|
نظارت در سازمان هاي مجازي ... monitoring «سازمان مجازي» ازجمله مفاهيم جديد در مطبوعات مديريت است غلامرضا كريمي
برخي ديگر سازمان مجازي را الگوي اجتماعي تلقي مي كنند كه افراد و گروههاي كاري را در اماكن جغرافيايي مختلف به هم پيوند مي زند و امكان ايجاد ارتباط و تعامل ميان آنها را فراهم مي سازد (BARRY & ELMES, 1997) . اين نويسندگان دو ويژگي دسترسي جهاني و استقلال مكاني را به طور صريح و ضمني معرف سازمان مجازي قلمداد مي كنند. از اين روست كه برخي سازمان مجازي را صورتي از ارتباطات راه دور شناخته و پيدايش آن را درنتيجه توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات دانسته اند. توسعه اين فناوري به پيدايش پديده ديگري تحت عنوان «اداره مجازي» نيز انجاميده كه رابطه نزديكي با مفهوم سازمان مجازي دارد. بدين مفهوم كه با ايجاد و توسعه وسايل و ابزارهاي نوين اطلاعاتي و ارتباطي، اين امكان فراهم شده كه فناوري جاي فضاهاي فيزيكي واحدهاي اداري را گرفته و كاركنان متحرك جايگزين كاركناني شوند كه به محل كار ثابت نياز دارند. انعطاف پذيري و توانايي پاسخگويي سريع به نيازها و تغييرات، استقلال بيشتر كاركنان در كار كه به افزايش انگيزه شغلي آنان منجر مي شود، و نيز كاهش هزينه ها ازجمله مزاياي اداره مجازي است. هدف كليدي يك سازمـــان مجازي نيز دستيابي به حداكثر انعطاف پذيري و توانايي واكنش سريع به نيازها و تطابق با تغييرات محيطي است. ازطرفي ايجاد ارتباط و هماهنگي بين گروههاي كاري كه در نقاط مختلف پراكنده اند، و يا واحدهاي مختلف از سازمانهاي متفاوت كه متصدي اجراي بخشي از فعاليتهاي يك سازمان مجازي شده اند، به گونه اي كه به تحقق هدف فوق بينجامد، بدون بهره گيري از فناوريهاي جديد اطلاعــاتي و ارتباطي مستقل از مكان مقدور نمي نمايد. بنابراين، منطقي است كه يك «سازمان مجازي» جهت نيل به اهداف كليدي خود، از «اداره مجازي» استفاده كند. ريموند مايلزو چارلزاسنو (R.MILESC.SNOW) معتقدند كه سازمانها براي اينكه بتوانند در ايجاد هماهنگي ميان خود و محيط توفيق يابند&، بايد سه مسئله مرتبط به هم را حل كنند: مسئله خلاقيت و كارآفريني، مسئله فني و مهندسي و مسئله اداري (MILES SNOW, 1978) . مسئله كارآفريني به انتخاب قلمرو فعاليت سازمان مربوط مي شود؛ مسئله مهندسي مشخصاً متوجه فناوري و سازوكاري است كه وروديهاي سازمان را به خروجيهاي مطلوب تبديل مي كند و مسئله اداري بر سازماندهي، شيوه هاي كنترل و الگوي ارتباطات تمركز مي يابد. از اين رو مي توان گفت كه «سازمانهاي مجازي» دست كم بخشي از مسائل اداري و مهندسي خود را ازطريق «اداره مجازي» حل مي كنند. ازجمله پديدارهاي ديگري كه در ارتباط با مفاهيم سازمان مجازي و اداره مجازي پابه عرصه وجود گذاشته، تله كاميوتينگ (TELE COMMUTING) است كه با نيروي محركه فناوري، امكان ايجاد و توسعه اين اشكال جديد سازماني را فراهم آورده است. تله كاميوتينگ به معني كاركردن در خارج از محل كار متعارف، مثلاً در خانه، و برقراري ارتباط با محل كار متعارف ازطريق فناوري مبتني بر رايانه است (NILLES,1994). تله كاميوتينگ ارتباطات مبتني بر رايانه را جايگزين سفرهاي فيزيكي به سازمان كرده است. برآوردها