصادی وسیعی برجای خواهد گذاشت."
براساس گزارش نیوساینتیست، در سال 1989 شش میلیون نفر در کبک کانادا به مدت 9 ساعت به سبب یک توفان ژئومغناطیسی که 10 برابر ضعیف تر از توفان سال 1921 بود بدون برق ماندند. اگر حادثه ای مشابه آنچه که در سال 1921 رخ داد تکرار شود تعداد افراد بدون برق به 130 میلیون نفر افزایش خواهد یافت و تکرار حادثه ای مشابه سال 1859 که بسیار قویتر از توفان 1921 بود دو هزار میلیارد دلار خسارت وارد خواهد کرد.
به گفته دانشمندان ناسا، پیک بعدی این توفانهای خورشیدی بین سالهای 2012 و 2013 خواهد بود که جامعه علمی هنوز بر سر شدت فعالیت خورشید در این دوره جدید به توافق نرسیده اند.
چرخش زمین در 21 دسامبر سال 2012 میلادی برعکس می شود
به گزارش خبرگزاری تقریب به نقل از روزنامه "الوفاق": زمانی که نقاشیهای ملت های گذشته و رمزهای آنها را مشاهده می کنیم، مفهوم حقیقی آنها را درک نمی کنیم و گمان می کنیم که آنها خرافات و افسانه است و حتی آنها را مسخره می کنیم.
اما طبق یک مقاله علمی که بر روی  اینترنت  منتشر شده است، روز 21 دسامبر سال 2012 میلادی یعنی ۳سال دیگر، دوره پنجم دنیا، آغاز خواهد شد.
این مسأله هر 26000 سال یکبار اتفاق می افتد و خورشید با به هم رسیدن کهکشان و مدار زمین در آسمان مواجه می شود. دانش امروز داستانهای ملت های مایا و هندوهای آریزونا و فراعنه را به یک واقعیت علمی اخترشناسی تبدیل کرده است.
از هزاران بلکه میلیونها سال پیش بسیاری از افراد منتظر این اتفاق که در ۳ سال دیگر روی خواهد داد، می باشند. ۳ سال دیگر زمان پایان دوره بزرگ دوازدهم زمین و خورشید است که منجر به یک انقلاب مغناطیسی می شود و لرزشها و زلزله ها به یک امر عادی تبدیل می گردد.
تحقیقات جدید نشانگر این است که چرخش زمین بر عکس خواهد شد و خورشید از مغرب طلوع و در مشرق غروب خواهد کرد.
هندوهای آریزونا این تاریخ را به دلیل برخورد تعدادی از ستارگان در یک مدار ثبت کرده اند، زیرا این مسأله موجب به وجود آمدن تغییراتی در آب و هوا و حوادث طبیعی محیطی خواهد شد و آغاز مرحله پنجم انسانیت است.
ممکن است این دانش جدید و تمامی این نظریات، یک داستان تازه باشد که امکان درست یا نادرست بودن آن وجود دارد.
در سال 2012 هیچ نوسان مغناطیسی در زمین رخ نمی دهد
زمین توانایی دفاع در برابر تابش های خورشیدی را از دست می دهد و در برابر مقدار زیاد تشعشات خورشیدی قرار می گیرید. ناوگان عظیم ماهواره های مخابراتی و نظامی از مدار سقوط می کنند و باعث ایجاد هرج و مرج در زمین می شوند. نا آرامی های اجتماعی، جنگ، قحطی و سقوط اقتصادی رخ می دهد و بدون داشتن سیستم GPS یا موقعی
به تاریخ 21 دسبمر 2012 میلادی زمین یعنی خانه مشترک همه انسان ها یک رویداد بسیار قوی را تجربه می کند. این بار صحبت در مورد سیاره X یا فوران کشنده خورشیدی نیست، بلکه این رویداد در داخل هسته درونی زمین رخ میدهد و باعث یک تغیر مصیبت بار در میدان مقناطیسی که حمایت گر ماست می گردد. در نتیجه ما نه تنها شاهد کاهش سریع استقامت میدان مقناطیسی خواهیم بود بلکه قطب های میدان مقناطیسی هم سریعأ جابجا می شوند ( یعنی قطب شمال مقناطیسی بجای قطب جنوب و برعکس جابجا می شوند.) خوب این پیش بینی برای ما چه معنی می دهد؟ یعنی اگر به پیش گویی ها در مورد سرنوشت شوم باور دارید، متوجه باشید که با جابجا شدن میدان های مقناطیسی، زمین توانایی دفاع در برابر تابش های خورشیدی را از دست می دهد و در برابر مقدار زیاد تشعشات خورشیدی قرار می گیرید. ناوگان عظیم ماهواره های مخابراتی و نظامی از مدار سقوط می کنند و باعث ایجاد هرج و مرج در زمین می شوند. نا آرامی های اجتماعی، جنگ، قحطی و سقوط اقتصادی رخ می دهد و بدون داشتن سیستم GPS یا موقعیت یاب جهانی، تمام هواپیما ها سقوط می کنند...
با استفاده از پیش گویی مایا ها ( اقوامی که بین سالهای 250 تا 900 قبل از میلاد در محدوده مکسیکوی (مکزیک) امرزوی زندگی می کردند و در نجوم تبحر و مهارت های زیادی داشتند که در مقاله جداگانه، پیشگویی این قوم برای سال 2012 را برایتان آماده می سازم) به مثابه یک بهانه برای ایجاد روش های جدید و انفجار کننده که در اثر آن سیاره ما ممکن نابود شود، پیش گویان تئوری سال 2012 از جابجایی جاذبه زمین مثل اینکه در سنگ نهفته باشد، استفاده نموده اند. حقیقتأ ب ه علت این است که دانشمندان گفته اند، این اتفاق ممکن در یک دوره چهار ساله اتفاق می افتد. اما دریغا، با اینکه این تئوری یک اندازه حمایت علمی را همراه دارد، هیچ کسی نمی تواند جابجایی میدان های مقناطیسی را که احتمال دارد در روز های آینده و یا در هزاره بعدی اتفاق بیافتد، پیش گویی کند.
