|
راههای توسعه کارآفرینی زنان در ایران
مديريت زنان
فصل اول: کلیات درباره ی کارآفرینی- کارآفرینی چیست و کارآفرینی چیست؟ مفهومی است که از سه قرن پیش مطرح و Entrepreneurshi کارآفرینی تعاریف متنوعی از ان ارائه شده است . واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی به معنای متعهد شدن نشات گرفته است . از حدود 1700 Entreprendre میلادی به بعد فرانسویان درباره پیمانکاران دولت که دست اندرکار ساخت جاده پل و استحکامات بودند به کرات لفظ کارافرینی را به کار بردند . از کارآفرینی و کارآفرین تعاریف مختلفی شده است که در هر یک از آنان این مفهوم ابعاد خاصی پیدا می کند پاره ای از تعاریف به شرح زیر است : کارآفرینی عبارت است از فرایند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه منحصربه فردی از منابع به منظور بهره گیری از فرصتها . ( احمد پور 1377 ص 6 ) کارآفرینی تلاشی است برای ایجاد ارزش از طریق شناخت فرصتهای شغلی مدیریت ریسک مناسب با ان فرصتها و از طریق مهارت های مدیریتی و ارتباطی به منظور بسیج نمودن منابع انسانی مالی و جنسی که برای به ثمر رسیدن و تحقیق یک پروژه لازم است . ( کریم زاده 1379 ص 4 ) کارآفرینی فعالیتی است چون : ارایه کالایی جدید ارایه روشی جدید در فرایند تولید گشایش بازاری تازه یافتن منابع جدید و ایجاد هر گونه تشکیلات جدید در صنعت . کارآفرینی در جوامع مختلف با توجه به تنوع فرهنگی متنوع است . اما آنچه را که باید در درک تفاوت رفتاری مورد توجه قرار داد عواملی است همچون عقاید اجتماعی – هنجارها پاداش رفتارها آرمانهای فردی و ملی مکاتب دینی تعلیم و تربیت . کارآفرینی به عنوان یک فعالیت تجاری مشتمل بر اشتراک رفتارهای زیر است : ایجاد : تاسیس یک واحد تجاری جدید . مدیریت عمومی : جهت گیری مدیرانه یک فعالیت تجاری یا تخصیص منابع برآن نوآوری : بهره برداری تجاری از کالا فرایند بازار مواد اولیه یا سازمان جدید . مخاطره پذیری : قبول مخاطره ناشی از زیان یا شکست بالقوه یک واحد تجاری کارآفرین فردی است که فرصت و ارایه یک محصول خدمات روش و سیاست جدید با راه تفکر جدید برای یک مشکل قدیمی را می یابد. کارآفرین فردی است که می خواهد پیامد اندیشه محصول یا خدمات خود را بر نظام مشاهده کند . کارآفرین کسی است که نماد های اجتماعی اقتصادی را دگرگون می سازد . کارآفرین به شخصی می گویند که بهترین و آخرین موقعیت های اقتصادی و تجاری را کشف می کند و روش استفاده از این فرصت ها را می داند . این فرد معمولا دارای استعداد خلاقیت ابتکار سازماندهی و مدیریت در سطح بالایی است . به طور کلی کارآفرینی فرآیند خلق ابتکارها و نوآوری ها و ایجاد کسب و کارهای جدید در شرایط خطرخیز از طریق کشف فرصت ها و بهره گیری از منابع می باشد . کارآفرین کسی است که با کشف و شناخت فرصت های محیطی و بهره گیری مناسب از منابع بتواند در شرایط پر ابهام و ریسک آمیز به ابتکارات و نوآوری ها و ایجاد کسب و کار جدید دست یابد . به عنوان مثال کسی که در شرایط پر ابهام اقتصادی توانسته است یک شرکت بازرگانی و یا یک شرکت تولیدی صنعتی راه اندازی کند و یا کسی که علیرغم موانع اجتماعی و محدودیت های خانوادگی کارگاه تولید پوشاک و یا تولید فرش دستی ایجاد نماید و بالاخره کسی که توانسته باشد در محیط روستا یک شرکت تعاونی تولیدی