حاكي از آن است كه در سال 2000 ميلادي، 44 ميليون نفر (بالغ بر 40 درصد نيروي كار) در ايالات متحده از اين فناوري استفاده مي كرده اند (KURLAND EGAN.1999). در اين مقاله منظور ما از سازمان مجازي، نوعي ساختار اجتماعي است كه ازطريق اداره مجازي و تله كاميوتينگ امكان ايجاد ارتباط و تعامل ميان افراد و گروههاي كاري را در نقاط جغرافيايي مختلف فراهم مي آورد؛ از اين رو اداره مجازي و تله كاميوتينگ جزء لاينفك سازمان مجازي به حساب آمده است. سوال اساسي اين است كه در چنين سازماني نظارت بر عملكرد كاركنان و كنترل آن با چه سازوكارهايي قابل اعمال است؛ و آيا اين شكل سازماني، با سازوكارهاي كنترلي خاص خود، عادلانه است يا خير؟ سوالي كه وبر(WEBER) حدود يك قرن پيش درمورد شكل ديوانسالارانه سازمان طرح كرد (WEBER.1978). در ادامه سعي خواهيم داشت تا پاسخي براي اين پرسش بيابيم. سازمان مجازي: مزايا و معايب ازجمله ديگر مزاياي سازمان مجازي اين است كه هزينه هاي مربوط به فضاي اداري و محدوديتهاي مربوط به آن را كاهش مي دهد. آي بي ام (IBM) اخيراً مدعي شده است كه درنتيجه تله كاميوتينگ به ميزان 75 ميليون دلار در سال در هزينه هاي خود صرفه جويي كرده است (EGAN, 1997). همچنين شركتها به گستره وسيعتري از استعدادها دسترسي مي يابند؛ شركتهاي مجازي مي توانند كه معلولان حركتي را نيز به كار گيرند؛ و نيز تله كاميوتينگ سازمانهاي مجازي را قادر مي سازد كه از تبعيض ميان كاركنان برمبناي سر و وضع ظاهري آنها اجتناب كنند چرا كه ديگر كاركنان به طور فيزيكي ديده نخواهند شد (OLSON,1982) و سرانجام تله كاميوتينگ جامعه را نيز منتفع خواهدساخت چرا كه به كاهش آلودگي هوا و معضلات ترافيكي منجر خواهدشد (ALVI & MCINTYRE, 1993). دو عيب عمده اي كه براي سازمان مجازي برشمرده اند عبارتند از: 1 - چالشهاي مربوط به نظارت و كنترل كه سرپرستان و مديران با آن مواجهند و 2 - انزواي كاركناني كه به طور فيزيكي در سازمان حضور ندارند. ادراك كاركنان از عدالت سازماني از راهبردهاي اعمال نظارت و كنترل در سازمان متاثر مي شود و خود تله كاميوتينگ نيز در اين زمينه نقش دارد. به اين ترتيب، راهبردهاي نظارت و كنترل از يك طرف و ادراك كاركنان از عدالت سازماني ازطرف ديگر، به طور مستقيم در ارتباط با سوالي قرار مي گيرند كه در انتهاي مقدمه اين مقاله طرح شده است. ب) رسمي كردن نيازهاي شغلي و استانداردهاي عملكرد: از آنجايي كه توانايي مدير براي سرپرستي فيزيكي كاركنان كاهش مي يابد، برمبناي اين راهبرد سعي مي شود كه ازطريق نهادينه كردن قوانين و مقررات، شرح شغلها و استانداردهاي عملكرد دقيق، نسبت به توانايي كاركنان در انجام دادن صحيح كارها اطمينان حاصل كرد. نكته حائزاهميت آنكه، هرچند سازمانهاي مجازي مي توانند از فناوري جهت نظارت بر كاركنان خود استفاده كنند، «نظارت» سنتي ازطريق «مشاهده» حركات كاركنان موجبات نارضايتي و تنش رواني را در آنها فـــــراهم مي آورد و لزوماً به توانايي سازمان در پاسخگويي سريع كه هدف كليدي يك شركت مجازي است منجر نخواهدشد. اين موضوع را مي توان با چگونگي نظارت والدين بر فرزندان نوجوان خود مقايسه كرد. مي توان با استفاده از فناوري هر حركت فرزند