اولأ، اجازه دهید تا تفاوت میان جابجایی میدان مقناطیسی و جابجایی قطب های زمین را برای شما توضیح دهم. جابجایی میدان مقناطیسی تغیر در میدان مقناطیسی زمین است که طی آن قطب مقناطیسی شمال زمین به قطب جنوب مقناطیسی می رود و در نتیجه قطب های مقناطیسی جابجا می شوند. هرگاه چنین اتفاق بیافتد، قطب نمای ما دیگر به سمت شمال نه بلکه به سمت انترکتیکا یا قطب جنوب نشان خواهد داد. اما جابجایی قطب ها که تقریبأ یک رویداد مشابه است چندین بار در دوره تکامل منظومه شمسی ما رخ داده. به گونه مثال دو سیاره منظومه ما از این رویداد متأثر شده و قطب های شان جابجا شده اند؛ مثلأ زهره ( که بر خلاف جهت دیگر سیارات می چرخد، در اثر چند رویداد بزرگ مانند برخورد سیاره ی، قسمت فوقانی آن با قسمت پائین آن جابجا شده) و اورانوس ( که به پهلو می چرخد، در اثر یک برخورد یا به علت اثرات گرانشی مشتری یا زحل از محور خود بیجا شده است). اکثر نویسندگان بشمول (پیش گویان سرنوشت شوم)  جابجایی میدان مقناطیسی و جابجایی قطب های زمین را طوری یاد آور شده اند که گویا یک چیز اند. اما مسئله این طور نیست.
نخست در مورد جابجایی میدان های مقناطیسی...
این اتفاق چند بار رخ می دهد؟
دلایل جابجایی میدان های مقناطیسی درست فهمیده نشده، اما این مسئله کاملأ با قسمت درونی زمین ارتباط دارد. وقتی سیاره ما در گردش است، هسته مذاب آهنی آن به راحتی در جریان می باشد و باعث می گردد تا الکترون ها نیز به راحتی جریان پیدا کنند. این حرکت حرارتی، ذرات شارژ یا بار دار میدان های مقناطیسی ای را ایجاد می کنند که مرکز آنها در قطب های شمال و جنوب زمین قرار دارند. این پروسه بنام عملکرد دینام (مولد جریان دائم) یاد می شود که تقریبأ باعث ایجاد میدان مقناطیسی شبیه آهنربا می گردد و به این میدان ها اجازه می دهد تا سیاره ما را کاملأ در داخل خود بپوشاند.
این میدان مقناطیسی با عبور از هسته و پوسته زمین به فضا پیش رفته و مانند کره مقناطیسی یا حباب حفاظتی که همواره در اثر وزش باد های خورشیدی آشفته می شود، زمین را حفاظت می کند. از آنجائیکه ذرات باد خورشید همیشه دارای شارژ می باشد، میدان مقناطیسی زمین آنها را منکسر نموده و به نوک یا نقطه مناطق قطبی جائیکه خطوط میدان مقناطیسی باز می باشد، هدایت می کند و در آنجا بصورت شفق های قطبی دیده می شوند. معمولأ این وضعیت طی چندین قرن ادامه پیدا می کند (یعنی یک میدان مقناطیسی پایدار که از مناطق شمال تا جنوب امتداد یافته)، اما بعضی اوقات دیده شده که میدان مقناطیسی جابجا شده و قوت آن نیز دگرگون می شود. اما چرا این اتفاق می افتد؟
در این جدول جابجایی قطبی زمین طی 160 میلیون سال اخیر نشان داده شده. رنگ سیاه= قطبیت نورمال، سفید= جابجایی قطبی.
باز هم ما نمی دانیم. فقط می دانیم که این جابجایی طی چند میلیون سال اتفاق افتاده و بر اساس رسوبات فرو مقناطیسی، این اتفاق آخرین بار حدود 780 هزار سال قبل رخ داده. اما یک تعداد مقالات وحشت برانگیز می گویند که جابجایی مقناطیسی " با نظم کار ساعت" رخ می دهد که این مسئله اصلأ واقعیت ندارد. طوریکه در این نمودار دیده شده، جابجایی مقناطیسی طی 160 میلیون سال بصورت نامنظم رخ داده. اطلاعات دراز مدت نشان می دهد که طولانی ترین دوره پایدار میان "جابجایی" میدان های مقناطیسی حدود 40 میلیون سال (در جریان دوره کرتاسه یا دوران وفور گچ در زمین؛ یعنی 65 میلیون سال قبل از میلاد) و کوتاه ترین دوره آن حدود چند صد سال قبل بوده.
بعضی از تئوری های سال 2012 (پیشگویی های فوق را بنام تئوری های 2012 می گویند) نشان می دهند که جابجایی مقناطیسی به دوره 11 ساله خورشید ارتباط دارد، اما برای حمایت از این گونه ادعا هم هیچ گونه شواهد علمی وجود ندارد. هیچ اطلاعاتی تا هنوز بدست نیامده که ارتباط خورشید و زمین را در تغییرات قطب های مقناطیسی نشان دهد. (خورشید طی 4.5 میلیارد سال گذشته همانند یک ستاره با سوزاندن هیدروژن به هیلیوم بصورت آرام می درخشید و این جریان در واقع نگرانی ما انسان ها را از هر گونه خطر رفع می سازد، چون زندگی در روی زمین به آرامش و پایداری خورشید وابسته است. اما تغییرات منظمی هم طی دوره های کوتاه در خورشید رخ داده که طی آن خورشید فعال و جالب می باشد. این دوره فراز و نشیب در فعالیت خورشید را بنام دوره خورشید یاد می کنند)
بنابرین، تردید تئوری روز رستاخیر در جابجایی مقناطیسی زمین نشان می دهد که این اتفاق با نظم کار ساعت ( بطور منظم) اتفاق نمی افتد و هیچگونه ارتباطی هم به حرکت خورشید ندارد. در هر صورت ما بدهکار یک تکان یا چرخش ناگهانی مقناطیسی نیستیم، چون نمی توانیم پیش بینی کنیم که دفعه بعد کی اتفاق می افتد، اما ظاهرأ این اتفاق ناگوار و خطرناک در گذشته ها بصورت تصادفی اتفاق افتاده است.
