الگوي مصرف زير ذره بين ... consumption

نيازشناسي و اصلاح الگوي مصرف
مهدي ياراحمدي خراساني



اشاره
عنوان برگزيده ي سال جاري يعني " اصلاح الگوي مصرف " و ركورد داري كشور ما - به نسبت جمعيت - در بسياري از زمينه هاي مصرفي از قبيل؛ انرژي، غذا، دارو، پوشاك، حمل و نقل، مسكن، آب و... دلايل كافي فراهم مي آورد كه از نگاه  اجتماعي، اقتصادي، روانشناسي، جامعه شناسي و ... چگونگي مصرف و الگوهاي آن در جامعه از ديدگاه صاحب نظران، نويسندگان و محققان مورد كند و كاو و بازنگري قرار گيرد. اين موضوع وقتي اهميتي دو چندان مي يابد كه توجه خود ر ا به دستورات مؤكد دين مبين اسلام در ارتباط با چگونگي مصرف صحيح، بهره مندي از نعمت هاي خداوندي و پرهيز از اسراف معطوف نمائيم. بر همين اساس در اين مجال به صورت مختصر بدين موضوع خواهيم پرداخت.
مقدمه
اين واقعيت كه چرا علي رغم تأكيدات فراوان قرآن كريم، توصيه هاي ائمه معصومين (ع) و همچنين آموزه هاي ديني ما مسلمانان، مقوله ي مصرف صحيح، مناسب و به دور از اسراف در كشور همواره مورد بي مهري قرار گرفته، سئوالي است كه در مقام پاسخ دهنده نمي توان توجيه مناسبي براي آن بيان نمود. ليكن مسلماً اين موضوعِ تلخ و آزار دهنده، آيندگان و نسل هاي بعدي ما را در پاسخگويي به نيازهاي طبيعي خود دچار مشكل مي نمايد. چرا كه بخش عظيمي از سرمايه هاي طبيعي و غير طبيعي كه امروزه در كشور موجود است و با مصرف بي رويه و بعضاً غير لازم و غير ضروري حيف و ميل مي شود متعلق به سهمي است كه ما از حساب آيندگان خود برداشت مي نماييم.
با عنايت به اين كه بحران هاي ناشي از كمبود مواد غذايي در جهان و پيامدهاي زيان بار آن دست كم يك ميليارد انسان را تهديد به مرگ و گرسنگي مي كند، بازخواني مسأله اسراف و آثار و پيامدهاي آن در حوزه مادي و معنوي و دنيوي و اخروي مهم و اساسي است. هدف از اين بازخواني چاره انديشي در ارتباط با چگونگي مصرف يا به بيان متداول امروزي اصلاح الگوي مصرف مي باشد.
 ريشه يابي مصرف
مصرف كردن محصول، انرژي، خدمت و يا هرچيز ديگري ناشي از احساس نيازي است كه در انسان پديدار مي گردد. به بيان ديگر مصرف مي كنيم تا نيازي از نيازهاي دروني خود را ارضاء نمائيم. در واقع وقتي انسان به سمت مصرف چيزي روي مي آورد كه احساس نيازي در ارتباط با آن چيز در او برانگيخته شود. و الگوي مصرف در واقع همان ليست نيازهاي ماست كه در افراد و جوامع مختلف متفاوت است. از لحاظ مسائل انگيزشي و روانشناسي وقتي انسان به چيزي احساس نياز كرد براي بدست آوردن آن برانگيخته مي شود. و اين مسئله در نهايت منجر به مصرف مي گردد. حال اگر بخواهيم مسئله مصرف و الگوهاي آن را اصلاح نماييم مي بايست ابتدا نسبت به نيازهاي خود دقت كنيم. در بسياري از مواقع احساس نياز ما با واقعيت همراه نيست. به بيان ساده تر خيلي از انسان ها به چيزهائي احساس نياز مي كنند كه در واقع به آن نيازي ندارند و اين احساس بيشتر نشأت گرفته از مسائل جانبي از قبيل تبليغات است. بدين ترتيب يكي از مهمترين راه هاي اصلاح الگوي مصرف، دقت نظر در مواجهه با تبليغات مي باشد. انسان بايد ضمن شناسائي دقيق نيازهاي خود اقدام به مصرف نمايد.
نيازشناسي و اصلاح الگوي مصرف
با عنايت به مرقومات فوق الذكر بايد به اين نكته اذعان نمود كه اساس مصرف از نياز سرچشمه مي گيرد و براي اصلاح الگوي مصرف مي بايست نيازهاي خود را شناخته و طبقه بندي نمائيم. اصولاً نيازهاي آدمي به دو دسته تقسيم بندي مي شوند:  دسته ي اول نيازهاي اساسي و لازم و دسته ي دوم نيازهاي غير اساسي و غير لازم. هر يك از اين دسته نيازها به شكلي اولويت خود را بر رفتار مصرفي فرد تحميل مي كند. اين جمله بدان معناست كه همچون نيازها، در حوزه ي چيزهاي مصرفي هم بحث اولويت صادق مي باشد. به اين معنا كه هرچه نياز شخص و يا جامعه به چيزي اساسي و ضروري و لازم باشد آن چيز به شكل امري با اهميت بيش تر و اساسي تر مطرح مي شود. از اين رو ارزش نيازي انسان به چيز اقتصادي، آن چيز را ارزشمندتر مي سازد چنان كه كم اهميتي آن نيز آن را در درجه دوم اهميت قرار مي دهد. حال تشخيص نيازهاي اساسي از نيازهاي غير اساسي نيز از نكات مهم در زمينه ي سلامت الگوي مصرف مي باشد.