نوجوان را به طور مداوم تحت نظر گرفت يا اينكه درعوض بيشتر بر ارزشهاي مشترك خانوادگي تاكيد و اعتماد كرد. به علاوه سرمايه گذاري در فناوريهاي پيشرفته لزوماً به بهبود ارتباطات سازمان منجر نخواهدشد. مطالعات موردي در اين خصوص حاكي از آن است كه موضوع مهمتر، ايجاد يك فرهنگ و ارزشهاي مشتركي است كه بتواند تطبيق چنين فناوريهايي را با ارتباطات سازماني آسان كند (MALHOTRA,1997). درمجموع، سازمان مجازي هم به يك <«زيرساختار تكنولوژيكي>» كه امكان دسترسي و ارتباطات مداوم را فراهم سازد - اين هدف درحال حاضر به دليل پهناي باند محدود، خصوصاً درمورد داده هاي بصري و گرافيكي با محدوديتهايي مواجه است - وابسته است و هم به «زيرساختار فرهنگي» كه استفاده از فناوريهاي جديد را تسهيل مي كند. اغلب مطبوعات مربوط به سازمان مجازي روي شكل و فـــرم - پست الكترونيكي، سامانه هاي اطلاعاتي و... - يا زيرساختار تكنولوژيكي متمركز شده و كمتر به جوهره اصلي سازمان مجازي و موضوعهاي انساني مربوط با آن يا زيرساختار فرهنگي پرداخته اند. اغلب بسيار ساده است كه مسائل و مشكلاتي را كه ماهيتاً به دليل موضوعهاي انساني پيش آمده، ناشي از فنــــــاوري ناكارآمد بدانيم. اين ساده انديشي به منزله ناديده گرفتن عامل انساني در سازمان مجازي و بي توجهي به نقش رهبري در هدايت اين نوع سازمان است. تحقيقات ميداني بسيار محدودي تا به حال درباره رابطه بين سه راهبرد كنترل مذكور با ديگر متغيرهاي سازماني، ازجمله ادراك كاركنان از عدالت سازماني، صورت گرفته است. نتايج حاصل از يك تحقيق ميداني اخير (KURLAND EGAN, 1999)، كه به منظور مطالعه رابطه بين تله كاميوتينگ و عدالت سازماني انجـــــام شده و سه راهبرد كنترل پيش گفته به عنوان متغيرهاي تعديل كننده در آن به حساب آمده اند، حاكي از آن است كه تله كاميـــوتينگ با ادراكات مربوط به عدالت رويه اي و عدالت تعاملي، رابطه مثبت داشته ليكن هيچ نوع رابطه اي بين آن و عدالت توزيعي مشاهده نشده است. براي توضيح رابطـــه مثبت بين تله كاميوتينگ و عدالت رويه اي مي توان گفت كه با استفاده از تعامل چهره به چهره يا پست الكترونيكي، سرپرستان مي توانند كاركنان را مطمئن سازند كه به اطلاعات دسترسي داشته و در فرايندهايي نقش دارند كه نتايج موردانتظار آنها را تحت تاثير قرار مي دهد. رابطه مثبت بين عـــــــدالت تعاملي و تله كاميوتينگ را نيز مي توان اين گونه تعبير كرد كه از آنجايي كه مديران نگران اين هستند كه آيا كاركنان زماني كه ازنظر فيزيكي غايبند، وظايف خود را به درستي انجام مي دهند يا خير، تنها به آن دسته از كاركنان اجازه استفاده از تله كاميوتينگ را مي دهند كه اعتماد كافي به ايشان داشتــه باشند كه اين خود به منزله پاداشي براي اين دسته از كاركنان است (NILLES, 1994). هيچ يك از سه راهبرد كنترل رفتار كاركنان در تحقيق پيش گفته، به شكل معني داري رابطه بين تله كاميوتينگ و ادراكات مربوط به عدالت سازماني را تعـــديل نكرده است. با اين حال، به جز راهبرد ارزيابي مبتني بر نتايج، دو راهبرد ديگر به طور مستقيم با ادراكات مربوط به عدالت سازمانــي رابطه دارند. جدول شماره 1 به طور خلاصه نتايج حاصل از اين تحقيق را نشان مي دهد.