چه چیزی باعث جابجایی مقناطیسی زمین می شود؟
تحقیقات در واقع گامی در جهت درک حرکت یا پویایی درونی زمین است. بعد از مطالعه قسمت اول مقاله حالا می دانید که وقتی سیاره ما در گردش است، هسته مذاب آهنی آن به صورت پایدار طی صده های متوالی فعالیت و جریان داشته. اما به دلایل مختلف در جریان جابجایی مقناطیسی، ناپایداری ها باعث قطع تولید یکنواخت میدان مقناطیسی سراسری شده و چرخشی را در قطب ها بوجود آورده.
بشر میدان مغناطیسی را از چندین صد سال قبل می شناسد و حتی از قرن 12 میلادی بدینسو قطب نما جهت قطب شمال را به ما نشان می دهد. حیوانات هم برای جهت یابی از قطب شمال استفاده می کنند و ما هم به همین دلیل با وابستگی به آن رشد نموده ایم. تا هنوز در مورد میکانیزم یا کارکرد میدان های مقناطیسی که در هسته بیرونی زمین نهفته است، زیاد نمی دانیم. اما با امید کسب اطلاعات بیشتر در این مورد یک تن از دانشمندان فیزیک نجومی بنام دان لاتروپ از دانشگاه مریلند سعی نمود تا این معما را با ساخت یک نمونه کوچک زمین حل کند. این گوی فلزی زمین که قطر آن 3 متر است بر روی یک دستگاه نصب شده و با سرعت 80 مایل (128 کیلومتر) در ساعت که سرعت استوای زمین است، می چرخد. بخاطر شبیه سازی هسته مذاب زمین، لاتروپ هم نمونه کوچک خودش را پر از فلز مذاب می کند. تمام این نمونه 26 تن وزن دارد.
ناگفته نماند که این سومین تلاش لاتروپ برای ایجاد میدان مقناطیسی زمین است. دو تلاش قبلی او در اندازه های کوچکتر بود و حالا مجبور شده تا این نمونه بزرگتر را توسط یکی از شرکت های تولید کننده تجهیزات سنگین بسازد.
اعتقاد دانشمندان بر این است که هسته بیرونی مذاب زمین که  3200 کیلومتر پائین تر از پوسته زمین آغاز می شود، میدان مقناطیسی سراسری زمین را تولید می کند. عملکرد پویائی یا مولد جریان دائم به نحوی از طریق تعامل جریان آهن مذاب آشفته ( که نهایت توانایی جریان) را دارد با چرخش زمین ایجاد می شود.
آقای لاتروپ در نمونه خویش بجای آهن مذاب از سودیم مذاب استفاده می کند. اولأ حفظ آهن مذاب در چنین شرایط بی نهایت داغ و خطرناک است. ولی سودیم در درجه بسیار پائین تر بصورت مایع نگهداری می شود ( یعنی تقریبأ در صد درجه سانتی گرید). اما در استفاده از سودیم مذاب بخاطر شبیه سازی آهن مذاب، خطراتی جدی وجود دارد. اولأ در هوای آزاد به شدت قابل احتراق و در تعامل با آب واکنش بسیار شدید دارد. بپس باید نهایت احتیاط را به خرچ داد. هرچند این آزمایش خطرناک است، ولی بخاطر نبود هیچگونه روش مستقیم برای اندازه گیری هسته بیرونی زمین، بسیار هم می باشد.
به گفته خود لاتروپ وضعیت هسته زمین به مراتب از سطح خورشید داغتر و  خطرناکتر است و تحت فشار بسیار شدید قرار دارد. بنائأ هیچ نوع روش و تکنیک قابل تصور برای آزمایش مستقیم آن وجود ندارد.
چرخش یا حرکت این گوی سنگین باید باعث آشفتگی در جریان سودیم مایع شود و امیدواریم تا بتواند میدان مقناطیسی را بوجود بیاورد. امید بر آن میرود تا این آزمایش چندین معما دیگر را نیز حل کند؛ یعنی میکانیزم های مربوط به جابجایی قطب های مقناطیسی. از آنجائیکه میدان های مقناطیسی در گذشته هم چندین بار جابجا شده، شاید چرخش طولانی این نمونه بتواند باعث جابجایی قطب های مقناطیسی گردد. در ضمن این آزمایش با استفاده از فلز مذاب می تواند بر چگونگی این شرایط در این جابجایی قطب ها نیز روشنی بیاندازد.
طی آزمایشات گذشته دانشمندان فلز مذاب را از طریق لوله در نمونه های آزمایشی تعبیه کرده بودند، اما این آزمایش امکان می دهد تا فلز بصورت طبیعی خود را تنظیم و جریان آشفته را بوجود بیاورد. تا هنوز نمی دانیم که آیا این آزمایش میدان مقناطیسی را بوجود می آورد یا خیر، ولی باید به درک ما از ایجاد میدان مقناطسی در درون سیاره کوچک ما کمک کند.
فراز و نشیب قوت میدان های مقناطیسی
تحقیقات جدید درباره میدان های مقناطیسی زمین که به تاریخ 26 سپتمبر در نشریه ساینس به چاپ رسید می گوید که میدان مقناطیسی زمین آنگونه که قبلأ تصور می کردیم، ساده و آسان نیست. علاوه بر دو قطبی بدون میدان ها (شمال- جنوب) میدان های ضعیف تری هم در سراسر سیاره دیده شده که احتمالأ در هسته بیرونی زمین تولید می شوند.