تاسیس نماید جملگی کارافرین محسوب می شود . انواع کارآفرینی کارآفرینی به انواع مختلفی تقسیم شده است . در یک تقسیم بندی کلی دو نوع Independent entrepreneurship کارآفرینی آزاد یا مستقل فرآیندی است که کارافرین طی می کند تا فعالیت کارآفرینانه ای را بطور آزاد و مستقل به ثمر رساند ( صمد اقائی 1377 ص 38 ) Intrapreneurship کارآفرینی سازمانی فرآیندی است که در آن محصولات یا فرآیند های نوآوری شده از طریق ابقا و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تاسیس شده به ظهور می رسد . به عبارتی دیگر فعالیت های کارآفرینانه ای که از منابع و حمایت سازمان به منظور دستیابی به نتایج نوآورانه برخوردار می باشد ( احمد پور 1377 ص 6 ) ویژگی های کارآفرینان مطالعات انجام شده در مورد کارآفرینان نشان می دهد که آنها دارای صفات و ویژگی هایی هستند که نقش آنان را از سایرین متمایز می سازد به عبارتی با اتکاء به آن ویژگی ها می توانند به کارآفرینی دست زنند . خود باوری : کارآفرینان نسبت به وجود یک استعداد قوی در درون خویش که بر اساس آن می توانند در محیط پیرامون خود تغییر ایجاد کنند آگاهی و اطمینان کامل دارنند . این اعتماد به نفس آنها را صاحب انگیزه ای پایان ناپذیر شخصیتی منحصر به فرد و دارای استعداد فکر و عقیده می نماید . نیاز به استقلال از ویژگی هایی است که به عنوان یک نیروی بسیار بر انگیزاننده مورد تاکیید کارآفرینان می باشد . ریسک پذیری : کارآفرینان همواره نسبت به شرایط پر ابهام و مخاطره آمیز فعالیت خود واقف می باشند و اشراف به این موضوع به خلق و ایجاد دست می زنند و خطرات را در ایده های خود محاسبه می کنند به طور کلی در مواجهه با ابهامات و مخاطره پویایی و خلاقیت آنان در فرآیند کارآفرینی ظهور پیدا می کند . کارآفرینان بدون اینکه احساس تحدید یا ناراحتی نمایند قادرند تا به طور اثر بخشی با شرایط و اطلاعات مبهم ناقص غیر قطعی سازمان نیافته و غیر شفاف دست و پنجه نرم کنند و ضمن رفع ابهامات ان ها را به نفع خود تغییر دهند . میل به نتبجه : کارآفرینان در توفیق و تحقیق هدف خود به هر گونه کوشش و تلاشی دست می زنند . انها دارای خصوصیتی هستند که روانشناسان آن می نامند و کار را به خاطره حسن انجام کار و nach را انگیزاکتساب یا نه به خاطره پاداش و قدردانی انجام می دهند . خلاقیت : کارآفرینان همیشه به ابتکارات نواوری ها و خلق ایده های جدید دست می زنند که این ایده ها به محصولات یا خدمات جدید منجر می شود . به گفته ی پیتر دراکر ( 1985 ) وجود نواوری در کارآفرینی به قدری ضروری است که می توان ادعا نمود کارآفرین بدون ان وجود ندارد و خلاقیت نیز بدون نوآوری نتیجه ای را حاصل نمی نماید . او نیز معتقد است که کارآفرینان ارزش هاری تغیر می دخند و ماهیت آنهارا دچار تحول می سازند . هدایت و رهبری : کارآفرینان عموما دارای قدرت سازماندهی و هدایت و جهت دادن منابع در شرایط جدید و تصمیم گیری در هر شرایطی می باشند . آنان با نفوذ کلام قابلیت قانع ساختن دیگران را دارند و استراتژی های نفوذی در اثر گذاری بر دیگران استفاده می کنند . آنها مشکلات بزرگ را جزء جزء و موانع را از سر راه خود برمی دارند . همواره انعطاف پذیری بوده و در جست و جوی راه حل های جایگزین هستند . آینده نگری : کارآفرینان دارای قدرت درک شرایط آینده