حاتم تيابجي (HATIM TYABJI)، مديرعامل هميشه سياروريفون، بالغ بر 400 هزار مايل هوايي در هر سال جهت ملاقات با مشتريان، تشويق كاركنان و... سفر مي كند. زماني كه او در آسمان نيست مشغول كار با رايانه كيفي خود است؛ اين بدين خاطر است كه تقريباً همه كارهاي اداري در اين شركت بدون كاغذ انجام مي شود. «تيابجي» بيش از 100 نامه الكترونيكي در روز دريافت و تمام امور را ازطريق زيرساختار الكترونيكي شركت هدايت مي كند. مدل كسب و كار در شركت وريفون انعكاسي از شرح حال خود «تيابجي» است. او در بمبئي به دنيا آمده، در بيست و دوسالگي به ايالات متحده نقل مكان كرده و در اين كشور تحصيلات عالي خود را به پايان رسانده است. وي ازجملـــه مديراني است كه به شدت به ايده هاي خود متعهد بوده و از رنجش مرئوسانش، درصورتي كه به نظر او مستحق آن باشند، پروايي ندارد. چهارخصيصه معرف شركت وريفون عبارتنداز: دسترسي جهاني: وريفون هيچ اداره مركزي ندارد و فاقد مليت مشخصي است. اين شركت يك سوم درآمد خود را، بيرون از ايالات متحده تحصيل مي كند و بيش از نيمي ازكاركنان آن در خارج از اين كشور مشغول به كار هستند. روي ديوار دفتر كار «تيابجي» ردوودسيتي (REDWOOD CITY) كاليفرنيا پوستري نصب شده كه از 12 خانه تشكيل شده و هر خانه تصويري از يك سگ شكاري ايرلندي (IRISH SETTER) را نشان مي دهد. 11 خانه اول اين سگ ايــرلندي را به گونه اي نشان مي دهد كه بي اعتنا نسبت به دستور <«بنشين» اربابش، هنوز ايستاده است. سرانجام در خانه دوازدهم اين سگ ايرلندي نشسته است و عبارت «سگ خوب» از روي پوستر قابل خواندن است. ازنظر «تيابجي» رهبري يعني همين؛ فرايندي مداوم و بدون توقف. او از رنجش كاركنان خود پروايي ندارد؛ چرا كه معتقد است آنچه كـــه وريفون را از ديگر شركتها متمايز مي كند، آن است كه در اين شركت به آنچه گفته مي شود حتماً عمل هم مي شود. او در نامه الكترونيكي خود درمورد رهبري به صراحت اظهار مي دارد كه اگر كسي احساس مي كند كه او از قواعد و قوانين خود پيروي نمي كند، بهتر است كه روي سر او بنشيند اين يكي از قوانين شركت است كه: «آن گونه عمل كن كه من عمل مي كنم، نه آن گونه كه حرف مي زنم». و به اين ترتيب، فــــرهنگ و فلسفه وريفون تقويت مي شود و اعضا خود را ملزم مي كنند كه زندگي حرفه اي خود را مطابق با فلسفه وريفون به پيش ببرد. «تيابجي» معتقد است كه آنچه وريفون در تلاش براي توسعه و پرورش آن است، اقتدار و اختيار اخلاقي است؛ مفهومي كه به خوبي در زندگي سازماني درك نشده است و مردم غالباً درپي اقتدار و اختيار سنتي هستند. هرچند كه زيرساختار الكترونيكي در وريفون به قدري مهم است كه شركت بدون آن نمي تواند وجود داشته باشد ليكن «تيابجي» معتقد است كه قدرت جلو برنده واقعي شركت، پنج درصد ناشي از فناوري و 95 درصد ناشي از روانشناسي و مسائل انساني است. فرهنگ استفاده از فناوري حداقل به اندازه خود فناوري حائزاهميت است. هركسي در وريفون اين اختيار را دارد كه صرفنظر از مقام سازماني به هركس ديگري در سازمان نامه الكترونيكي بفرستد اطلاعات در اين شركت در