ویژگی‌های حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)
نویسنده : سجادی - سیدعبداللطیف
 
 
 

نوشتار حاضر به شرح و تبیین ماهیت و ویژگی‌های حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) و اثبات این حکومت مربوط است و عناوینی از این دست را دربر می‌گیرد: 'انواع حکومت', 'حکومت دینی', 'حاکمیت جهانی اسلام', 'حکومت اسلامی و عدالت اجتماعی', 'شرایط سیاسی, اجتماعی حکومت جهانی حضرت مهدی', 'شرایط اقتصادی حکومت جهانی حضرت مهدی' و 'ویژگی‌های حکومت جهانی حضرت مهدی'.

نویسنده : سجادی - سیدعبداللطیف
محل نشر : قم
تاریخ نشر : ۱۳۸۳/۱۲/۲۵
رده دیویی : ۲۹۷.۴۶۲
قطع : وزیری
جلد : شومیز
تعداد صفحه : ۲۹۲
نوع اثر : تالیف
زبان کتاب : فارسی
نوبت چاپ : ۱
تیراژ : ۱۵۰۰
شابک : ۹۶۴-۹۵۴۴۸-۴-۴


معرفي پايان نامه : ويژگي هاي حكومت جهاني مهدي (ع)
این رساله, حاصل تلاش دانش پژوه محترم, جناب آقای سید عبداللطیف سجادی است که به راهنمایی حجت الاسلام و المسلمین عزالدین رضا نژاد و مشاورة دکتر سید عبدالقیوم سجادی به پایان رسیده است.
در این نوشتار, به دو ویژگیهای حکومت جهانی حضرت مهدی (ع), در سه بخش اصلی و فصول چندی به توصیف و جمعبندی پرداخته شده است. و تلاش بر این بوده که در سراسر آن, این سوال اساسی دنبال شود که «ویژگی‌های حکومت جهانی حضرت مهدی چیست؟»
فرضیه و گمانه‌ای که در پاسخ این سؤال به آزمون گذاشته شده, آن است که ویژگی¬های شش گانة جهانی بودن (توحید محوری، عدالت محوری، مساوات و برابری، توسعه علم و دانش، رفاه و آسایش همگانی و صلح و امنیت جهانی) با توجه به آیات، روایات و آراء دانشمندان به عنوان یک کلی بررسی شده است و به گونه‌ای بر ویژگیها و تبیین ماهیت حکومت جهانی اسلام استدلال می‌شود، تا تطبیق این کلی بر فرد کامل آن، خود، دلیل بر اثبات ویژگی‌های آن حکومت محسوب شود.
وی در تبیین ضرورت حکومت اسلامی می‌نویسد: «اصل حکومت اسلامی و ضرورت آن, از موضوعاتی است که نیازمند به برهان و استدلال نیست؛ زیرا از ضروریات و بدیهیات است. نویسنده از زبان بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران, حضرت امام خمینی (ره) می‌نویسد: «ولایت فقیه (حکومت اسلامی) از موضوعاتی است که تصور آن موجب تصدیق می‌شود و به برهان احتیاج ندارد، به این معنی که هر کس عقاید و احکام اسلامی را, حتی اجمالاً, دریافته باشد, چون به ولایت فقیه (حکومت اسلامی) برسد و آن را به تصور آورد، بی¬درنگ تصدیق خواهد کرد.»
در ادامه، حکومت یا دولت را جزئی از تعالیم اسلام عنوان می‌کند و با استناد به سخن حضرت رسول اکرم (ص) دربارة ویژگی‌های امام و فرمانروایی یک حکومت می‌نویسد:
1. امام باید به اندازه ای خویشتن‌دار باشد که او را از محرمات الهی باز دارد؛
2. چنان شکیبا باشد که بتواند خشم خود را مهار کند؛
3. چنان مدیریتی داشته باشد که زیر دستان خود را مانند پدری مهربان اداره کند. وی برای تبیین سیمای حکومت جهانی مهدی (عج) و بیان ویژگی‌های آن از طرح سؤال این رساله به پرسشهای زیر می‌رسد:
1. ماهیت و ویژگی‌های حکومت جهانی اسلام چیست؟
2. نسبت حکومت جهانی اسلام و جهانی شدن چگونه است؟
3. شرایط و زمینه‌های تحقق آن، چه چیزهایی است؟
نوشتار حاضر, برای پاسخگویی به سؤالاتی که مطرح شد, در ابتدای امر، حکومت جهانی اسلام را به تصویر می‌کشد و زمینه‌های تحقق آن را ارزیابی می‌کند و در پایان، حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) را, به عنوان یگانه مصداق برای آینده آدمیان, پیشنهاد می‌کند. در این نوشتار, مبانی کلامی و فلسفی حکومت اسلامی در سه محور ارزیابی شده است:
1. حاکمیت جهانی اسلام؛
2. عدالت اجتماعی؛
3. امنیت عمومی.
این نوشتار مدعی است: یکی از دلایل محکم جهانی بودن اسلام, این است که از ابتدای ظهورش، داعیة جهانی داشته و در دین اسلام، ملیت و قومیت به معنای مصطلح امروز, جز تمایز شناسنامه ای انسانها از همدیگر، هیچ اعتباری ندارد. و نیز در این نوشتار، جهانی بودن اسلام از منظر آموزه‌های تربیتی و فقهی بررسی شده‌اند؛ بر همین اساس آمده است: مطالعه و آگاهی نسبت به آموزه های تربیتی دین، احکام، مسائل فقهی، معارف و تعالیم والا و انسان ساز اسلام، عمومیت و جهانی شمولی بودن آن را اثبات می‌نماید، چه اینکه در قرآن و سنت، خطاب، دستورات و نواهی دین، اختصاص به شخص و فرد و ملتی خاص ندارد، همان گونه که مختص زمان خاص نیست.
در بحث عدالت اجتماعی, ایجاد حالت توازن میان افراد، البته متناسب با وضع اجتماعی آنان, عدالت اجتماعی خوانده شده است. که وظیفه‌ای بر دوش حکومت اسلامی است؛ به این معنا که حکومت جهانی اسلام, در سیاست‌ها و فعالیتهای خود, باید شرایطی را فراهم کند که بیت‌المال امت واحد اسلام به خوبی حفظ شود و وضعیت اجتماعی, به گونه ای رخ بنماید که امکان رشد و دست یابی به امکانات, برای عموم مردم فراهم شود.
این نوشتار در ادامه، پس از تعریف اصطلاحی و لغوی، مفهوم امنیت و نسبت آن با جهانی شدن، این واژه را از دیدگاه دانشمندانی چون, خواجه نظام الملک طوسی و دیگران بررسی می‌کند و نیز اهداف حکومت حضرت علی را در سایه امنیت محقق می‌داند, این اهداف به شرح زیرند:
1. آشکار ساختن اصلاح در شهرها (اصلاح سیاسی، اجتماعی، اقتصادی فرهنگی و … )؛
2. ایمن سازی بندگان ستمدیده که همیشه در اثر ناامنی‌ها تحت ستم بوده‌اند؛
3. برپایی حدود الهی.
بخش دوم این رساله, به زمینه‌های تحقق حکومت جهانی اسلامی پرداخته است. و با استناد به روایاتی که بیانگر علایم ظهور امام زمان (عج) است؛ انتظار را, یک پدیده دو سویه معرفی می‌کند و شرایط تحقق حکومت جهانی اسلام را مورد پژوهش قرار می‌دهد و ویژگی‌های منتظران را به شرح زیر قلمداد می¬کند:
الف) خود ساختگی؛
ب) خودیاری اجتماعی؛
ج) تأثیرناپذیری از محیط فساد زده؛
د) برنامه های عملی به شرح زیر:
1. برپاداشتن نماز؛
2. پرداختن مالیات اسلامی؛
3. امر به معروف و نهی از منکر.
در پایان این بخش, به زمینه های جهانی شدن اسلام پرداخته می‌شود:
1. قوی شدن و سریع شدن ارتباطات بین الملی؛
2. زمزمه‌های ابتدایی, در مورد حکومت واحد جهانی، سازمان ملل متحد، کنفرانس اسلامی، اتحادیه آفریقا، جامعه عرب، اتحادیه اروپا، کنفرانس جهان سوم؛
3. پیشروی تدریجی بشر در مجموع به سوی عقلانیت؛
4. احتمال نفوذ بیشتر اسلام، در بین مغرب زمین؛
5. احتمال خسته شدن غربیها از روشهای افراطی جنسی، سلوک فعلی، طغیان مادیات و علاقه پیدا کردن به سوی دین واقعی خدا؛
6. توسعه شریعت اسلامی و روشن شدن پایه ها و اصول دین و نزدیکی احکام دینی با عقل، منطق و فطرت انسانها؛
7. رسیدن مذاهب اسلامی به یک اصول مشترک، برای پیشبرد دعوت جهانی شدن اسلام به وسیله اینترنت، رادیو و تلوزیون؛
8. تشویق و بسیج کردن مبلغان، سخنرانان و مؤلفان در کشورهای اسلامی و سرزمین های دیگر؛
9. فعال شدن کنفرانس اسلامی؛
10. باورانیدن اهداف روشن اسلامی به بیگانگان.
در بخش سوم این رساله, ویژگی های حکومت جهانی اسلام، در شش فصل جداگانه تبیین شده است: از جمله؛ توحید محوری، عدالت محوری، امنیت عمومی و رفاه و … در بحث توحید محوری آمده است: حضرت ولی عصر برای حاکمیت یک دین, بر همه افکار ظهور می‌کند. لذا برای عالمگیر شدن یکتاپرستی، باید بساط کفر و نفاق، شرک و عناد از زمین برچیده شود.
این رساله, جامعه جهانی اسلام را بر محوریت توحید توصیف می‌کند و رسالت پیامبر بزرگوار را چنین بیان می‌کند: رسالت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) از یک سو، نه یک دعوت خصوصی است و نه یک رسالت منطقه‌ای و اقلیمی که هدفش, اصلاح و هدایت یک قوم، ملت و رهبری حکومت یک گوشه ای از جهان باشد و از سوی دیگر، قوانین اسلام و احکام قرآن نیز, برنامه حیاتی برای تمام بشریت است و نه یک وطن و یک نژاد بلکه دعوت جهانی و همگانی است.
در بحث عدالت محوری حکومت مهدی نیز آمده است: یکی از اهداف مهم امامت که از ویژگی‌های منحصر به فرد حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) است، برقراری عدل و داد در جامعه اسلامی آن روز است.
در این رساله، برابری و مساوات، ـ نه به مفهوم امروزی که مخالف عدالت قلمداد می‌شود ـ بلکه, به مفهوم واقعی کلمه که با عدالت متناقض نباشد، از خصوصیات منحصر به فرد دیگر حکومت جهانی مهدی به شمار رفته است و نیز چنین بیان شده است که از خصوصیات بسیار مهم حکومت جهانی اسلامی, جایگزینی علم, آگاهی, تکنولوژی و صنعت؛ همراه با ایمان مذهبی و از بین رفتن جهل و نادانی خواهد بود. رفاه و آسایش همه جانبه از خصوصیات دیگر حکومت جهانی مهدی است که در اثر پیشرفت منابع اقتصاد، غیر قابل وصف جلوه می‌کند.
در پایان این رساله، امنیت، ضامن سلامت مال، ناموس، جان و این جامعه, به عنوان آخرین ویژگی حکومت جهانی مهدی (عج) معرفی می‌شود.