و شناخت تحلیلی مسایل محیطی هستند . آنها همیشه به فکر اهداف بلند مدت خود می باشند و اهداف آنان معمولا عادی نیست . به همین دلیل دیگران آنان را بلند پرواز می نامند . جدول ( 1 - 1 ) فهرستی از ویژگی ها خصوصیات کارافرینی است که در East – West Center Honolulu گردهمایی کاربرد کارآفرینی تهیه شده است . جدول شماره ( 1 – 1 ) ویژگی های عمومی و صفات ویژه کارافرینان صفت ویژه ویژگی اعتماد به نفس استقلال رای- شخصیت فردی خوش بینی خودباوری نیاز به کامیابی منفعت شناسی ایستادگی پشتکار شوق انرژی پیشقدمی میل به نتیجه توانایی ریسک پذیری اشتیاق به کارهای بزرگ ریسک پذیری رفتار هدایت گرانه مردم داری واکنش نسبت به پیشنهاد انتقاد پذیری هدایت و رهبری نوآوری ابتکار انعطاف پذیری ( فکر باز) خلاقیت کاردانی و تدبیر تغییر پذیری دانایی دوراندیشی قدرت درک اینده نگری تفاوت زنان کارآفرین با مردان کارافرین تحقیقات نشان می دهد که زنان و مردان کارآفرین هر دو به دلیل احساس نیاز به کسب و کار و استقلال فردی وارد عرصه کارآفرینی شده اند . در بسیاری از موارد هر دو تحت تاثیر ناکامی یا عدم رضایت از شغل قبلی و یا نیاز به تغییر محیط پیرامونی خود قرار گرفته اند. هر دو هدف مند پر شور و پر انرژی هستند . اما از جهات دیگر تفاوت هایی بین آنها وجود دارد این تفاوت ها را می توان در انگیزه های اولیه نوع سرمایه گذاری ویژگی های شخصیتی سوابق بیکاری و نوع مشاغلی که بدان روی آورده اند مشاهده نمود. در زیر این تفاوت ها به اختصار شرح داده می شود : 1 – انگیزه کارآفرینی :در برخی جهات زنان کارآفرین دارای انگیزه متفاوت سطوح مهارت های متغیر و سوابق کاری مختلف نسبت به همتایان مرد خود هستند . عوامل آغاز به کار زنان کارآفرین نیز با آنچه مردان را به این کار وامی دارد بویژه از لحاظ سیستم های حمایتی منابع مالی و مشکلات مغایر است. بعنوان نمونه در مورد انگیزه اغلب در اثر عدم توافق با رییس یا احساس این که خود بهتر قادر به اداره کردن امور هستند پیش می آید . اما زنان بر خلاف آنها برای کسب استقلال و ناکامی از شغل قبلی خود برانگیخته می شوند نقاط حرکت و دلایل شروع کار برای مردان و زنان مشابه است . در این زمینه عموما هر دو دارای علاقه فراوان و تجربه نسبتا کافی در زمینه کار خود هستند. هر چند برای مردان تغییر مکان از شغل قدیم به موقعیت جدید اغلب آسان تر است زیرا آن را نوعی بهتر شدن موقعیت نسبت به کار قبلی یا بعنوان کار فرعی یا سرگرمی تلقی می کنند اما زنان هنگامی که یک شغل را ترک می کنند که به درجه بالایی از ناکامی و افسردگی و شوق وافری در جهت مخاطره ای جدید رسیده باشند و این امر تغییر شغل را خیلی مشکل می کند . در سال 1982 دریافت که خوداشتغالی در حقیقت آخرین Goffuetap دستاویز زنان است. یکی از دلایلی که از جانب زنان در مورد خوداشتغالی عنوان می شود این است که با انجام کار شخصی از تسلط مردان بر زندگی خود می کاهند. همچنین دریافت که وجود پدیده سقف شیشه ای عاملی در جهت سوق دادن زنان از موقعیت های مدیریتی بسوی خوداشتغالی است. 2 – نقطه شروع : یک بررسی در مورد 20 زن کارآفرین در امریکا نشان می دهد که مهمترین انگیزه آنان برای شروع کار جدید احتیاج به انجام کار نیاز به پیشرفت نیاز به احساس رضایت از کار و کسب درآمد بود مشکل اساسی انها در