بعد از اندازه گیری ها، دیده شد که میدان های مقناطیسی از نظر قوت با هم بسیار متفاوت اند و یک واقعیت مسلم دیگر این است که قوت میدان های مقناطیسی در حال کاهش می باشند. تحقیقات تازه که توسط دیرینه شناس زمین آقای برید سینجر از دانشگاه ویسکنسون منتشر شده می گوید که میدان مقناطیسی ضعیف در جابجایی مقناطیسی بسیار مهم می باشد. اگر قوت میدان دو قطبی (شمال-جنوب) در مقایسه با قوت ضعیف میدان های پراکنده مقناطیسی کاهش یابد، در آنصورت احتمال جابجایی قطب های مقناطیسی وجود دارد.
آقای سینجر می گوید: "میدان ها همواره پایدار نیستند، انتقال گرما و ماهیت جریان هم تغییر می کند و می تواند باعث ایجاد دو قطبی گردد که شدت و استقامت آن هم کم و زیاد می شود. زمانی که بسیار ضعیف می شود، توانایی لازم برای رسیدن به سطح زمین را ندارد و آنگاه شاهد غیر محوری شدن دو قطب خواهیم بود که قطب ضعیف تر آن برای همیشه عقب می ماند". گروه تحقیقاتی سینجر، نمونه های گدازه های آتشفشانی باستانی باقیمانده از آتشفشان های تاهیتی و آلمان بین 500 تا 700 هزار سال قبل را ارزیابی نمودند. با ارزیابی دقیق منرال های غنی آهن که بنام مگنتیت یاد می شوند، تحقیق کنندگان توانستند تا به مسیر میدان های مقناطیسی دست یابند.
چرخش الکترون ها در درون منرال به وسیله میدان مقناطیسی قوی انجام می شود. در زمان قوت میدان دو قطبی، این الکترون ها به جهت قطب شمال مقناطیسی اشاره می کنند. اما در زمان تضعیف میدان دو قطبی، الکترون ها به هر جهتی که میدان قوی باشد اشاره می کنند. تحقیق کنندگان فکر می کنند، زمانیکه میدان مقناطیسی ضعیف پائین تر از یک حد معین کاهش می یابد، میدان های پراکنده، میدان های دو قطبی را از محور خارج می سازند و باعث جابجایی قطب های مقناطیسی می شوند.
سینجر می گوید "میدان های مقناطیسی یکی از ویژگی های مهم زمین شمرده می شوند که تا هنوز بزرگترین معمای علم می باشند. اما بیجا شدن قطب ها چیزیست که بشر صد ها سال به دنبال آن است".
میدان مقناطیسی پر خم و پیچ
با اینکه به نظر میرسد که قوت میدان مقناطیسی رو به کاهش است، ولی در مقایسه با نوسانات اندازه گیری شده در گذشته دیده شده که بالاتر از حد اوسط قرار دارد. بر اساس تحقیقات دانشکده اقیانوس شناسی ساندیگو، اگر قوت میدان مقناطیسی با این سطح همچنان کاهش یابد، در آنصورت میدان دو قطبی مقناطیسی طی 500 سال به 0 میرسد. اما به احتمال زیاد میدان مقناطیسی دوباره قوت یافته و به حالت اولش باز می گردد؛ یعنی چیزی که طی چند صد سال با نوسان طبیعی وجود داشته.
موقعیت قطب های مقناطیسی در شمال و انترکتیکا نیز عجیب و حیرت انگیز به نظر میرسند. به گونه مثال در قرن 20 قطب شمال مقناطیسی در قسمت های بالای کانادا از 10 کیلومتر در سال به 40 کیلومتر افزایش یافته است. گمان بر این است که اگر قطب شمال مقناطیسی با همین میزان ادامه یابد طی چند دهه از شمال امریکا خارج شده و وارد سایبریا می شود. ولی این یک پدیده جدید نیست. چون اولین یافته های جیمز روز در سال 1931 به صد ها مایل خم و پیچ خورده (حتی اندازه گیری های امروزی سرعت این روند را نشان می دهد)
پس هیچ اتفاق شومی در راه نیست؟
جابجایی مقناطیسی یکی از عرصه های مجذوب کننده تحقیقات ژئوفیزیکی به شمار می رود که به مدت چندین سال دانشمندان فیزیک و زمین شناسان را به خود مشغول خواهد داشت. با اینکه نیروی محرک نهفته در پشت این پدیده تا هنوز کاملأ شناخته نشده، اما هیچ دلیل علمی موثق وجود ندارد که نشان دهد این جابجایی به تاریخ 21 دسمبر 2012 اتفاق می افتد.
برعلاوه، اثرات این اتفاق یا جابجایی بالاتر از حد یک اعتیاد به ما نفوذ کرده. آیا باید این جابجایی مقناطیسی را در زمان حیات خویش تجربه کنیم ( که به احتمال زیاد نه)، ولی احتمال ندارد که در اثر باد خورشیدی زنده سوزانده شویم  و یا حتی توسط تشعشتات کیهانی محو گردیم. حتی احتمال ندارد که حادثه انقراض گونه ها را تجربه کنیم (روی همرفته انسان اولیه – همو اریکتوس جابجایی مقناطیسی را به راحتی پش سر گذاشته و طی آن دوره زندگی کرده). به احتمال زیاد در زمان جابجایی یا مستقر شدن میدان های مقناطیسی در موقعیت جدید، شفق ها را در تمام ارتفاعات زمین تجربه خواهیم نمود و ذرات شارژ داری که از فضا می آیند، شاید یک مقدار افزایش یابند (اما به خاطر داشته باشید که تضعیف میدان مقناطیسی به معنی این نیست که هیچگونه حفاظت مقناطیسی نداشته باشیم)، چون در حد زیاد توسط اتموسفیر ضخیم و چگال محافظت می شویم.
درست است که ماهواره ها گرفتار نقص کاری و پرندگان مهاجر گیچ و آشفته می شوند، اما پیش گویی نمودن سقوط زمین یعنی پایان همه چیز مثل آب خوردن آسان نیست.
جمع بندی        
•         جابجایی مقناطیسی ماهیت آشفته و بی نظم دارد. هیچ راهی برای پیش بینی آن نداریم.