بخش اول :
ماهيت و ويژگي هاي حكومت اسلامي
مقدمه :
از يك سوي بحث از ويژگي هاي حكومت اسلامي به خصوص براي دانش اندوختگاني كه با دانش هاي ديني كمتر آشنا هستند و حتي بسياري از روشنفكران مسلمان يه بحث تازه است و از سوي ديگر چنان حكومتي به خاطر فراهم نبودن زمينه‌ها و شرايط يا وجود موانع كه يكي از بخشهاي اين نوشتار در مورد آن تدوين خواهد شد تحقق و وجود خارجي پيدا نكرده است. باعث شد تا در امور اصل حكومت اسلامي مسايلي به عنوان مباحث مقدماتي هر چند به صورت اجمالي و گذرا يادآوري شود.
ضرورت حكومت اسلامي
اصل حكومت اسلامي و ضرورت آن از موضوعاتي است كه نيازمند برهان و اثبات و استدلال نيست و لذا تحليل در راستاي آن تطويل بلاطايل است. زيرا اين موضوع از ضروريات و بديهيات است.
پيشينه حكومت ديني
انديشه حكومتي ديني در لابلاي اوراق زرين تاريخ و احكام اسلامي كه چون خورشيد تابان مي درخشد ، ترديد ناپذير و غيرقابل انكار است ،هر چند ديگر انديشان درگذر تاريخ ، با الهام از انديشه هاي سكولاريستي ، در راستاي تبليغ انديشه سكولار و براي به انزوا كشيد اسلام جهادگر ، عدالتخواه و آزادي طلب ، اسلام را دين اخلاقي و غيرجامعي كه درد زندگي و دنيا را درمان نمي توادن ، معرفي كرده و ادعا نموده اند كه اسلام براي جامعه و نظام اجتماعي و طرز حكومت نمودن بر جامعه ، قانوني نياورده و فقط از اخلاق و احكام عبادي سخن به ميان آورده است.
حكومت در روش پيامبر اسلام (ص)
رويه و سنت پيامبر بزرگوار اسلام (ص) نيز گواه روشن بر ضرورت و لزوم تشكيل حكومت اسلامي است. زيرا ؛
اولا او خود تشكيل حكومت داد و از تاريخ شهادت مي دهد كه حضرت رسول خدا (ص) خود به اداره جامعه پرداخته و به اطراف جهان والياني فرستاده ، قضاتي منصوب كرده و خود نيز به قضاوت نشسته ، سفيراني گسيل داشته و پادشاهان زيادي را به اسلام دعوت كرده و با برخي از آنها معاهداتي را امضاء رسانده است.
ثانياً براي پس از مرگ خود نيز حاكم تعيين كرد و پس از رحلت پيامبر بزرگوار اسلام هيچ كسي در مورد لزوم حكومت اختلاف نداشت اختلافي كه وجود داشت در رابطه با چگونگي انتخاب حاكم و شخصيتي بود كه بايد عهده دار حكومت اسلامي باشد. لذا در زمان امير عدالت گستر علي (ع) و متصديان ديگر خلافت نيز اداره جامعه و قضاوت درامور اجتماعي به خوبي قابل اجرا بود و نسبت به روابط سياسي و اقتصادي جامعه اهتمام ورزيدند. پس علاوه بر اينكه ضرورت و بديهي بودن تشكيل حكومت اسلامي ما را از استدلال بي نياز مي كند ، در عين مجال گسترده از تاريخ ، آيات قرآن و روايات اسلامي و روش هاي عملي پيامبر اسلام و جانشينان براي ارائه برهان وجود دارد.نوشتار حاضر پس از مفروش انگاشتن اصل ضرورت حكومت ديني درصدد است تا برخي از مباني فلسفي ، كلامي حكومت جهاني اسلام را بيان نموده و زمينه هاي تحقق چنين حكومتي را ارزيابي كرده و آنگاه مهمترين ويژگيهاي حكومت مهدوي ، همان جامعه سياسي و موعودي را كه نظريه حكومت جهاني اسلام را تحقق مي بخشد ، به عنوان مصداق اصلي و منحصر به فرد به تصوير درآورد.

فصل اول :
انواع حكومت
حكومت خود كامه و استبدادي
اين نوع حكومت كه بر محور اراده فرد يا گروهي دور مي زند ، بر اساس حاكميت فرد يا گروه خاص بنا نهاده شده است كه فقط منافع آنها راتأمين مي كند. اما مضرات و بدبختي هاي آن ، به صورت بردگي و تيره روزي جامعه ، دامنگير آنان گرديده و حاكم مستبد و خودكامه در راستاي حفظ خويشتن و منافع خويش به هيچ حد و مرزي پايبندي نداشته و حتي بستگان نزديك خود را در راستاي حفظ منافع خود قرباني كرده اند.
حكومت دموكراسي
اين نوع حكومت در عرف امروزي ها كامل ترين نوع حكومت ها به شمار مي رود. در اين سيستم حكومتي ، اصل بر اين است كه مردم به پاي صندوق هاي رأي رفته و نمايندگان واقعي شان را با رأي اكثريت انتخاب نموده و در طي سالهاي معيني سرنوشت خود و ملت خويش را به وي مي سپارند. و نمايندگان ، قوانين حافظ منافع مردم را با تبادل نظر تعيين نموده و در اختيار هيأت اجرايي قرار مي دهند ، رئيس اين هيأت ، به وسيله نمايندگان يا توسط مردم ، به عنوان رئيس جمهوري يا نخست وزير انتخاب مي شود. اين نوع حكومت را دموكراسي يعني حكومت مردمي يا حكومت مردم بر مردم مي خوانند.
نقد و بررسي دموكراسي ليبرال
مفاسد و مضرات حكومت هاي استبدادي و ديكتاتوري از قبيل قتل بي گناهان ، شكنجه و جنگ‌هاي ويرانگر، غارت سرمايه‌ها و به استضعاف كشاندن محرومان و تبيضها و بي‌عدالتي و مصرف سرمايه هاي مسلمين در راه عياشي ها و هوسبازي ها غيرقابل انكار و ترديد است.
حكومت هاي سرمايه داري غرب كه هميشه شعار آزادي در لب و هواي حكومت دموكراسي در سر داشته و از لحاظ فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي با مشكلات زيادي روبرو است ، دچار تناقصات فراواني گرديده است كه فهرست گونه در زير بدان ها اشاره مي شود.
1-    پوچگيرايي :
بي هدفي كه روحيه انسان غربي را مصدوم نموده و با  احساس بيگانگي از انسانيت ، درعمل حكومت حكومتداران ، سرمايه داران و روابط اجتماعي جامعه خود اين بيگانگي را مي بيند.
2-    بحران خانوده :
خانواده براي غربي ها به خصوص آمريكايي ها مفهومش را از دست داده و اين در حالي است كه يكي از سلول هاي اصلي اجتماعي خانواده به شمار مي رود. نه تنها در غرب كه در آمريكا هم خانواده هاي متعبد ، مجكم و انسان ساز فراوان يافت مي شود و لذا تصحيح ادعاي ما اين چنين است كه سلول خانواده در آمريكا غالباً منهدم گرديده است.
3-    نارضايتي مردم دنيا
حكومت مطلوب حكومت بر دل ها است كه هنوز در غرب اتفاق نيافتاده است. به هر حال اين نوع حكومت حكومتي است كه انديشمند كانادايي مارشال مك لوهان برايش دهكده جهاني تصوير مي كند. آقاي بوش نظم نوين جهاني به وجود مي آرود و فوكويوما تز آخرالزمان مي‌نويسد. ولي اين مقال نارسايي هاي اين سيستم حكومتي را كه عبارتند از موارد فوق ، به اضافه اعتياد ، خشونت ، بحران امنيت و ايجاد ناامني ، وابستگي به بازاهاي دنيا ، اقتصاد بيمار و قرباني نمودن صدها و هزاران انسان در راستاي آن ، تبعيض در زواياي گوناگون ، سيستم ناكارآمد آموزشي ، ابتذال رسانه اي ، فقر و بدبختي ، بي اعتمادي و انواع گرفتاري ها و مشكلات ديگري كه آمار آنها از ده ها بلكه صدها تجاوز خواهد كرد بر ملا و آشكار مي‌سازد.