شروع کارتبعیض موجود در اعتبار و مشکل بعدی بازاریابی بود. اگر چه انگیزه های اصلی زنان و مردان مشابه هم هستند اما تحقیقات سال نشان می دهد تفاوت هایی در اولویت های آنان وجود Cnomie 1987 دارد . زنان مورد تحقیق او به طور عمده از تجارب کاری سابق خود ناراضی بوده و به پدیده خود اشتغالی به منزله محلی برای کاستن از تداخل وظایف شخصی و شغلی می نگریسته اند . آنها اکثرا انگیزه چندانی برای کسب درآمد نداشتند بلکه علاقه مند بودند که کیفیت محصول خود را به عنوان یک امتیاز 1984 ص 68) Hisrich) 3 – منابع مالی : سرمایه گذاری اولیه برای شروع به کار نیز حوزه دیگری است که مردان و زنان کارآفرین در آن از یکدیگر متمایز می شوند . مردان علاوه بر سرمایه خصوصی از سرمایه گذاران وام بانکی یا قرض شخصی بعنوان منبع تامین سرمایه سود می جویند . زنان تقریبا در تمام موارد تنها متکی بر دارایی های شخصی یا پس انداز خود هستند . 4 – سوابق حرفه ای : از لحاظ حرفه ای نیز تفاوت هایی بین زنان و مردان کارآفرین به چشم می خورد . هر چند هر دو دسته صاحب تجربه در زمینه کار خود هستند مردان اغلب صلاحیت بیشتری در بسیاری از فنون کاری دارند . بعلاوه طبیعت کارهای مردان کارآفرین اغلب در زمینه بنگاه داری امور مالی و مسائل فنی است . بر خلاف زنان که تجربه اداری اکثر آنان محدود به مدیریت سطوح متوسط در خدماتی مانند آموزش و پرورش یا مشاغل خرده فروشی است . 5 – ویژگی های شخصیتی : در زمینه شخصیتی نقاط مشابهی بین زنان و مردان کارآفرین وجود دارد . هر دو پر انرژی هدفمند و مستقل هستند و یا می خواهند که باشند . هر چند مردان اغلب دارای اعتماد به نفس بیشتر و ملایمت و انعطاف کمتری نسبت به زنان همتای خود هستند که این می تواند باعث اتخاذ سیاست های مختلف مدیریتی شود بررسی در مورد 76 زن کارآفرین در سان فرانسیسکو نشان می دهد که زنان کارآفرین از لحاظ رفتار و طرز فکر با مردان کارآفرین فرق داشتند و بیشتر مایل به استفاده بهینه از فرصت ها بوده ودر روش های نوآوری خود دارای قابلیت سازگاری بیشتری هستند 1984 ص 71 )Hisrich ( تاکید می کند زنان کارآفرین برای سلامت اجتماعی Caeadia Brush جامعه مفید هستند . اغلب به نظر می رسد که آنان دارای اولویت بیشتری برای کفایت اجتماعی و سازندگی مسایل هستند و تاکید بیشتری بر روی ارتباطات داخلی نسبت به همتایان مرد خود دارند . تفاوت هایی میان زنان کارآفرین و عموم مردم را Neiderدر سال 1987 بررسی کرد . نتیجه این مطالعه نشان می دهد که این زنان نیاز بیشتری به ثبات بر عقیده ( بعنوان مثال تعهد نسبت به یک کار تا به انجام رساندن آن ) تسلط فعالیت مثمرثمر و استقلال شخصی دارد. ) و خانم آرتیسن M.Nameki( در تحقیقات دیگری که دکتر نمکی انجام داده اند. نتایج زیر بدست( C.Beyer) خانم بییر (G.Eritsen) آمده است: ( صمد آقایی 1378 ص 44 ) 1 – اعتماد به نفس : زنان کارآفرین نسبت به مردان اعتماد به نفس کمتری دارند . 2 – موفقیت طلبی : نتیجه تحقیقات انجام شده در این مورد زیاد با هم سازگار نیستند . علیرغم اعتقاد قلبی که زنان بیشتر به وابستگی احتیاج دارند تا به پیشرفت این تحقیق نشان می دهد که نیاز به پیشرفت مدیران زن همطرازمدیران مرد است ولی نیاز به پیشرفت زنان کارآفرین بیشتر از زنان مدیر است . 