•         تضعیف میدان مقناطیسی زمین به معنی این نیست که در آینده نزدیک همه چیز نابود می شود. اگر قوت میدان مقناطیسی را با اندازه گیری ها از چند میلیون سال اخیر مقایسه کنیم دیده می شود که " بالاتر از حد اوسط" است.
•         قطب های مقناطیسی بر اساس موقعیت جغرافیایی موقعیت ندارند، بلکه (با سرعت مختلف) در حال حرکت اند.
•         هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهنده فشار بیرونی بر حرکت مقناطیسی داخلی زمین باشد. بنابرین، هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهنده ارتباط میان دوره یا سیکل خورشیدی و جابجی قطب های مقناطیسی زمین باشد. فکر سیاره X را هم از ذهن تان دور کنید.
پس، هنوز هم فکر می کنید که در سال 2012 جابجایی قطب های مقناطیسی رخ می دهد؟ من که این طور فکر نمی کنم.
یکبار دیگر همه دیدیم که یک سناریو یا پیشگویی دیگر برای سال 2012 ناقص از آب در آمد. هیچ شکی وجود ندارد که جابجایی مقناطیسی زمین در آینده اتفاق بیافتد، ولی ما در مورد یک محدوده یا میزان زمانی (با خوشبینی) بین 500 تا چند میلیون سال صحبت می کنیم و با اطمینان می گویم که طی چهار سال آینده اتفاق نمی افتد... و به نظر من زندگی با خوشبینی به مراتب بهتر از بدبینی است.
دسامبر 2012 پایان جهان؟؟
اقوام مایا ( اینکا ها ) هزاران سال پیش در آمریکای جنوبی می زیستند و تمدن بسیار پیشرفته ای داشتند از جمله مدارک موجود راجع به این تمدن با شکوه، اثر باستانی به نام Machopicho است که در کشور پرو به عنوان یکی از عجایب هفتگانه شناخته شده، باعث حیرت دانشمندان شده است و اینکه تقویمی را طراحی کردند که تا هزاران سال بعد و حتی در عصری که ما در آن به سر می بریم درست از آب درآمده و از دقت فوق العاده ای برخوردار است، به طوری که تمام سالها و روزها و ماه هایش کاملاً درست و دقیق هستند.
اما نکته در اینجاست این تقویم که تمام ایام و ماه های تاریخ را به درستی و دقت در خودش گنجانده است، ناگهان در تاریخ بیست و یکم دسامبر سال 2012 به پایان می رسد!!!
و همین حس کنجکاوی خیلی از مردم و دانشمندان را برانگیخته است که چرا تقویم مایان ها در روز ذکر شده تمام می شود.
آیا روز 21 دسامبر سال 2012 روزی است که جهان به پایان می رسد یا اینکه آغاز دوره ای جدید است؟ آیا به پایان رسیدن تقویم مایان ها را می توان نشانه ای دانست بر وقوع یک اتفاق خاص در جهان؟
لازم به ذکر است که مایان ها مردمی بودند درون نگر که در عرفان و ستاره شناسی هم پیشرفت کرده بودند. .»
تقویم مایا
در مورد ریاضیات زمان و تقویم بدون شک مایا ها نابغه بوده اند. با توجه به تکرار دوره های زمانی، آنها دو نوع تقویم را بنیان نهادند :
1- تقویم مذهبی که برای جشن های مذهبی و پیشگویی های آسمانی مورد استفاده قرار می گرفت
2- تقویم خورشیدی
هر دوی این تقویم ها بر پایه این حقیقت استوار شده است که هر سال اندکی بیش از 365 روز طول می کشد، سیستمی که کمی دقیقتر از تقویم مسیحی است. مایا ها با استفاده از حرکت خورشید، ماه و ستارگان آنچنان تقویم دقیقی داشتند که قادر بودند پدیده هایی مانند خسوف و کسوف و اعتدالین بهار و پاییز را پیشگویی کنند.
مایاها برای نگهداشتن زمان از چرخ هایی در هم یا ترکیبی استفاده می کردند و با استفاده از اینها حرکات ماه و خورشید و دیگر ستارگان را ثبت می نمودند.
تقویم آیینی یا مذهبی آنها 260 روزه بود که Tzolkin نامیده می شد. این تقویم از دوره های 13 روزه تشکیل شده بود که که در هر دوره روز ها نام خاص خود را داشتند، مثلاً می توانید در نظر بگیرید که روز اول این دوره 260 روزه با lmix-1( یکشنبه در تقویم مسیحی ) آغاز شود، در این صورت روز دوم lk-2 باشد ( دوشنبه در تقویم مسیحی ) و الی آخر؛ پس از اینکه شما به روز ben-13 رسیدید شماره ایام از یک شروع خواهند شد مثلا ًlx-1 برای روز اول و men-2 برای روز دوم و الی آخر.
شما مجبور بودید 260 روز صبر کنید تا روز lmix-1 دوباره از راه برسد. ( 13*20=260)
این نامگذاری پیچیده برای هر روز از هر دوره، معنی و سمبل آن؛ در گویش های مختلف مایا تفاوت داشت.
هر روزی با یک نقش که هنرمندانه و با استادی تمام حجاری شده بود نمایش داده می شد که "Head Variant" ( انگلیسی ) نامیده می شدند؛ نوعی طریقه نوشتاری که شباهتی با الفبای کنونی ما ندارد.
Tzolkin با یک دوره 365 روزه خورشیدی ترکیب شده بود که این دوره 365 روزه Haab نامیده می شد. این دوره 365 روزه به 18 ماه تقسیم می شد به علاوه یک ماه 5 روزه به نام Wayeb که در عقاید مایا این دوره به عنوان دوره خطرناک در نظر گرفته می شود.
کلاً 52 سال طول می کشید که تقویم Tzolkin و Haab یک دوره کامل زمانی را طی کنند.
دوره های زمانی در گویش مایا یه صورت زیر نامیده می شدند:

ستاره شناسی مایا
مایاها به راستی ستاره شناسان قابلی بودند. علاقه آنها برخلاف ستاره شناسان غربی بیشتر زمان Zenial Passage بود که این زمانی است که خورشید درست از بالای سر شما عبور می کند و این زمان انقلاب تابستانی نیز نامیده می شود.
در این زمان خورشید از روی عرض جغرافیایی مایا ها عبور می کرد، که این زمانی بود که خورشید در وضعیت انقلاب تابستانی یا 23-1/3 درجه شمالی قرار می گیرد. اکثر شهر های مایا زیر این عرض جغرافیایی قرار داشتند و این بدان معنی بود که مایاها می توانستند در این زمان خورشید را درست بالای سرشان که در حال عبور از عرض جغرافیایی مربوط به آنها بود را ببینند و این دو بار در سال اتفاق می افتاد.
آنها به راحتی می توانستند این زمانها را ردیابی کنند چون در این زمانها خورشید درست بالای سر قرار می گیرد و شما هیچ سایه ای نخواهید داشت.
Zenail Passege از آنجا که در نقاط گرمسیری و در عرض جغرافیایی خاصی قابل مشاهده بود بنابراین اسپانیایی ها از آن هیچ اطلاعی نداشتند. مایا ها خدایی داشتند که معرف این موقعیت خاص خورشید بود و او را خدای غواص می نامیدند.