فصل دوم :
حكومت ديني
اين نوع حكومت نه بر اراده فرد بستگي دارد و نه بر اراده اكثريت و انتخاب آنان – البته اندك اختلاف در مورد حكومت و جانشيني (خلافت) پس از رحلت پيامبر بزرگوار اسلام به وجود آمد كه ريشه اختلاف در ميان مسلمين گرديد كه آيا امر خلافت و حكومت بر محور انتخاب و تعيين است يا بايد نخبگان مردم و شوراي اهل حل و عقد او را گزينند؟ يا تعيين حاكم به عهده حاكم قبل از وي استه كه هر حاكمي در دمادم مرگش جانشين را تعيين كند؟ يا حاكم منصوب از جانب خداوند سبحان است؟ پاسخ اين سؤال و پژوهش و دقت در اين مقوله مجال ديگري مي طلبد- بلكه اين نوع حكومت بر محور الله مي چرخد و به حق كه خداوند جز تأمين منافع ، خير و صلاح و فلاح بندگانش را نمي خواهد. اين نوع حكومت در حكومت انبياء و جانشينان راستين انها متبلور است. قران در رابطه با اين نوع حكومت بحث هاي فراواني را مطرح كرده كه به عنوان نمونه مواردي در اينجا بازگو مي شود:
1-    در مورد حكومت بزرگ حضرت داود (ع) مي فرمايد : «خداوند حكومت و دانش به او بخشيد ، و از آنچه مي خواست به او تعليم داد. »
خداوند متعال امور دين و دنيا از جمله صنعت زره سازي را به داود (ع) آموخت. آهن مانند شمع در دستانش مي گشت.  برخي از مفسرين اعتقاد داند مراد از علمي كه خداوند به او آموخت ، كتاب آسماني زبور ، حكومت در ميان مردم و زبان پرندگان و مورچگان است. و بعضي هم باور دارند كه خداوند صداي دلنشين ، نغمه زيبا و آهنگ گوش نوازي به او عنايت كرد. ولي بدون ترديد همه موارد ادعا در آنچه گفته آمد ، قابل جمع است.
2-    در رابطه با حكومت سليمان از زبان خودش نقل مي كند كه گفت «پروردگارا ! مرا بيامرز و حكومت به من ببخش كه بعد از من سزاوار هيچ كس نباشد كه تو بسيار بخشنده اي. »
خداوند حكومت بي مثال به او داد. به گونه اي كه ياد به دستور او حركت مي كرد ، دي و ددها و حتي پرندگن در تسخير او بود.
3-    در مورد حكومت پيامبر بزرگوار اسلام (ص) نيز اشاره روشني كرده مي فرمايد : آيا آنها به مردم (پيامبر اسلام و خاندانش ) به خاطر آنچه خدا از فضلش به آنها بخشيده است ، حسد مي ورزند ، در حالي كه به آل ابراهيم كتاب و حكمت داديم و حكومت بزرگي به آنان بخشديم.
ماهيت حكومت اسلامي
با قبول توحيد و اينكه حاكميت از شاخه هاي توحيد افعالي خداوند است.
اولا : با لذات حق حكومت منحصراً از آن خداوند است و پس از  او ، مربوط به كساني است كه از جانب خداوند منصوب مي باشند. بنابراين حكومت اسلامي نه حكومت ديكتاتوري و استبدادي است و نه حكومت دموكراسي ، بلكه نوع حكومت برتر و حكومت الهي است.
ويژگي ديگر اينكه حكومت اسلامي با تمام تشكيلات قواي مقننه – از باب اصطلاح و مجاز قبول داريم ورنه بر مبناي ما قانونگذاري از آن خداوند و كساني است كه از جانب خدا وظيفه داند- قضائيه و مجريه خود بايد منطبق بر موازين و معيارهاي اسلام و قوانين عادلانه كه از جانب خداوند كه از هر جهت به مصالح خلق آگاه است ، باشد. تخلف از اين اصل كلي در حكومت اسلامي جايز نيست. پس در حكومت اسلامي در حقيقت حاكم خداوند و امام جامعه ، نظرات و دستورات وي را در بين مردم اجرا مي كند.  از اين نوع حكومت ، حكومت تئوكراسي (حكومت الهي بر مردم) نيز نام برده شده است. بنابراين مراد از حكومت تئوكراسي حكومت قانون الهي بر مردم است نه حكومت رجال دين و علماء به صورت استبدادي بر مردم. چنانكه در قرون وسطي ، متوليان كليسا و پاپ ، اينگونه بر مردم حكومت مي راندند.
اسلام و شكل حكومت
آيا كتاب و سنت (گفتار ، كردار و امضاي معصوم (ع)) شكل خاصي از حكومت را معرفي كرده يا نه؟ دو فرض و نگرش قابل تصور است.
نگرش اول : در قرآن و سنت مسائلي از قبيل كيفيت نهادهاي حكومت در روابط آنها با همديگر ، وظايف و اختيارات شان و حقوق متقابل مردم و حكومت بيان شده است.
نگرش دوم : فرض دوم قابل تصوير اينكه شكل حكومت از كتاب و سنت قابل استنباط نيست. زير آنچه را پيامبر بزرگوار اسلام (ع) در مورد حكومت بيان كرده مخصوص عصر صدر اسلام است كه با توجه به اوضاع ، شرايط و احوال همان زمان بيان فرموده است.
ويژگي هاي دولت اسلامي
دولت توحيد محور
حاكميت در انديشه اسلامي مخصوص خداوند است. بشر تا آنجايي از حاكميت سياسي برخوردار است كه اعمال حاكميت او در چارچوب حاكميت الهي صورت گيرد. اين امر بدين معني است كه با پذيرش ولايت الهي ، ديگر ولايت ها از اعتبار خواهند افتاد و در اين صورت تنها بنده يك خدا خواهد بود.
دولت مردم محور
قانون اساسي كه بر اساس ان عدالت اجرا مي شود قرآ است.  اين قانون اساسي براي مردم است. «ما اين كتاب (آسماني) را براي مردم به حق بر تو نازل كرديم كه هر كس هدايت را پذيرد به نفع خود اوست و هر كس گمراهي را برگزيند تنها به زيان خود گمراه مي گردد و تو مأمور اجبار آنها به هدايت نيستي. » دولتي كه قانون اساسي اش قرآن باشد ، ممكن نيست براي فرد يا گروه يا طبقه اي خاص باشد.
دولت شريعت محور
در حكومت اسلامي قانون حاكم است زيرا حكومت اسلامي نه استبدادي  است و نه دموكراتيك و قانون بر اساس شريعت مستقل با اصول و قواعد معين تعيين ميگردد و حاكم و محكوم براي داوري و تصميم گيري به آن مراجعه مي كنند. خداوند مي فرمايد: سپس تو را بر شريعت و آيين حق قرار داديم. از آن پيروي كن و از هوس هاي كساني كه آگاهي ندارند پيروي مكن.  پيامبر (ص) و مؤمنان همگي در دايره تكليف الهي قرار دارند و در داوري ها به شريعت مراجعه مي كنند و قرآن شريعت را منزل معرفي كرده است.
اهداف حكومت ديني
الف – ارتباط خدا و خلق
برقراري ارتباط سالم ، اين ارتباط عبارت است از ارتباط ميان خلق و خالق خودش و به عبارت ديگر ، منع بشر از پرستش هر موجودي غير از خالق خودش كه در كلمه طيبه «لااله الاالله» مي توان خلاصه كرد. بنابراين مهمترين هدف حكومت اسلامي ايجاد زمينه هاي لازم براي برقراري ارتباط سالم ميان خلق و خالق مي باشد.
ب – ارتباط اجتماعي خلق خدا
برقراري رواط حسنه و صالحه ميان افراد بشر بر اساس عدالت، صفا ، صلح ، تعاون ، احسان ، عاطفه و خدمت به يكديگر . قرآن كريم در دور آيه شريفه اين حقيق را مطرح كرده ، چنانكه راجع به هدف اول درباره خاتم الانبياء مي فرمايد : اي پيامبر ! ما تو را گواه فرستاديم و بشارت دهنده و انذار كننده! و تو را دعوت كننده به سوي خدا به فرما او قرار داديم و چراغي روشني بخش. 
پايه هاي حكومت اسلامي
1-    ركن قانون گذاري (قوه مقننه)
2-    ركن اجرايي (قوه مجريه)
3-    ركن قضايي (قوه قضائيه)
هيچ حكومتي نمي‌تواند زمينه سعادت جامعه بشري را فراهم نمايد مگر اينكه داراي قانون باشد. چرا كه حل مشكلات جامعه انساني و روابط انسانها با يكديگر، در سايه قانون ميسر است. 
فصل سوم :
حاكميت جهاني اسلام
داعيه جهاني اسلام
يكي از دلايل محكم جهاني بودن اسلام اين است كه اسلام از ابتداي ظهورش ، داعيه جهاني داشته و در دين اسلام مليت و قوميت به معناي مصطلح امروز هيچ اعتباري ندارد جز تمايز شناسامه يي انسان ها از همديگر
«اي مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره ها و قبيله ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد. (اينها ملاك امتياز نيست) گرامي ترين شما نزد خداوند باتقواترين شما است. »
دين و جهاني شدن
دين داراي معناي متعدد است مانند : جزاء(پاداش) ، مكافات ، حساب ، مذهب ، آيين و طاعت. در قرآن نيز به اين معاني استعمال گرديده است. مقصود از دين در اينجا عبارت است از مجموع تعاليم اعتقادي ، اخلاقي و عملي كه از سوي خدا به وسيله پيامبر (ص) به مردم ابلاغ گرديده.
اسلام تسليم است و تسليم يقين است و يقين تصديق است و تصديق اقرار است و اقرار به جاي آوردن فرمانهاو به جاي آوردن فرمان ها عمل نيكوست. 
مفهوم جهاني شدن
جهاني شدن چيست ؟
جهاني شدن يك پديده جديد و در حال تغيير سريع است. اولين بار در اوايل دهه 1960م مورد استفاده قرار گرفته و در 1980م وارد محافل علمي گرديد و از آن زمان به بعد مفاهيم مربوط به اين پديده گسترش يافته است.
تعاريف جهاني شدن
اگر چه در تعريف اين واژه انديشمندان گرفتار تناقصاتي شده اند ولي گريزي نيست از اينكه تعريفي براي اين واژه ارائه كرد ، در فرهنگ «آن لاين علوم اجتماعي» در ذيل واژه Globalization مي نويسد :
روند جهاني شدن عبارت از روند گسترده بين المللي شدن ارتباطات و سازمانهاي اقتصادي و تجارت است. «يان آرت شولت» در مقاله «دنياي جهاني شده» كه در صفحه 15-17 كتاب «جهاني شدن سياست جهان» مقدمه اي بر روابط بين الملل ، ويرايش «جان بيلز» و «استيو اسميت» درج شده.
جهاني شدن تكنولوژي يا ايدئولوژي
نگاه به جهاني شدن هم ممكن است نگاه تكنولوژيكي باشد و آن را بعنوان يك «ابزار» تلقي كرد و هم مي توان با نگرش ايدئولوژيكي باشد كه در اين صورت انديشه تلقي خواهد شد. اگر به پديده جهاني شدن نگاه ابزاري داشته باشيم همانند ماهواره و اينترنت خواهد شد كه در اين صورت از ارتباطات و انقلاب در فناوري اطلاعات و سرعت پيام رساني و انقلاب در تكنولوژي ، گفتگوي جهاني و تبديل دنيا به يك د هكده جهاني ، مي توان براي هدايت و سعادت ، بهره برداري نمود و آنرا شايسته و ارزشمند دانست. عباسعلي عميد زنجاني «نگاه ابزاري به جهاني شدن را فاقد عيب و اشكال مي داند. »
جهاني شدن واقعي چه ابزار باشد يا انديشه ، روزي فرا خواهد رسيد كه حكومت واحد جهاني اسلام بر چهار سوي عالم به گونه اي سيطره پيدا خواهد كرد كه همه فرهنگ ها و تمدنها و جوامع بشري تحت سلطه اين حكومت باشند و از قوانين وتعاليم حيات بخش آن ، فرمانبرداري نمايند. زيرا اگر جهاني شدن ابزار است در اختيار نشر تعاليم انسان ساز اسلام خواهد بود.
سرنوشت نهايي دين اسلام
دو نگرش و طرر فكر در اين مورد وجود دارد.
الف – ديدگاه اول
برخي استدلال مي كنند كه در فرآيند جهاني شدن بيشتر به اقتصاد توجه شده و فرهنگ به پاي اقتصاد قرباني گرديده است.
از آنجايي كه جهاني شدن دين و فرهنگ ديني و گسترش آن بر سر تا سر كره خاكي موجب مي شود تا فرهنگ هاي ضعيف از دور خارج گرديده و صحنه گردان اصلي ، فرهنگ غني و قوي باشد ، انديشمندان جهان سوم هر كدام نسبت به دين و فرهنگ خويش اظهار نگراني داشته و داردن.
ب – ديدگاه دوم
عده اي نيز با توجه به آغاز دوران رنسانس و انقلاب علمي اروپار و ناكارآمدي كليسائيان و متوليان دين كلسيايي ، برداشت منفي از دين پيدا كرده و عقل بشري را قادر بر حل تمامي مشكلات جسمي و رواني بشر دانسته و فرآيند جهاني شدن را يك روند عادي مي‌دانند كه طبق كنش و واكنش هاي طبيعي شكل مي گيرد.