دسترس همگان قرار دارد و اين موضوعي است كه اغلب ســازمانها از آن هراس دارند. سعي مي شود كه حتي الامكان از پست الكترونيكي به عنوان وسيله اي براي انتقال عواطف و احساسات نيز استفاده شود. به اين ترتيب، پست الكترونيكي در اين شركت تنها يك سيستم اطلاعاتي نيست بلكه سيستمي اجتماعي است كه ارزشهاي سازماني به وسيله آن انتقال مي يابد. از كاركنان وريفون انتظار مي رود كه حتي بيشتر از آنچه وظيفه اقتضاء مي كند تلاش كنند ليكن ارزيابي سفت و سختي براي تشخيص اينكه چه كسي آمادگي ابراز چنين تعهدي را دارد، انجام نمي گيرد. درعوض، اين باور ساده رواج دارد كه اگر مجمـــوعه اي از ارزشهاي پايه اي وجود داشته باشد و رفتار با كاركنان برمبناي ارزش واقعي آنها وعزت و احترام صورت پذيرد، شركت قادر به جذب و نگهداري اشخاص مناسب خواهدبود. در كارمنديابي و گزينش داوطلبان شركت دقت زيادي مي كند. در مصاحبه هاي استخدامي شركت سعي مي كند كه تشخيص دهد آيا داوطلب شغل با ارزشهاي سازماني رايج در وريفون سازگاري دارد يا خير. به عنوان مثال، شايد بيشتر مردم ترجيح مي دهند كه در چارچوبهاي مشخص و تعريف شده كار كنند و مثلاً هر روز ساعت 8 صبح در محل كار حاضر شوند و ساعت پنج بعدازظهر آن را ترك گويند. ليكن چنين روحيه اي با فلسفه وريفون سازگار نيست. اين شركت احتياج به كاركناني دارد كه علاقه مند باشند ساعات كاري را، خود تنظيم كنند. همچنين شركت در ازاي آزادي كه به داوطلب شغل مي دهد، انتظاراتي دارد. پاسخگويي چيزي است كه درعوض اين آزادي از كاركنــــان انتظار مي رود. از آنها خواسته مي شود كه وظيفه محوله را انجام دهند؛ حضور يا عدم حضور آنها در يك دفتر كار مشخص يا وقت زيادي كه صرف ناهار مي كنند به خودي خود فاقد اهميت است. در صورتي كه اين وظيفه انجام شود، كارمند آزاد است هرآنچه كه مي خواهد بكند. تعداد زيادي از مردم نسبت به خودشان از اعتماد و اطمينان كافي برخوردار نيستند و بنابراين، نمي توانند به اين صورت كار كنند. وضعيت سازمانهاي مجازي در ايران موضوع دانشگاه مجازي نيز مدتي است كه موردتوجه واقع شده و مقامات مسئول اظهار داشته اند كه از سال 1381 دست كم بعضي از دروس دانشگاهي ازطريق سرويس هاي الكترونيكي ارائه خواهدشد. ايده اوليه اين نوع دانشگاه تحت عنوان دانشگاه باز به وسيله انگليسي ها مطرح شد و آمريكا اولين كشوري بود كه اين نوع دانشگاه را تاسيس كرد. بسياري از مزاياي عام سازمانهاي مجازي براي دانشگاههاي مجازي نيز پيش بيني مي شود؛ نظيـــر رهايي از قيد زمان و مكان، كاهش هزينه هاي مربوط به ايجاد مجتمع هاي دانشگاهي، كمتر شدن ترافيك شهري و غيره. اين مزايا درعمل نيز ممكن است حاصل شوند. ليكن نكته حائزاهميت اين است كه هزينه هاي تاسيس اين نوع دانشگاه را نيز به حساب آوريم. دانشجوي چنين دانشگاهي بايد فردي مطلع از فناوري رايانه، بالغ، خودانگيخته و پذيراي تفكر انتقادي باشد. به علاوه نبايد فراموش كرد كه دانشگاه مجازي قسمت زيادي از روابط اجتماعي دانشجو را به منزل محدود مي كند و عدم مشاهده چهره به چهره اشخاص به انزواي اجتماعي دانشجو