3 – رهبری : مردان و زنان کمی با هم فرق دارند ولی نه در همه موارد بلکه فقط در سبک رهبری 4 – مردم گرایی : نتیجه تحقیقات بیانگر این است که زنان برعکس مردان به مردم به چشم وسیله ای برای رسیدن به هدف نگاه نمی کنند و نیز بر عکس مردان نمی توانند نقش خودشان را بعنوان یک شخصیت و یک کارمند به روشنی تقسیم و مجزا کنند . بنابراین نسبت به بازخورهای منفی آن طور که مردان به راحتی واکنش نشان می دهند زنان از خود عکس العمل بروز نمی دهند . 5 – آینده گرایی : نتیجه تحقیقات مبتنی بر این است که مردان بیشتر از زنان آینده نگر هستند . 6 – ریسک پذیری : مردان بیشتر از زنان ریسک پذیر هستند و زنان نسبت به ریسک انفعالی عمل می کنند . 7 – ترس از موفقیت : ترس از موفقیت نه تنها در مورد همه زنان صدق می کند بلکه در بعضی از مردان نیز ترس از موفقیت وجود دارد. 8 – سابقه فردی : سابقه کاری زنان و مردان کارآفرین بسیار مشابه است. نه تنها زنان هنگام شروع به کار اندکی مسن تر هستند و سوابق تحصیلی آنها نیز متفاوت است . یافته های حاصل از نظر خواهی از 468 از زنان کارآفرین امریکائی در سال 1982 نشان می دهد که اکثرا بین سنین 35 و 45 سال بوده اند. 55 درصد آنها ازدواج کرده و بچه داشتند . 68 درصد تحصیلات دانشگاهی داشتند یا فارق التحصیل دبیرستان بودند که تقریبا 70 درصد دارای مدرک هنرهای زیبای در چند گرایش عمده بودند. کمتر از 9 در صد دارای مدرک مهندسی یا پزشکی بودند . اکثر کارآفرین گفته اند که پدران آنها خود اشتغال بودند. درصد نسبتا کمی از مادران پدران و همسران زنان کارآفرین کارگر بودند . 9 – گروه های حامی: گروه های حمایت کننده از فعالیت های زنان و مردان کارآفرین تقریبا مشابه به هم بودند در مورد کارافرینان زن گروه های حرفه ای زنان از جمله حمایت کنندگان آنها بوده اند . در Loscoccoand Leich 10 – نوع مشاغل:در تحقیقی که توسط سال 1993 انجام گرفت نشان داده شده است که مردان و زنان از لحاظ تعهد شخصی برای توسعه مشاغل زنان بوده است دلیل ان تجربه کاری کم زنان نسبت به مردان می باشد. درصد قابل ملاحظه ای از زنان کارآفرین یعنی 90 درصد انان دارای مشاغل خدماتی و تنها 7 درصد درگیر کارهای ساختمانی و 3 درصد در امور مالی هستند . بیش از 70 درصد آنان در گذشته مشاغل مرتبط با خدمات داشته اند . زنان تمایل به تاسیس شرکتهایی در بخش های مختلف و تحت ضوابط قانونی دارند که کاملا متفاوت با گزیده های مردان است . در ایالات متحده مردان صاحب 75 درصد مشاغل مستقل هستند در حالی که زنان 70 درصد مشاغل درصد عمدهای از OECDفامیلی را صاحب هستند. در تمام کشورهای عضو از مشاغل اداره شونده توسط زنان شامل بخش های عمده فروشی یا خدمات است . در سال 1986 نشان میدهد که Wojahn تحقیقات انجام شده توسط مشاغل زنان خویش فرما هم منفعت کمتر و هم رشد آهسته تری در مقایسه با مشاغل تحت مالکیت مردان دارند . انها سرمایه کمتری داشته و حتی برخی کار خود را در خانه آغاز کرده اند . بسیاری از زنان مشاغل خود را به صورت پاره وقت انجام می دهند تا قادر به تامین نیازهای خانوادگی و وظایفی که در آن زمینه دارند نیز باشد . و لازمه این کوچک بودن شغل این است که مشاغل تحت کنترل زنان از تشکیلات رسمی کوچک تری بر خوردار باشد. که زنان و مردان خود اشتغال را از نظر Chrisman درتحقیقات سال 1990 کمک های مورد نیاز آنها