آينده دين در نگرش قرآن
فطري بودن نياز انسان ها به دين ، يكي از ضرورياتي است كه در لابلاي تعاليم آسماني قرآن مطرح گرديده است. قرآن به صراحت اعلان مي نمايد كه دين مقتضاي طينت و سرشت روحاني آدمي است.
با توجه به اينكه امور فطري با نهاد ، سرشت و خميرمايه اصلي انسان عجين گشته و هرگز كهنه شدني نبوده و تابع زمان و مكان نخواهد شد ، با عنايت به اينكه نياز به دين از امور فطري است. زوال ناپذيري و ابديت دين ثابت مي گردد. زيرا فطريات بشر جزء جدانشدني اوست.
جهاني بودن اسلام از ديدگاه قرآن
قرآن مجيد اسلام را به عنوان دين جهاني معرفي كرده است. «و ما تو را جز براي همه مردم نفرستاديم تا (آنها را به پاداش الهي ) بشارت دهي و (از عذاب او) بترساني ولي بيشتر مردم نمي دانند. » «ما تو را جز رحمت الهي براي جهانيان نفرستاديم. »
در اين آيات رسالت پيامبر بزرگوار اسلام (ص) رحمت عمومي و همگاني شناخته شده است. يعني پيامبر (ص) براي همه دنيا رحمت است. چه مؤمن يا كافر ،  از همه نژادها ، ملت و همه كشورها و تعبير «عالمين» اشاره به جهاني بودن و خاتميت رسالت الهي پيامبر اسلام (ص) دارد. كلمه عالمين (جهانيان) اطلاقش شامل جهان انسان ، جهان اجنه ، جهان حيوانات ، جهان فرشتگان و جهان موجودات و كهكشانهاي ديگر خواهد بود.
جهاني بودن قوانين اسلام
مبرهن است كه دين و نياز به تفكر و انديشه ديني يك امر فطري است. اولاً فطري بودن آن ، جهاني بودنش را ثابت مي كند. زيرا فطرت هم در نهاد همه انسانها نهفته است و يك قانون استثناء ناپذير و عمومي است و هم امور فطري منوط و محدود به زمان و مكان و شرايط خاصي نيست.

هدف قانون
نظر اسلام به قانون ، نظر آلي است و نه ديد اصالي. به تعبير ديگر ، اسلام قانون را وسيله اصلاح ، عدالت و امنيت و.. مي داند. زيرا يكي از اهداف اساسي دين مقدس اسلام تربيت و مهذب كردن فرد و جامعه است و قانون زمينه ساز و وسيله تربيت ،اصلاح اعتقادي ، اخلاقي و تهذيت انسانها است و به وسيله قانون عدالت اجتماعي تحقق پيدا كرده و نظم اجتماعي عادلانه كه لازمه قطعي آن ، امنيت فردي و اجتماعي انسانهاست بر قرار خواهد شد.
جاودانگي قوانين اسلام
عقل بشر ، قانون گذار واقعي كسي را مي داند كه داراي صفات و ويژگيهاي زير باشد :
1-    انسان و تمام خصوصيات جسمي و روحي او را بشناسد. به طوري كه انسان شناس كامل باشد و از تمام رموزات وجود او ، عواطف ، اميال ، غرايز و شهوات و هوسها و مسايل فطري او اگاه باشد و تمامي استعدادها و لياقتهايي كه در فرد و جامعه نهفته و از كمالاتي كه با الامكان برايش ميسر است اطلاع داشته باشد.
2-    از تمامي پيامدهاي اشياي جهان و خصوصيات آنها ، از نظر هماهنگي و عدم هماهنگي با وجود انسان با خبر بوده و دقيقاً تمام مصالح و مفاسد كارهاي اجتماعي و فردي را بداند.
3-    از تمام حوادث آينده كه دور يا نزديك روي خواهد داد و در سرنوشت انسانها تأثيرگذاري داشته باشد ، مطلع باشد. در غير آن ، قانوني كه وضع مي كند موقتي خواهد بود و نياز دوباره به وضع قانون پيدا خواهد شد.
4-    از هر گونه لغزش و خطا و گناه مصون و معصوم باشد و با توجه به داشتن اراده قوي و شهامت در عين دلسوزي و مهرباني ، از هيچ قدرتي هراس نداشته باشد و اگر هراسي در كار باشد آنچه به عنوان ماده قانوني وضع گرديده ، حمل بر تقيه مي شود و هيچ گاه قانون محسوب نمي گردد.
5-    هيچگونه منافعي در جامعه بشري نداشته باشد تا مبادا در هنگام تنظيم قوانين ، منافع جامعه را در راستاي منافع خود قرباني كند. زيرا تجربه نشان داده كه قوانين امروزي حتي در حكومت هاي شرعي چه رسد به حكومت هايي كه فقط ادعاي اسلامي بودن دارند منافع فردي ، قومي ، نژادي ، ملي و جغرافيايي در نحوه قانون و افكار قانونگذاران مؤثر بوده و به گونه اي موجب ظلم اجتماعي و تعدي در بيت المال مسلمين گرديده است – كه خدا به حال آنان در روز حساب و جزا رحم  نموده و آنان را مورد عفو قرار دهد.
خطاب عام و جهاني اسلام
آياتي كه بيانگر هدف و انگيزه بعثت انبياي الهي و نبي گرامي اسلام (ص) است ، صراحت بر جهاني بودن بعثت و حكومت پيامبران دارد. آنچه از آيات استفاده مي شود اين است كه دين مقدس اسلام براي همه انسانها است و اين دين تا روز قيامت ، قانون الهي و شريعت آسماني محسوب شده و بر همه كره زمين نافذ خواهد بود.