خواهد انجاميد. درمورد تحقيقات مربوط به سازمانهاي مجازي و بررسي روابط متغيرهاي مربوط به آن نيز متاسفانه بايد گفت كه تحقيق قابل توجهي صورت نگرفته است و حتي معدود مقالاتي هم كه به زبان فارسي در اين مورد به چاپ رسيده غالباً به طرح موضوع و تعريف مفاهيم اكتفا كرده اند. نتيجه گيري اما اگر ابهام در نتيجه وجود داشته باشد و وظايف قابل برنامه ريزي باشند مي توان به راهبردهاي رفتارمدار كنترل متكي شد؛ خصوصاً اينكه نتيجه تحقيق پيشگفته مؤيد آن است كه راهبردهاي رفتارمدار كنترل در سازمانهاي مجازي، رابطه اي مثبت با ادراكات كاركنان از عدالت سازماني دارند. ويليام جي.اوچي (OUCHI, 1981) سازمانها را در سه طبقه بوروكراسي ها&، بازارها و قبيله ها تقسيم بندي كرده است. برمبناي طبقه بندي او، قبيله ها سازمانهايي هستند كه تمامي اعضاي آن در ارزشهاي مشتركي سهيمند و اين ارزشها فرهنگ اين نوع از سازمانها را شكل مي دهد. بنابراين، تاكيد سازمانهاي مجازي همچون وريفون، بر سهيم بودن اعضا در فلسفه سازمان از طريق فرهنگ و ارزشهاي مشترك، به منظور كنترل سازمان را، مي توان به تعبير «اوچي» «كنترل قبيله اي» خواند. به اين صورت كه مديريت كانال هاي ارتباطي را باز مي گذارد تا امكان تبادل موضوعهاي مربوط به ارزشها را در ميان اعضاي سازمان فراهم آورده و اميدوار باشد كه اين ارزشها به حد كافي قوي باشد كه نياز سازمان به نظارت مداوم در معني سنتي آن را ارضاء كند. موضوع كليدي در سازمانهاي مجازي مربوط به آخرين فناوريهاي اطلاعاتي نيست، مگر اينكه چنين فناوريهايي درون يك فرهنگ مبتني بر مشاركت در اطلاعات، ارتباطات و اعتماد مورد استفاده قرار گيرند. باتوجه به اينكه ارزشها، اعتقادات نسبتاً پايا و ماندگاري هستند، بنابراين، نامحتمل است كه سازماني بتواند ارزشهاي اعضايش را تغيير دهد. در اين صورت، بهترين راه براي اينكه فرهنگ سازماني ارزشهايي را دربرگيرد كه از راهبرد آن سازمان پشتيباني مي كنند، استخدام افرادي است كه از پيش داراي آن ارزشها باشند. اين كار مي تواند ازطريق يك رويه گزينش كه مفهوم تطبيق فرد - سازمان (PERSON-ORGANIZATION (P-O) FIT) را لحاظ مي كند، بدست آيد (CABRERA & BONACHE, 1999). تطبيق فرد - سازمان به سازگاري بين مستخدمان و سازماني اشاره دارد كه آنها در آن كار مي كنند (KRISTOF, 1996). اين سازگاري اغلب درقالب تجانس بين ارزشهاي فردي و سازماني اندازه گيري مي شود (CHATMAN, 1991). بنابراين&، يك سازمان مجازي در گزينش خود بايد بسيار دقيق عمل كند و علاوه بر لحاظ كردن تطبيق فرد با شغل خصوصاً تطبيق فرد با سازمان را موردتوجه قرار دهد. منابع و ماخذ
9 - CHATMAN, J.(1991). “MATCHING PEOPLE AND ORGANIZATIONS: SELECTION AND SOCIALIZATION IN PUBLIC ACCOUNTING FIRMS”, ADMINISTRATIVE SCIENCE QUARTERLY, VOL.36. *تدبير
لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛ Email: mahdiyarahmadi@gmail.com در میان گذارید.
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۴/۰۱ساعت 8:53  توسط مهدي ياراحمدي خراساني
|
|