مورد مقایسه قرار می دهد اشعار می دارد که زنان نیاز به کمک بیشتر یا متفاوت نسبت به همتایان مرد خود نداشته اند . در سال 1983 مانع شخصیتی زنان متاهل را تقسیم Goffece and Sease زمان بین انتظارات محیط کسب و کار و انتظارات محیط خانه و خانواده دانسته اعتراف بهNeider اند. بسیاری از زنان مورد بررسی در تحقیقات سال 1987 احساس گناه ناشی از نادیده گرفتن زندگی خانوادگی خود برای پیشبرد کسب و کار کردند . در تحقیقات انجام شده در 48 ایالت آمریکا نتایج زیر در ارتباط با تفاوت های میان زنان و مردان کارآفرین بدست آمده است : جدول شماره ( 2 – 1 ) – تفاوت های میان زنان کارآفرین با مردان کارآفرین زنان کارافرین مردان کارافرین ویژگی ها فعالیت- وفاداری به هدف استقلال انجام کار به تنهایی- احساس نیاز به رضایت از کار که از نارضایتی از کار قبلی منشا می گیرد فعالیت- در دستگیری مهار امور- استقلال شخصی- باور کردن اینکه موقعیت آنها در کار فعلی درون شان آنان است و کارشان بی اهمیت می باشد احساس رضایت از کار که از نیاز به خود کنترلی منشا می گیرد انگیزه نارضایتی از کار علاقه و باز شناسی موقعیت تغییر در محیط پیرامون( روابط شخصی) نارضایتی از کار فعلی کار فرعی با ارتقاع به شغل بهتر اخراج شدن و یا معلق شدن نقطه شروع دارائیها و پس انداز شخصی قرض شخصی دارائیها و پس انداز شخصی سرمایه گذاری بانکی وام از دوستان یا خانواده منابع مالی تجربه در زمینه کار سابقه متوسط مدیریتی یا اداری در زمینه کار سابقه انجام امور خدماتی تجربه در زمینه کار شناسایی یک متخصص یا کسی که در این زمینه کار فراوانی انجام داده دارای شایستگی در عملیات مختلف کاری سوابق حرفه ای انعطاف پذیری و ملایم هدف مند واقع بین و افریننده دارای اعتماد به نفس متوسط پر شور و انرژی توانایی انطباق با محیط اجتماعی و اقتصادی خود رای و مستقل هدف مند مبتکر ارمانگر رای اعتماد به نفس فراوان پرشور و انرژی و حرارت باید رئیس خود باشد ویژگی های شخصیتی سن شروع کار از 35 تا 45 سال دارای پدر خود اشتغال فارغ التحصیل دانشگاه- مدرک هنرهای زیبا اولین فرزند سن شروع به کار 25 تا 35 سال دارای پدر خود اشتغال درجه دانشگاهی( معمولا دارای مدرک مهندسی) یا تجاری یا فنی- اولین فرزند خانواده سوابق فردی دوستان نزدیک همسر خانواده گروه های حرفه ای زنان جمعیت های تجاری دوستان اشنایان حرفه ای ( وکلا حسابدان) همکاران همسر گروه های حامی خدمات وابسته- خدمات اموزشی یا مشاوره ای کارخانه داری و ساختمان سازی نوع مشاغل راه اندازی شده فصل دوم کارآفرینی زنان در جهان وضعیت کارآفرینی زنان توسعه پایدار جوامع و به تبع آن توسعه منابع انسانی وابسته به آن است که دولت ها به عنوان قدرتمند ترین عامل اقتصادی و اجتماعی بتوانند ضمن بستر سازی مناسب و ایجاد فضای لازم جهت رشد و شکوفایی استعداد های انسانی از توان کل جمعیت فعال اقتصادی اعم از زن و مرد بهره جسته و آن توان را اثر بخش نمایند. ترکیب جمعیت در جهان کنونی نشاندهنده آن است که نیمی از آن را زنان تشکیل می دهند. به این لحاظ توجه به استعداد و نقش زنان در چرخه اقتصادی و اجتماعی کشورها به عنوان نیروی کار ضرورت دارد . به همین دلیل بسیاری از دولت ها در شرایط سخت اقتصادی خود توانسته اند با اتخاذ تدابیر و سیاست های ویژه نسبت به بهره مندی از نیروی کار زنان بر بهران اقتصادی فایق ایند و یا در مسیر توسعه با گامهای سریعتری حرکت کنند . اقدامات دولت ها نشاندهنده دگرگونی نقش اجتماعی و اقتصادی زنان می باشد . نقش زنان در محیط کار جهانی در فاصله 50 سال گذشته تغییرات برجسته ای پیدا کرده است . در سال 1940 کل نیروی کار زنان به نسبت کل زنان 26 درصد بود که اغلب در مشاغلی مانند پرستاری منشی گری یا معلمی مشغول بودند . 