فصل چهارم
حكومت اسلامي و عدالت اجتماعي
مفهوم عدالت
راغب اصفهاني در تعريف عدل آن را به معناي مساوات دانسته و آيه كريمه 90 سوره نحل «ان لله يأمر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربي» را چنين تفسير مي كند كه عدل مأمور به در آيه ، مساوات در مكافات است. يعني پاداش عمل خير به اندازه خودش و جزاي عمل شر نيز مساوي با خودش باشد ، اما احسان اين است كه پاداش عمل نيك مضاعف و جزاي عمل بد ، تخفيف پيدا كند.
شيخ طوسي مي نويسد : « عدالت در لغت آن است كه احوال انسان متعادل و متساوي باشد. »
علامه طباطبايي نوشته است : عدالت حق هر صاحب حقي از نيروها را به او دادن و در جايگاه مناسب خود قرار دادن است.
امام علي (ع) كه اسوه عدالت و الگوي دادگري است ، هم در عمل و هم از جهت نظريه تئوري ، چراغ روشن و نور افگن قوي فراراه اجرا كنندگان عدالت قرار داده و عدالت را به گونه اي تعريف مي كند  كه از آن قوت و استحكام آخرين تعريف (تعريف علامه طباطبايي) استفاده مي شود. بنابراين ، تعريفي كه از اتقان برخورداراست و به عنوان بهترين تعريف براي عدالت در اين نوشتار پيشنهاد مي شود همين تعريف آخر است.
عدالت و مساوات
هيچگاه هدف از عدالت برقرار نمودن تساوي رياضي ميان آنهايي كه عدالت در موردشان اجرا مي شود نخواهد بود. اگر چه به صورت قضيه موجب جزئيه ، در برحي موارد ميان عدالت و مساوات نه تنها منافاتي وجود ندارد ، بلكه بين آن دو تساوي و عينيت برقرار گرديده و عدالت همان مساوات است.
ارزش عدالت در اسلام
تعليمات مقدس اسلام نه تنها در زمينه هاي جهان ، انسان و اجتماع به صورت يك پديده جديد و تازه جلوه گر شد ، بلكه طرز تفكر پيروانش را تغيير داد. بدين معني كه برخي از ارزشها از قبيل تقوا را در بالاترين درجه رسانده و ارزشهايي را كه در ميان طوايف ابتدايي عرب صدر اسلام و قبل از اسلام ، از قبيل خون و نژاد و امثال اينها وجود داشت به حد صفر رسانده و بلكه ضد ارزشي قلمداد كرده است.
عدالت يكي از مسايلي است كه به وسيله اسلام ، جان تازه گرفته و ارزش فوق العاده اي پيدا كرده است. اسلام نه تنها به اجراي عدالت و رفتار عائلانه توصيه كرد ، بلكه ارزش آن را نيز بالا برد. امير عدالت گستر امام علي (ع) در اين خصوص مورد سؤال يك فرد باهوش و دقيق النظر از دو خصلت كه در هميشه تاريخ ، بشر از يكي (ستم) گريزان و ديگري (احسان بدون چشم داشت) را مورد ستايش قرار د اده است. قرار گرفت «العدل افضل ام الجود؟» آيا بهتر و برتر است يا بخشندگي ؟ به حسب ظاهر جو بالاتر و برتر از عدل است. زيرا عدل تجاوز نكردن به حقوق ديگران يا حفاظت از حقوق آنان است. در حالي كه جود و بخشش ، دادن حق خود به ديگران است. اما امام علي (ع) بر خلاف اين قضيه حكم فرموده است : «عدل جريانها را در مجراي طبيعي خود قرار مي دهد اما جود ، جريانها را از مجراي طبيعي خود خارج مي‌سازد. زير استحقاقهاي طبيعي و واقعي و دادن به هر كس به اندازه توانايي و شايستگي‌اش مفهوم عدالت را تشكيل مي دهد. عدالت قانوني است عام و مدير و مدبر كلي و شاملي  است كه همه اجتماع را در بر مي‌گيرد.در نتيجه برتر و بالاتر آن دو (عدل وجود) عدالت است. »
عدالت اجتماعي در اسلام
ايجاد حالت توازن ميان افراد اجتماع متناسب با وضع اجتماعي شهروندان از وظايف اساسي حكومت اسلامي است كه عدالت اجتماعي خوانده مي شود. حكومت جهاني اسلام در سياستها و فعاليت هاي خود بر مبناي عدالت اجتماعي بايد شرايطي را فراهم كند كه بيت المالاسلام به خوبي حفظ شود و وضعيت اجتماعي به گونه اي رخ بنمايد كه امكان رشد و دستيابي به امكانات براي عموم مردم فراهم شود.
مردم گرايي و عدالت
نقش اساسي عدالت اين است كه تمامي افراد جامعه را نسبت به برنامه هاي مجري عدالت دلگرم مي سازد. اين تأثيرگذاري بدان جهت است كه تمامي اطراف نيازهاي انساني همه مردم در سايه عدالت برآورده مي شود و مردم خود را موظف به سپاسگزاري مي بيند.
انعطاف ناپذيري اجراي عدالت
نحوه برخورد علي (ع) با خويشاوندانش روشن ترين دليلي است كه اين اصل عدم انعطاف در اجراي عدالت را ثابت مي كند. تمام دارايي و ثروت دنياي اسلام در اختيار فرزند ابوطالب است. حكومت علي (ع) به اندازه اي گسترده است كه ايران ، روم ، مصر و حجاز به عنوان استانهاي اين كشور پهناور اسلامي محسوب مي شود.

عدالت و حكومت ديني
يكي از مهمترين مسائلي كه در نهج البلاغه مورد تأكيد قرار گرفته و امام علي (ع) آن را با حساسيت ويژه اي مطرح كرده مسأله عدالت و حكومت است. براي شخص آشنا با اديان ديگر و ناآشنا به اسلام جاي تعجب و طرح اين سؤال باقي است كه چرا يك رهبر و حاكم ديني به اين گونه مسايلي كه با دنيا ، زندگاني دنيا و مسايل اجتماعي ارتباط دارد ارزش قايل است؟ اما آناني كه با اسلام و فلسفه و هدف بعثت انبياء الهي آشنا هستند و مي دانند كه قرآن در اين مورد فرموده : « ما رسولان خود را با دلايل روشن و آشكار فرستاديم و با آنها كتاب (آسماني) و ميزان (شناسايي حق از باطل و قوانين عادلانه) نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند. »
حكومت بر مبناي عدالت
يكي از اساسي ترين اصولي كه باعث دخالت دين در مسايل سياسي ، اجتماعي مي شود اين است كه هر چه مخالفت عدالت و كرامت انساني بود ، ملغي شود- ذكر كرامت انساني در كنار عدالت بدان جهت زيبا جلوه مي كند كه اگر عدالت ، دادن حق به صاحب حق و آن در جايگاه خود قرار دادن است ، عدالت است كه مي تواند هميشه كرامت انساني و حفظ سيادت او را به همراه داشته باشد.

فصل پنجم :
حكومت ديني و امنيت عمومي
اصطلاح امنيت از حيث شكل و محتوا ابهام آميز است ، آيا امنيت يك هدف ، يك  موضوع كاري ، يك مفهوم ، يك برنامه پژوهشي ، با يك رشته منظم علمي است؟ براي امنيت ، مفهوم واحدي وجود ندارد. امنيت ملي ، امنيت بين المللي و امنيت جهاني به مجموعه موضوعات متفاوتي اشاره دارند و هر يك از چارچوب تاريخي –  فلسفي متفاوتي ريشه مي گيرند. كداميك از اين اصطلاحات ، متقاعده كننده ترين تبيين را براي دگرگوني هاي بسياري كه در روابط امنيتي شاهديم به دست مي دهند؟ اگر هيچ يك از آنها متقاعد كننده نيست ، از دانشمندان علوم اجتماعي انتظار مي رود برنامه هاي پژوهشي مناسبي تدوين كنند كه نتايج رضايت بخش تري به بار آورند.
مفهوم امنيت
امنيت چيست و ماهيت آن كدام است ؟ يكي از اساسي ترين مسأله اي كه بايد مورد پژوهش و دقت قرار گيرد مفهوم امنيت است و به همين جهت مقوله امنيت از ديدگاه لغت و اصطلاح مورد ارزيابي قرار خواهد گرفت.
در فرهنگ فارسي عميد امن را بيم شدن ، بي ترسي ، اطمينان و آسايش ، آرامش قلب و ضد خوف معني كرده و امنيت را در «امان بودن» ايمني ، آرامش و آسودگي مي داند. در مفردات قرآن كريم آمده است : «اصل امنيت ، آرامش خاطر و برطرف شدن ترس و وحشت است. »
در زبان علمي امروز ، مفهوم امنيت در قالب يك پديده اي كه دولت ها به وجود آورده اند ، قابل تفسير است.
پيشينه تاريخي امنيت
اگر چه پرسابقه ترين ، دقيق ترين و جامع ترين نظر در مورد امنيت ، ديدگاه دين مقدس اسلام است و اين سخن در مباحث آتيه مطرح خواهد شد. اما انديشمندان ؛ ريشه بررسي‌هاي امنيت را به دو محرك توأمان يعني جنگ افزارهاي هسته اي و جنگ سرد باز مي‌گرداند.
جهاني شدن و امنيت
پديده جهاني شدن مهمترين پديده اي است كه حيات انسان در عصر حاضر را ، تحت تأثير قرار داده و بشر را از مرزهاي جغرافيايي بيرون مي برد. كارل يا سپرس مي گويد :
«ما در آستانه تحول تاريحي بزرگي قرار داريم ،ديگر آن جايي (outside ) وجود ندارد. جهان به هم نزديك شده است. يك زمين واحد داريم. در اين فضا تهديدات (threats) و فرصتها (opportunities) تازه روئيدن گرفته است. تمامي مسايل ضروري ما صبغه جهاني دارد. موقعيت فعلي ما بشري ( و نه ملي) است. »
امنيت در نگرش خواجه نظام الملك طوسي
خواجه طوسي ، امنيت را در فقره اي از سياست نامه اش به گونه اي مورد تأكيد قرار داده كه گويا هرج و مرج و آسيب هاي ناشي از آن ، تنها گرفتاري مردم است.
«ايزد تعالي در هر عصري و روزگاري ، يكي را از ميان خلق بر گزيند و او را به هنرهاي پادشاهانه و ستوده آراسته گرداند و مصالح جهان و آرام بندگان را بدو باز بندد و در فساد و آشوب و فتنه را بدو بسته گرداند و هيبت و حشمت او اندر دلها و چشم خلايق بگستراند ، تا مردم اندر عدل او روزگار مي گذراند و امن همي باشند و بقاي دولت همي خواهند ، و چون العياذ بالله از بندگان عصياني استخفا بر شريعت و يا تقصيري اندر طاعت و فرمان ه اي حق تعالي عز و جل ، پديدار آيد و خواد كه بديشان عقوبتي رساند و پاداش كردارايشان ، ايشان را بچشناند – خداي- ما را چنين روزگارمي نمايد و از چنين مدير مدبري دور دارد. هر آيينه شومي آن عصيان وخش و خذلان حق تعالي در آن مردمان اندر رسد ، پادشاهي نيك از ميان برود و شمشيرهاي مختلف كشيده شود و خونها ريخته آيد هر كه را دست قوي تر هر چه خواهد مي كند ، تا آن كه گناهكاران همه اندر ميان آن فتنه ها و خون ريزش هلاك شوند و جهان از ايشان خالي و صافي شود و از جهت شومي اين گناهكاران ، بسياري از بي گناهان در آن فتنه ها نيز هلاك شوند و مثال اين چنان باشد كه چون آتش اندر نيستان افتد هر چه خشك و تر باشد همه بسوزد و از جهت مجاورت خشك بسيار نيز از تر سوخته آيد. »
امنيت در نگرش اهل سنت
ضابطه اي كه در ميان اهل سنت از جايگاه  محكمي برخوردار است اين است كه تحمل جور وستم حاكمان به پاس امنيت و مصلحت امت اسلام بهتر از ناامني و آشوب ناشي از عصيان در برابر ستمگران است و بيش از چند قرن به اين انديشه عادت كرده بودند و لذا قيام ملتهاي ترك و عرب بر ضد حكومت هاي مستبد و تقاضاي حقوق مدني و سياسي مساوي براي همه اتباع يك مملكت بدعت بزرگ در تاريخ انديشه سياسي اهل سنت محسوب مي شد.