پایان چرخه بزرگ مایا در تاریخ 21 دسامبر سال 2012
پژوهشگران هم اکنون کشف کرده اند که اساطیر مایان ها به شدت به حرکات ستارگان و کهکشان راه شیری و صور فلکی وابسته بوده و ریشه آنها را باید در آسمان جستجو کرد و جدول زمانی روز آفرینش درست مطابق با انتهای دوره طولانی تقویم مایان ها است.
پژوهشها نشان داده است که در روز انتهای تقویم مایان یک پدیده نجومی نادر اتفاق خواهد افتاد؛ اگر بخواهیم ساده صحبت کنیم در این واقعه نوعی هم ترازی بین صفحات خورشیدی و و صفحه کهکشانی کهکشان اتفاق می افتد. در این زمان خورشید در حالت انقلاب زمستانی خود از دید یک ناظر زمینی با کهکشان راه شیری که کهکشان ماست و ما روی لبه آن قرار داریم مصادف خواهد شد.
گذشته از این خورشید از یک حفره تاریک در کهکشان راه شیری عبور خواهد کرد که این حفره تاریک بوسیله غبار های بین ستاره ای ایجاد شده و باعث می شود که ما نتوانیم ستارگان را ببینیم.

آسمان در 21 دسامبر 2012
یک هم محوری نادر
خورشید در حالت انقلاب زمستانی خویش در شکاف تاریک کهکشان خواهد گرفت
در طلوع آفتاب روز انقلاب زمستانی در سال 2012 میلادی، خورشید دقیقاً در شکاف سیاه راه شیری قرار خواهد گرفت و جهت طوری خواهد بود که حلقه کهکشان راه شیری در تمام نقاط افق دیده خواهد شد مانند اینکه کهکشان روی زمین فرود آمده باشد و آن را در افق لمس می کند و مانند این است که دروازه آسمان گشوده باشد، البته "دروازه آسمان" یک اصطلاح است برای این حالت که در آن راه شیری افق را در بر می گیرد و ربطی به شکاف تاریک راه سیری ندارد.
در افسانه های مایا خورشید در حالت انقلاب زمستانی با یک خدا به نام One Hunahpu مرتبط است که به عنوان "اولین پدر" شناخته می شد. کتاب مقدس مایا به نام Popol Vuh در مورد دوقلوی One Hunahpu سخن رانده است که دوباره متولد می شود و دوره جدیدی را در جهان آغاز خواهد کرد.
در اساطیر مایا "شکاف تاریک" معناهایی دارد مانند جاده تاریک، xibalba be یا جاده ای به جهان مردگان، یک شکاف در شاخه های کیهانی ( راه شیری ) ، دهان هیولای کیهان ( نمایش داده شده به شکل قورباغه، پلنگ یا مار ) یا کانال تولد مادر کیهانی.
رویهم رفته در اساطیر مایا شکاف تاریک کهکشان به عنوان کانالی برای تولد مادر کیهان در نظر گرفته می شد آن چیزی که می توانیم "اولین مادر" بنامیم که "اولین پدر" را کامل می کند. به این ترتیب ما می توانیم استعاره های مایا را برای آفرینش جستجو و ردیابی کنیم.
و اما پایان تاریخ مایا نزدیک است یعنی دوره ای که 13 baktun طول می کشد و معادل 5125 سال است.
تمامی اینها ثابت می کند که قوم مایا از این واقعه کمیاب نجومی آگاه بوده و آن را پیش بینی کرده است و از آن به عنوان یک زمان انتقال یا آغاز دوره ای جدید در جهان یاد کرده است
اگر با زبان افسانه بخواهیم صحبت کنیم این تاریخ اتحاد "اولین مادر" با "اولین پدر" است یا به تفسیری دیگر زمانی است که "اولین پدر"( خورشید در حالت انقلاب زمستانی و فرمانروای عصر جدید ) از "اولین مادر" ( شکاف تاریک کهکشان ) زاییده خواهد شد.
عبارت مناسب برای وقایع بالا این است:
"اولین مادر" به اولین خدا یا اولین فرمانروا ( آغاز کننده عصر جدید ) حیات خواهد بخشید
سرخپوست های مایا در آمریکای مرکزی تنها تمدن سرخپوستی این منطقه هستند که پیش از تسلط استعماری اسپانیا دارای الفبا و تقویم نجومی کاملی بودن. عکس بالا مربوط به یک تقویم سنگی قوم مایا است که در موزه ی سرخپوست های مجموعه اسمیتسونین در واشنگتن قرار دارد.
تمدن مایا دو تقویم مستقل و جدا از هم داشته. یکی از این تقویم ها، تقویم دینی ۲۶۰ روزه و دیگری تقویم ۳۶۵ روزه زراعی است.
تقویم دینی مایاها از ۲۰ ماه ۱۳ روزه تشکیل شده. تقویم زراعی اونها هم از ۱۸ ماه ۲۰ روزه و یک ماه ۵ روزه تشکیل شده. این ماه ۵ روزه در ابتدای سال زراعی قرار داشته و مربوط به عبادت و اهدای قربانی به خدایان بوده است.
در عکس بالا حلقه خارجی مربوط به سال زراعی و حلقه میانی مربوط به سال دینی است.