1985 ص 61 ) جنگ جهانی دوم زنان را وارد بازار کار کرد . اما Hisrich) ارزش های پذیرفته شده از قبیل این که " مرد رئیس خانواده است " و "زن باید به خانه داری بپردازد" فرصت چندانی برای کار در اختیار زنان قرار نمی داد مگر در صورت ضرورت . کار زنان نسبت به مردان از اهمیت کمتری برخوردار بود و اغلب نیمه وقت بوده و دستمزد های کمتری نیز دریافت می کردنند . این هنجارها اجتماعی قالب های شغلی کلیشه ای شده ای را ساخت و در نتیجه فرصت های بسیار محدودی برای زنان در زمینه هایی مانند امور مالی و تجاری بنگاه داری یا تحقیق و توسعه فراهم کرد . انگیزه زنان برای راه اندازی کار شخصی بسیار پایین بود . باگذشت سالیان متمادی زنان کوشیدن که این باور های اجتماعی را تغییر دهند از طرفی دولت ها نیز به منظور فعال کردن نقش زنان در اقتصاد جوامع نسبت به اتخاذ سیاست هایی جهت توسعه اشتغال و بویژه توسعه کارآفرینی زنان همت گماشتند. بحث کارافرینی زنان از دهه 70 مطرح گردید. نگاهی به سهم کارآفرینی زنان در اقتصاد برخی از کشور ها نشان می دهد که انها توانسته اند مسیر توسعه کارافرینی را به خوبی طی کنند. آمریکا – در ایالات متحده در سالهای قبل از 1970 زنان تنها 5 درصد از کل مشاغل امریکا را در دست داشتند. در 25 اکتبر 1988 رونالد ریگان رئیس جمهور وقت قانون مالکیت مشاغل زنان را جهت برنامه ریزی و کوشش های نوین برای حمایت از مشاغل کارافرینی زنان به تصویب رساند. این قانون جدید شناخت موثری از زنان کارافرین به همراه اورد. در زمانی که آمریکا از کسری بودجه رنج می برد سیاست های بهره مندی از استعداد ها و انرژی زنان بر اقتصاد امریکا حیاتی گردید و روند بهبود را تسریع بخشید. کسب و کار متعلق به زنان بخشی است که سریع ترین رشد را در میان مشاغل با افزایش معادل 6/2 میلیون از سال 1982 به 5 میلیون در سال 1990 داشته است. طبق آمار های سال 1995 که از سوی دولت آمریکا منتشر شده است حدود 64% از زنان آمریکایی در سنین 15 تا 69 ( سنین اشتغال ) سال قرار داشتند و از مجموع این زنان 60% شاغل می باشند که یکی از بالا ترین نسبت ها در کل جهان است. ( روشندل 1377 ص 68 ) در حال حاظر تقریبا 58 درصد از زنان کارآفرین در بخش خدمات هستند. این امکان وجود دارد که زنان کارآفرین به حظور ممتاز خود در صنایع خدماتی ادامه دهند. دلایل آن عبارت است از : 1 – صنایع خدماتی در مقایسه با سایر صنایع احتیاج به سرمایه گذاری کمتری دارد. 2 – صنایع خدماتی فرصت های بیشتری برای ارتقاء شاخص های برگزیده ای که در زمان شروع به کار و رشد مراحل کار آماج انتقادات می شود فراهم می سازد. ادامه در لينك زير:
لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛ Email: mahdiyarahmadi@gmail.com
در میان گذارید.
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۴/۲۱ساعت 8:18  توسط مهدي ياراحمدي خراساني
|
|