امنيت در حكومت علي (ع)
يكي از اساسي ترين اصلي كه به عنوان بار ارزشي حكومت مطرح است و مي تواند به حكومت ارزش دهد ، امنيت است. امام علي (ع) فرمود : «پروردگارا!تو مي داند كه آنچه زير ما سر زد ، نه براي اشتياق در سلطنت بود و نه براي خواهش چيزي زياده از خرده ريز دينا ، بلكه براي اين بود كه نشانه هاي دين تو را بازگردانيم و اصلاح را در شهرهايت آشكار سازيم ، تا بندگان ستمديده تو ايمن گردند و حدود فرو گذشته است بر پاي گردد. »
مي بينيم كه حاكم عدالت گستر اسلام حضرت علي (ع) اهداف حكومتي خويش را ، پس از نفي قدرت طلبي و رسيدن به دنيا ، سه چيز عنوان كرده است.
الف ) آشكار ساختن اصلاح در شهرها ، اين سخن امام (ع) عام است و شامل هر نوع اصلاح ، اعم از اصلاح امور سياسي ، اجتماعي ،اقتصادي ، فرهنگي ، اخلاقي و.. مي باشد.
ب ) ايمن سازي بندگان ستمديده اي كه هميشه در اثر ناامني ها تحت ستم بوده اند.
ج ) بر پايي حدود الهي
نقش امنيت در نظام اجتماعي
اهميت و نقش امنيت در نظام اجتماعي تا جايي است كه هر عاملي كه باعث ايجاد خلل در امنيت شود ، وظيفه اسلامي و انساني بر جلوگيري از اين عمل بوده و بايد آن  عامل را نابود كرد تا امنيت دوباره برقرار گرديده با امنيت متزلزل ، دوباره ثبات و استقرار پيدا كند. با توجه به اصل مسلمي كه در ميان انسانها حاكم است و آن زندگي در جامعه و در ميان اسنانها است به گونه اي كه زندگي به دور از جامعه انساني مقدور نخواهد بود. لازمه زندگي اجتماعي برقراري امنيت است.
اهميت امنيت در فقه اسلامي
قوانين مجازات كه از برنامه هاي  اصولي است و براي متخلفين وضع مي شود ، براي جلوگيري از لجام گسيختگي در برابر قانون ، عامل بازدارنده از فساد است. در فقه اسلامي سخت ترين مجازاتها براي كساني تعيين گرديده كه امنيت جامعه را دچار مخاطره كرده اند.
رابطه امنيت و سلامت روابط اجتماعي
آيا امنيت ضامن اجرايي براي سلامت روابط اجتماعي و جامعه است يا روابط اجتماعي ضامن اجرايي براي امنيت محسوب مي شود؟ سوالي است كه در بدو نظر ذهن انسان را به خود مشغول مي كند. با يك رويكرد اجتماعي مي توان ادعا كردكه هر دو مقوله امنيت و روابط اجتماعي در يك تعامل دو سويه قرار داشته و هر دو دوروي يك سكه اند. زيرا هر كدام به نوبه خود زمينه ديگري را فراهم مي كند ، ولي از آنجايي كه امنيت زمينه ساز سلامت روابط اجتماعي ا ست و در صورت فقدان امنيت (ناامني) روابط اجتامعي با چالشهايي مواجه خواهد شد ، بدين جهت امنيت زمينه ساز سلامت روابط اجتماعي مي باشد و از آنجايي كه افراد جامعه و روابط اجتماعي ايجاد گر امنيت و نحوه برخورد مردم با يكديگر و تعامل دولت و مردم ، امنيت ساز يا اخلال در امنيت است ، روابط سالم اجتماعي مي تواند در ايجاد امنيت نقش داشته باشد و بدينصورت تصور ايراد دور يا توقف هر يكي از دو مقوله بر ديگري و در نتيجه توقف هر يك بر خودش ، قابل دفع خواهد شد.
امنيت و رفاه اقتصادي
با توجه به اينكه در سايه امنيت ، مردم با آرامش خاطر و اطمينان تمام مي تواند ، برنامه هاي اقتصادي شان را تنظيم نمودن و در راستاي انجام برنامه هاي از پيش تعيين شدن شان به فعاليت بپردازند ، امنيت نقش اساسي در روند اقتصاد جامعه ايفا خواهد كرد.
«خداودن (براي آنها كه كفران نعمت مي كنند) مثلي زده است.منطقه آبادي را كه امن  آرام و مطمئن بوده و همواره روزيش به طور وافر و از هر مكاني فرا مي رسيده ، اما نعمت خدا را كفران كردند و خداوند به خاطر اعمالي كه انجام مي دادند ، لباس گرسنگي و ترس را در اندام شان پوشانيد. »

بخش دوم
زمينه ها و شرايط تحق حكومت جهاني اسلام
گواهي فطرت و اديان بر تحقق حكومت جهاني
نشانه هاي فطري بودن تحقق جهاني اسلام و حاكميت مصلح بزرگ كه جهان را به نفع حق و عدالت دگرگون خواهد كرد و كشتي شكسته نشسته در گردابهاي مخوف را به ساحل نجات رهنمون خواهد شد ، يكي انتظار عمومي همه انسانهاي عالم و پيروان اديان و مذاهب براي يك مصلح بزرگ جهاني است. اعتقاد به ظهور يك نجات بخش بزرگ براي التيام بخشيدن زخمهاي جانكاه بشريت كه در سايه حكومتش شام سياه قيرگون به صبح اميد مبدل گرديده و ابرهاي تير و تاره و طوفان مرگبار و سيل ويرانگر برطرف شود ، يك باور ريشه دار و عمومي در ميان همه اقوام و مذاهب شرق و غرب بوده است.
«دور دنيا تمام شود به پادشاه عادلي در آخر زمان ، او پيشواي فشتگان و برپايان و آدميان باشد. راستي حق با او باشد و آنچه در درياها و زمينها و كوهها پنهان است همه را به دست آورد. از آسمان و زمين آنجه باشد خبر مي دهد و بزرگتر از او كسي به دنيا نيايد. »
وعده قطعي الهي
قطعي بودن تحقق حكومت جهاني اسلام و ظهور حضرت حجت حق (ع) اگر چه حد ضرورت رسيده و غيرقابل انكار است ولي وعده هاي خداوند در قرآن اين باور را بيشتر تقويت و تأييد مي‌كند: «در زبور بعد از ذكر «تورات» نوشتيم : بندگان شايسته ام و ارث (حكومت) زمين خواهند شد. »
و بي شك اين وعده الهي روزي تحقق خواهد يافت. روزگاري كه فرعون مردم را به استضعاف كشانده بود فرمود : « ما مي خواهيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را به پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم. »

قطعي بدن تحقق حكومت جهاين اسلام
روايات زيادي در منابع شيعه و سني وجود دارد كه تحقق حكومت جهاني اسلام و ظهور حاكم عدالت گستر و مصلح بزرگ و منجي بشر حضرت مهدي(عج) را نويد مي دهد. در رسالهاي كه از طرف «رابطه العالم الاسلامي» از مراكز ديني اهل حجاز انتشار يافته ، چنين آمده : او آخرين خلافي راشدين دوازه گانهاست كه پيامبر (ع) در احاديث صحاح  از آن خبر داد. احاديث مهدي از بسياري از صحابه پيامبر گرامي اسلام نقل شده است و بيست نفر از صحابه را نام برده ، اضافه مي كند (غير از آنها نيز گروه بسياري احاديث ديگري را نقل كرده اند.... ) بعضي از دانشمندان اهل سنت كتب خاصي پيرامون اخبار مهدي نوشته اند از جمله : ابونعيم اصفهاني، ابن حجر هيتمي ، شوكاني ، ادريس مغربي ، ابوالعباس و ابن عبدالمومن هستند.