جزئیات تمدن باستانی مایا محدوده ی قلمرو مایاها
تمدن باستانی مایاها یک سوم شرقی " Mesoamerica " را اشغال کرده بود، جزایر " Yucatan " .توپوگرافی منطقه از کوهستان آتشفشانی که مناطق مرتفع جنوب را در برگرفته است شروع شده و به فلات های متخلخلی از جنس سنگ آهک، معروف به سرزمینهای پست در منطقه ی شمال مرکزی ختم میشود.قسمت جنوبی این سرزمینهای کم ارتفاع توسط جنگلهای بارانی با ارتفاع متوسط ۱۵۰ فوت(حدود ۵۰ متر) پوشیده شده است.
همچنین در این منطقه در برخی قسمتها سرزمینهای بایر و دشتهای خشک و همچنین مرداب نیز یافت میشود که مناطق جنگلی را از هم جدا کرده اند. مناطق شمالی نیز از جنگل پوشیده شده اند ولی نسبت به مناطق جنوبی کمی کم باران تر اند و درختان این منطقه عمدتا" از درختان خاردار تشکیل میشوند. از ماه فوریه تا می فصل خشک به حساب می آمده و دمای هوا بالا و نامطلوب بوده است. در این فصل از سال زمینهای زراعی سوزانده میشود و آسمان پر از دود غیرقابل تحمل تر از قبل میشود تا زمانی که در اواخر ماه می باران ببارد و آسمان تیره را صاف و تمیز کند.
گونه های حیوانات منطقه و شکار
گونه های بسیاری از حیوانات وحشی در این منطقه زندگی میکنند که برخی گونه ها عبارت اند از.... جگوار (پلنگ خالدار امریکایی)، کیمن (یک نوع سوسمار امریکایی از خانواده ی کروکدیل ها)، گاو کوسه ، و گونه های بسیاری از مار های سمی که مایاها را برای پیدا کردن غذا به زحمت میانداختند. حیواناتی که به عنوان غذا صید مشدند عبارت اند از... بوغلمون و آهو، گراز امریکایی، خوک خرطوم دار، خرگوش و بعضی حیوانات جونده ی بزرگتر مانند خرگوش هندی و " Peca " یکجور حیوان دیگر که متاسفانه نمیدونم به فارسی اسمش چی میشه. انواع گوناگونی از میمونها و نوعی پرنده به نام"quetzal " نیز بر روی درختان منطقه یافت می شده. آب و هوای مناطق مرتفع تر کاملا" با آب و هوای مناطق پست و کم ارتفاع مغایرت دارد و بسیار خشکتر و خنکتر از مناطق کم ارتفاع است.

ادامه در لینک زیر:

 

 http://www.modiryar.com/index-general/general/5055-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7.html

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را

 

با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛

 

Email: mahdiyarahmadi@gmail.com

 

در میان گذارید.

 

+ نوشته شده در  ۱۳۹۱/۱۰/۰۱ساعت 20:51  توسط مهدي ياراحمدي خراساني  |