فصل اول :
شرايط سياسي ، اجتماعي حكومت جهاني حضرت مهدي (ع)
در حوزه انديشه هاي مذهبي ، تعريف جامع يك مفهوم ، مستلزم تحقق جميع شرايط و فقدان تمامي موانع است. باالتفات به اينكه در ميانه آن دو ، در بسياري از موارد تقابل عدم و ملكه بر قرار است ، بر آن شديم تا شرايط و موانع را در قبال همديگر و نه در فصول جداگانه بررسي نمائيم.
1-    ناامني و بي عدالتي
هر چه افراد رفتار كلي سيستم اجتماعي را عادلانه تر بدانند ، تعهد آنان براي حفظ و توسعه آن بيشتر مي شود. شيوع رفتارهاي غيرمنصفانه در جامعه ، روحيه فداكاري افراد را كاهش مي دهد و افراد را بر عليه سيستم اجتماعي بر مي انگيزاند. زيرا انسانها در برابر بي‌عدالتي‌ها، واكنش نشان مي دهند. اما با برپايي عدالت همه مردم نسبت به جان ، مال ، ناموس و آبرويش احساس امنيت مي كنند و به آرامش همه جانبه دست مي يابند.
امير مومنان علي (ع) فرمود : «عدالت نگهبان توده مردم است. »
2-    علل پيدايش فساد
فساد و فتنه هاي اجتماعي چيزي نيست كه منحصر د ر برخورد هاي اجتماعي غربي ها باشد. بلكه حتي در ميان مسلمانان نيز فجايع غيرقابل وصف تحقق پيدا مي كند.
علل اساسي فتنه و فساد اجتماعي امور زير قلمداد گرديده :
1-    پيروي از هواي نفس
2-    بدعت و تشريع
3-    اتكاء به ظالمين
عوامل و انحطاط جوامع انساني
اگر چه مي توان عوامل انحطاط را يكي يكي فهرست نموده و به صورت مفصل مورد دقت قرار داد ، ولي از آن جهت كه سخن در پيرامون موانع ظهور حضرت مهدي (ع)و حكومت جهاني اوست و جامعه اي از بركات حكومتش محروم است كه گرفتار عواملي گرديده كه آنان را دچار انحطاط و مذلت خواهد كرد. قابل يادآوري است كه لازم نيست آن عوامل را از قبيل بي عدالتي ، ظلم ، كشتار جمعي ، تعصبات قومي و قبيله اي ، نژادي ، لساني ، جغرافيايي و.. عنوان كرد بلكه كوچكترين برخوردهاي ضد اخلاقي مي تواند باعث انحطاط جامعه شود.
به هر حال در اين فراز موارد چندي از مشكلات اجتماعي ، تحت عوامل يا علل انحطاط جوامع انساني مطرح مي شود.
الف – زبان
بديهي است كه زبان كانالي است براي ارتباط با قلوب و عواطف انسانها به همديگر و در نتيجه رشد شعور جمعي ، عامل زبان نه يك عنصر سازنده ، بلكه عاملي محصول مليت است و با سنن معيني جلوه گري داشته ولي اين جوله و ظهوري موقت است و تنها حكم انگيزنده توده ملت را دارد. اگر جهاني بودن اسلام و تعليمات اسلامي به اثبات رسيده است به جاي توجه به زبان هاي ملي – كه گاهي توجه بيش از حد به زبان ، باعث جدايي امت واحده اسلام گرديده و در تعارض با جهاني بودن اسلام ، قوانين اسلامي و حكومت واحد جهاني اسلام قرار مي گيرد- توجه مسلمانان به زبان قرآن معطوف گرديده و به جاي اينكه زبان انگليسي زبان بين المللي معرفي شود ، زبان عربي به عنوان يك زبان جهاني (بين المللي) جايگزين آن گزينه شود كه در سايه دوام و استمرار قرآن از دوام برخوردار خواهد بود.
ب – نژاد
پژوهش هاي تاريخي و جامعه شناسنانه ، اذعان مي دارد كه همه نژادهاي بشري در صورت حضور شرايط اجتماعي و اخلاقي معين ، مي توانند از تمام خصوصيات انسانها برخوردار شوند. چنانكه با ظهور اسلام و ارمغانهاي اخلاقي و سنتهاي انقلابي توحيدي و عدالت اجتماعي ، اعراب قبل از اسلام كه مجمعي از تعصبات و نزاعهاي قبيله اي و خرافات ، ناشي از آن بود ، به صورت متمدن ترين جامعه انساني تغيير كرد. مشتركات ناشي از خصوصيات نژادي ، پيش از آنكه همبستگي ايجاد كند ، يا جدايي مي آفريند و يا مليتي ناپايدار مي سازد ، اقوامي كه از ابتداء اهل حنگ و تيز و حمله و غارت بودند ، يا مضمحل شدند و يا در گذر تاريخ شان عوامل ربط دهنده ، ديگري از مقوله هاي اخلاقي و اجتماعي پيدا شده و مايه وحدت ايشان گرديده است.
ج – ملي گرايي (ناسيوناليسم)
واحد اجتماعي ، خواه خانواده يا قبيله و يا ملت با نوعي احساسات و تعصبات و جانبداري همراه است و از آن جهت كه مليت از خانواده خودخواهي است كه از حدود فرد و قبيله به افراد يك ملت تجاوز كرده با عوارض اخلاقي خودخواهي از قبيل : تعصب ، عجب ، نديدن عيب خود ، بزرگتر ديدن خوبيهاي خود ، تفاخر و امثال اينها همراه است و پايه خدامحوري و عدالت خواهي را سست مي كند. بنابراين جزء موانع حكومت خدا محور و عدالت گستر محسوب مي‌شود.
3- گسترش ظلم و فساد اجتماعي
در بسياري از روايات اسلامي وارد شده «كما ملنت ظلما و جورا».  (همانگونه كه جهان پر از جور و ظلم شده باشد) در باب علائم ظهور امام زمان (ع) نيز گسترش ظلم و فساد ، انحرافات اخلاقي و انواع مفاسد اجتماعي و تجاوز به حقوق ديگران كه هر كدام ، خود عاملي براي توسعه فساد محسوب مي شود ، از نشانه هاي ظهور و حاكميت جهاني عدالت گستر و مصلح بزرگ حضرت مهدي (ع) تلقي گرديده كه اين خود از موانع ‌ظهور و حاكميت منجي عالم بشريت به شمار مي‌رود.
امام صادق (ع) مي فرمايد:
براي صاحب الامر غيبتي است طولاني ، هر كسي در اين دوران بايد تقوا داشته باشد و در دين خود چنگ زند. » علاوه بر تدين و تقوا پارسا باشد . زيرا موانع و مشكلات جامعه ، قبل از ظهور و عصر انتظار بسيار گسترده و فريبنده است.
امام صادق (ع) فرمود : «... آيا مي داني ، كسي كه در  انتظار حكومت جهاني امام زمان (ع) به سر مي برد ، ترس و آزار را تحمل مي كند ، فرد در اختيار ماست ؟
1-    هنگامي كه ببيني حق و اهل حق از بين رفته اند.
2-    هنگامي كه ببيني ظلم و ستم همه جا را فرا گرفته است.
3-    هنگامي كه ببيني قرآن فرسوده و بدعتهاي از روي هوا و هوس در مفاهيم آن آمده است.
4-    هنگامي كه ببيني آيين خدا (عملاً) بي محتوا شده همانند ظرفي كه آنرا واژگون سازند.
5-    هنگامي كه ببيني اهل باطل بر اهل حق پيشي گرفته اند.
6-    هنگامي كه ببيني بيرون رفتن از راه خدا آشكارا انجام مي شود و مردان به مردان و زنان به زنان قناعت مي كنند.
7-    هنگامي ببيني افراد با ايمان سكوت اختيار كرده اند و حرفشان شنيده نشود.
8-    هنگامي كه ببيني شخص فاجر و فاسق دروغ مي گويد و كسي رد نمي كند.
9-    هنگامي كه ببيني كوچكترها احترام بزرگترها را رعايت نمي كنند.
10-    هنگامي كه ببيني پيوند خويشاوندي بريده شده است.
11-    هنگامي كه ببيني مداحي و چاپلوسي فراوان شده است.
12-    هنگامي كه ببيني آشكارا شراب نوشيده شود.
13-    هنگامي كه ببيني راههاي خير منقطع و راههاي شر مورد توجه قرار گرفته است.
14-    هنگامي كه ببيني حلال تحريم شود و حرام مجاز شمرده شود.
15-    هنگامي كه ببيني قوانين و فرمانهاي ديني طبق تمايلات اشخاص تفسير شود.
16-    هنگامي كه ببيني از افراد باايمان چنان سلب آزادي شود كه جز با دل نتواند ابراز تنفر كنند.
17-    هنگامي كه ببيني سرمايه هاي عظيم در راه خشم خدا (و فساد و ابتذال و ويراني و شهوت و شهرت ) صرف گردد.
18-    هنگامي كه ببيني رشوه خواري در ميان كاركنان دولت رايج گردد.
19-    هنگامي كه ببيني پست هاي حساس به مزايده گذارده شود.
20-    هنگامي كه ببيني (بعضي از) مردان از خودفروشي زنان خود ارتزاق كنند.
21-    هنگامي كه ببيني قمار آشكار گردد. (حتي در پناه قانون)
22-    هنگامي كه ببيني (بعضي از ) زنان خود را در اختيار اهل كفر قرار دهند.
23-    هنگامي كه ببيني سرگرمي هاي بچه گانه چنان رواج پيدا كند كه هيچ كس از آن جلوگيري نكند و جرأت جلوگيري نداشته باشد.
24-    هنگامي كه ببيني مساجد را به زيورها آرايش كنند.
25-    هنگامي كه ببيني براي غير خدا به جهاد و حج خانه خدا بشتابند.
26-    هنگامي كه ببيني ويرانگري ( به وسيله جنگها) بر عمران و آبادي پيشي مي گيرد.
27-    هنگامي كه ببيني درآمد زندگي بعضي ، تنها از طريق كم فروشي مي شود.
28-    هنگامي كه ببيني كساني هستند با سرمايه فراوان ، در حاليكه در عمرشان حتي يك مرتبه مالشان را پاك نكرده اند.
29-    هنگامي كه ببيني مردم ، عصرها در حال نشئه و صبحگاهان مست اند.
30-    هنگامي كه ببيني مردم سنگدل شوند( و عواطف مرده باشد)
31-    هنگامي كه ببيني عالم متخصص و فقيه در راستاي دنيا طلبي و رياست (غير دين) آگاهي و تخصص كسب مي كنند.
32-    هنگامي كه ببيني مردم طرفدار كسي باشند كه پيروز است (خواه بر حق باشد يا باطل)
33-    هنگامي كه ببيني آنها كه به دنبال حلال هستند نكوهش مي شوند و آنها كه به دنبال حرامند مدح و ستايش
34-    هنگامي كه ببيني آلات لهو و لعب (حتي) در مكه و مدينه آشكار گردد.
35-    هنگامي كه ببيني اگر كسي اقدامبه امر به معروف و نهي از منكر كند ، به او توصيه مي كنند كه اين كار وظيفه تو نيست.
36-    هنگامي كه ببيني مردم همه به يكديگر نگاه مي كنند و از فاسدان شرور تقليد مي نمايند.
37-    هنگامي كه ببيني هر سال ، فساد و بدعت نو پيدا مي شود.
38-    هنگامي كه ببيني مردم و محافل ، همه پيرو ثروتمندان خودخواه مي شود.
39-    هنگامي كه ببيني در حضور جمع ، همانند چهارپايان مرتكب اعمال جنسي مي شوند.
40-    هنگامي كه ببيني اموال زياد در راه غيرخدا صرف مي كنند، اما در راه خدا از كمي مضايقه دارند.
41-    هنگامي كه ببيني حكومت به دست زنان مي افتد و زنان بر هر كاري چيره مي شوند و چيزي جز مطابق هواي نفس انجام نمي دهند.
42-    هنگامي كه ببيني افرادي پيدا مي شوند كه اگر يك روز گناه كبيره اي انجام ندهند غمگين‌اند.
43-    هنگامي كه ببيني نسيمها به سود منافقان مي ورزند و هيچ جرياني به سود افراد با ايمان نيست.
44-    هنگامي كه ببيني مساجد پر از كساني است كه از خدا نمي ترسند.
45-    هنگامي كه ببيني دادرسان بر خلاف فرمان خدا قضاوت مي كنند.
46-    هنگامي كه ببيني مردم نسبت به وقت نامز بي اعتنا مي شوند.
47-    هنگامي كه ببيني تمام همت مردم شكم و فرج شان است.
48-    هنگامي كه ببيني حتي كمك به نيازمندان با توصيه و پارتي بازي صورت مي گيرد نه براي خدا بلكه براي رضايت مردم.
49-    هنگامي كه ببيني امكانات مادي و دنيوي فراوان مي گردد و دنيا به مردم روي مي آورد.
50-    هنگامي كه ببيني پرچمهاي حق پرستي فرسوده و كهنه مي گردد.
در چنين زماني مراقب خويش باش! و از خدا تقاضاي نجات و رهايي از اين وضع ناهنجار كن! (كه فرج نزديك است.)


فصل دوم
شرايط اقتصادي حكومت جهاني حضرت مهدي (ع)
نقش اقتصاد و حفظ قدرت مالي و امكانات اقتصادي چه در پيروزي نهضت ها و حركت اصلاحي و چه در گسترش و يا بقاي آن ، بسيار مؤثر و چشمگير بوده و هست. زيرا هر گونه حركت تغيير آفرين هر جامعه و فرد ، در موارد مختلف ، نيازمند پشتوانه مالي و كمك اقتصادي است. قرآن كريم اقتصاد و ثروت را مايه قوام و ثبات زندگي شمرده است. «اموال خود را كه خداوند وسيله قوام زندگي شما قرار داده ، به دست سفيهان نسپاريد و از آن ، به آنها روزي دهيد. »
ناكارآمدي اقتصاد جهاني
امروزه اقتصاد «جهاني يا نيمه جهاني» رو به جهاني شدن است. جهاني شدن اقتصاد بدين معني است كه سياست هاي پولي و مالي حكومت هاي ملي ، تحت سيطره تحركات بازارهاي بين المللي هستند.
پارادوكس اقتصاد و سرمايه داري
تضاد نظام سرمايه داري كه ناظر به شكاف و ناهماهنگي ميان بنا و مبناي سرمايه داري است. سرمايه داري مبتني بر آموزه هاي دولت مدني جامعه ، شهروندي ، جامعه مدني و غيره چگونه بانظام جهاني شدن سازگار است؟! در نظام سرمايه داري هميشه ميان سود سرمايه دار و نياز مردم تضاد حل ناشدني موجود است. زيرا سود سرمايه داري كه از فردگرايي و قراردادگرايي سرچشمه مي گيرد ، با نياز جمعي ناسازگاري دارد. اگر گاهي شاهد توجه به دولت رفاه ه ستيم ، در اثر رقابت با بلوك شرق (روسيه) بوده و نه از باب دلالت ذاتي ، ولي امروزه جنبش هاي اقتصايد در غرب با صبغه ماركسيستي در حال شكل گيري است.
اقتصاد آشفته غرب
با توجه به وابستگي شديد اقتصادي آمريكا كه روزانه 8 تا 9 ميليون بشكه نفت وارد مي كند ، ا گر نفت به قيمت 30 دلار محاسبه شود ، در يك سال بيش از يكصد ميليارد دلار براي تأمين سوخت آمريكايي هاي نياز است. تعبير علي اكبر هاشمي رفسنجاني در ذيل اين عنوان نقل مي‌شود :
«از لحاظ اقتصادي فكر مي شود آنجا بهشت دنيا است. آمريكا مقروض ترين كشور دنيا است. بدهي هاي خارجي و داخلي فراوان دارند كه ارقام آن ، سرسام آور است اما سيستم آن به گونه‌ا‌ي است كه عمل مي كند و اين بدهكاري را مي پوشاند. »
تجمل گرايي و تشديد فقر
فقر سرآغاز بسياري از مفاسد و بدبختي هاي فردي و اجتماعي مي شود و در مورد اين حقيقت امام علي (ع) خطاب به فرزندش محمد فرموده است : « از فقر به خدا پناه ببر كه فقر براي دين زيان دارد و خرد را سرگردان مي كند و دشمني مردم را بر مي انگيزاند. »
پيامدهاي تجمل گرايي و رفاه زدگي
تجمل گرايي و زياده روي در مصرف ، خوش گذراني و تكلف در پذيراييها و مراسم پوشاك ، مسكن ، و وسايل نقليه ، از نظر اسلام مردود و مطرود است. ولي متأسفانه امروزه در موارد زيادي ذخاير حكومت جهاني اسلام (بيت المال) صرف ترويج زندگي بهتر و برتر و همراه با تجمل مي گردد. اين امر علاوه بر اينكه فقر اقتصادي و احساس نيازمندي مردم را شدت مي‌بخشد، نتايج منفي و پيامدهاي نامطلوب را بر جاي مي گذارد.

پيامدهاي منفي تجمل گرايي
1-    صدها هزار پسر و دختر جوان ، از تشكيل خانواده محروم مي شوند و در نتيجه سعادت و امنيت همه جامعه دستخوش تهديد ناشي از مفاسد گوناگون اجتماعي خواهد شد.
2-    مرگ هزاران انسان مستمندي كه توان درامان ندارند ، در حالي كه قصري براي يك جفت همسر با صرف ميليون دلار آماده گرديده و جز دلخوشي صاحب آن هيچگونه استفاده ديگري ندارد.
3-    ذلت يا احساس ذلت براي عده اي بينوايان و در فرجام دست زدن به قتل، دزدي، خودكشي، اعتياد و بدبختي‌هاي ديگري كه هم خودش را و هم جامعه اش را مبتلا خواهد كرد.
4-    رو آوردن به كفر و بيگانه : راستي آمار آناني كه به خاطر تجملات اقتصادي و احساس فقر ناشي از آن به كشورهاي بيگانه آواره درآمدهاي اقتصادي هستند به كجا رسيده ؟!
5-    رشوه‌خواري مأموران و دست‌اندركاران دولتها كه ملل سراسر دنيا را به فرياد آورده است.
6-    قاچاق بين المللي به ويژه مواد مخدر كه حداقل نتيجه اش بدبختي بسياري از جوانان جوامع مختلف بشري است.
7-    آدم ربايي ها و كشتارهاي فجيعانه ، به خصوص كشتارهاي جمعي ناشي از تجاور كشورهاي قدرتمند
8-    اختراع و انتشار منع باروري و بدتر از همه تجويز قانون آن
امثال موارد مزبور كه از شمارش همه آنها مثنوي هفتاد من كاغذ شود. بنابراين فقر اقتصادي يا به تعبير رساتر ، احساس فقر و تجمل گرايي با توجه به پيامدهاي منفي آن ، از موانع بسيار عمده و اساسي حكومت جهاني حضرت مهدي (ع) است كه با فقد آن كم كم زمينه هاي حكومت حاكم مقتصد (ع) فراهم خواهد شد.

جايگاه دنيا در حكومت ديني
از ديدگاه اسلام حرص ، تجمل گرايي ، حب دنيا و فخر به مال مورد نگوهش قرار گرفته ، به تعبير رساتر دنيا را براي دنيا با عنوان تكاثر (افزون طلبي و تفاخر) و استكبار و استعلام خواستن مذموم و بر ضد ارزشهاي انساني است.

فصل سوم :
شرايط فرهنگي حكومت جهاني حضرت مهدي (ع)
نگهباني و حفظ فرهنگ ديني در ميان افراد و اجتماع لازم و ضروري است و بايد فرهنگ اسلامي و ديني مظاهر سنتي و عيني و انگاره هاي ذهني و فكري رشد پيدا كند تا مردم به يك نوع خودآگاهي رسيده و از ظهور و حاكميت جهاني عدالت گستر و منجي انسانيت به عنوان يك ضرورت اجتماعي استقبال نمايند.
الف – موانع فرهنگي حكومت جهاني حضرت مهدي (ع)
1-    تعصبات شديد ديني : پيروان ا ديان براي رفع اين مشكل اگر از وساي دست داشته و مرسوم از قبيل حمله مسلحانه ، تبليغات سرسام آور فرهنگي ، تهديد و تطميع در راستاي حكومت جهاني واحد استفاده كرده اند كارايي چنداني نداشته  لذا لازم است راه چاره اي انديشيده شود. بنارباين جهل زدايي به عنوان راهكار اساسي پيشنهاد مي شود. زيرا خداوند كفر بيشتر آنان سخن ميگفتند و همه چيز را در برابر آنان جمع مي نموديم ، هرگز ايمان نمي آوردند ، مگر آنكه خدا بخواهد! ولي بيشتر آنها نمي دانند.
2-    رقابت شديد استثماري و سياسي بين دولتهاي شرق و غرب و هجوم وسيع فرهنگي كليسا و غرب براي انحراف مسلمانان
3-    اختلاف مذهبي در ميان مسلمانان ، براي گسترش اسلام و تحقق حكومت واحد جهاني تقويت جبهه فرهنگي و همبستگي فكري در پرتو اخلاق نيكو به  عنوان يك امر ضروري و لازم مطرح است.
4-    كاهش نقش رسانه هاي سنتي ديني : امروزه اصلي ترين ابزار جهاني شدن ، رسانه هاي ارتباطي در حيطه فرهنگي است. رسانه هاي سنتي ديني در جوامع  اسلامي مانند منبر ، مسجد ، مجالس وعظ و عزداري اصلي ترين ابزار دينداران و براي گسترش فرهنگ ديني  است و اگر تحت تأثير رسانه هاي جديد نتواند ادامه حيات دهند ، انتقال پيامهاي ديني و فرهنگ سازي ديني با چالش جدي مواجه خواهد شد.
5-    نگاه اقتصادي به علم و دانش : علم در خدمت اقتصاد به صورت سوداگري يكي از موانع جدي جوامع بشري است.
6-    قطب بندي هاي دروني
7-    عدم اعتمد و تأكيد زيباد بر تفاوتهاي فرهنگي
8-    تقليد از فرهنگ غرب (فرهنگ زدگي)
ب ) زمينه هاي فرهنگي حكومت مهدوي
نقش آگاهي در ايجاد زمينه حكومت جهاني حضرت مهدي (ع) امر بديهي جلوه مي كند آگاهي و احساس ضرورت ناشي از آن است كه مي تواند زمينه پذيرش حكومت جهاني اسلام را در انسانها ايجاد نمايد. يكي از اساسي ترين فلسفه بعثت انبياي الهي نيز آگاهي دادن به مردم است.
يكي از عواملي كه باعث مي شود انسان از مفاسد اقتصادي نجات يافته و به سوي دانش گرايش پيدا كرد استغنا است. امام صادق (ع) مي فرمايد:«اگر ميان مردم عدالت رعايت شود همه بي نياز خواهند شد. »
لطفاً ادامه مطلب را در لينك زير مشاهده فرمائيد:
 
 

 

 

 

 

لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را

 

با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛

 

Email: mahdiyarahmadi@gmail.com

 

در میان گذارید.

 

 

+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۹/۰۷ساعت 8:25  توسط مهدي ياراحمدي خراساني  |