مفهوم صرفه جويي
صرفه جويي به مفهوم مصرف چيزي به شكل درست و مناسب آن است. اين مسأله براي ايجاد تعادل ميان درآمد و هزينه بسيار مهم و اساسي است و در حوزه اقتصاد خانواده نيز مي تواند تأثيرگذار و سرنوشت ساز باشد. در علم اقتصاد چون سخن از توليد و توزيع و مصرف است واژه صرفه جويي به معناي مصرف درست و مناسب چيزي است كه در اختيار شخص قرار دارد و در ازاي آن كار و يا هزينه اي پرداخت شده است. بنابراين صرفه جويي در ارتباط با مصرف چيزي است كه داراي ماليت مي باشد و انسان در قبال آن كار و يا هزينه اي پرداخته و يا مي پردازد.
تفاوت صرفه جويي و كم مصرف كردن
همان طور كه مصرف بي رويه و بي جا امري غير عقلايي است عدم مصرف و يا كم مصرف كردن در عين نياز هم صحيح به نظر نمي رسد. در واقع آنچه در ارتباط با مصرف صحيح مطرح مي گردد كم مصرف كردن نيست. بلكه مراد از اصلاح الگوي مصرف و به تبع آن صرفه جويي بهره مندي مناسب از نعمات خداوندي و استفاده حداكثري از تمامي قابليت هاي هر چيزي است. همان امري كه در اقتصاد از آن به عنوان بهره وري ياد مي شود. عده اي صرفه جويي را به كم مصرف كردن معنا كرده اند ولي به نظر مي رسد اين معنا نمي تواند اقتصادي باشد؛ زيرا هدف از توليد يك شي اقتصادي، مصرف آن است و مصرف چيزي زماني انجام مي پذيرد كه انسان به آن نياز داشته باشد و با مصرف آن چيز نيازي از نيازهاي وي را برآورده نمايد. بنابراين شخص لازم است تا در حد برآورده كردن كامل نياز خود، چيزي را مصرف نمايد و كم مصرف كردن نمي تواند نياز وي را برآورده سازد، مگر آن كه در مسأله نياز به نيازهاي اساسي و نيازهاي غير اساسي و يا نيازهاي لازم و غير لازم توجه داده شود. در اين صورت مي توان گفت كه مصرف چيزي مي بايست در حد برآورد نيازهاي اساسي و لازم باشد. البته اين امر به چيزهايي برمي گردد كه ارزش مالي داشته و براي توليد و تهيه آن نيازمند كار و پرداخت هزينه هستيم. بنابراين با آن كه هوا و اكسيژن براي آدمي داراي ارزش و اهميت بسيار و حياتي است ولي از آن جايي كه درحال حاضر براي آن هزينه اي پرداخته نمي شود و نياز به توليد آن نداريم و كاري براي آن انجام نمي دهيم چيزي بي ارزش بوده و سخن از صرفه جويي در آن معنا و مفهومي ندارد.
ريخت و پاش(تبذير)؛ الگوي نادرست مصرف
" تبذير" که از ريشه بذر گرفته شده است به معنا ريخت و پاش است. در قرآن كريم از تبذير به عنوان الگوي نادرست مصرف ياد شده است. در واقع تبذير يعني فرد در اموال به گونه اي تصرف نمايد که پخش شود بي آن که به شکل درست و مناسبي مصرف شود. در قرآن كريم به صراحت اين شيوه مصرف كردن تقبيح گرديده و ضد اخلاقي شمرده شده است.( وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا؛ و حق خويشاوند و درويش بينوا و در راه‏مانده را بده و مال خود را بيهوده و به گزاف مريز و مپاش- تباه مكن- همانا ريخت و پاش كنندگان- كسانى كه مال را به گزاف تباه مى‏كنند- برادران شيطانهايند و شيطان خداوند خويش را ناسپاس است.(سوره مباركه اسراء؛ 26-27)
متأسفانه امروزه در جوامع بشري موارد ريخت و پاش و تبذير بسياري حاكم است كه جلوگيري از اين امر مذموم مي تواند انسان هاي زيادي در سطح جهان را از گرسنگي و حتي خطر مرگ نجات دهد. ذكر اين نكته ضروري است كه اين مسأله اختصاص به بخش خصوصي و افراد ندارد بلکه در بسياري از عروسي ها و مهماني هاي دولتمردان و همايش هاي دولتي ، به وفور مي توان مصاديق آن را يافت و معرفي کرد. به بيان ديگر اين امر مقوله اي همگاني است كه هر فردي در حوزه ي شخصي و اجتماعي و در مواجهه با امكانات خصوصي و دولتي مي بايست بدان توجه نمايد. در واقع هر كس در جايگاه خانوادگي و اجتماعي خود مسئول است نسبت به جلوگيري از تبذير و ريخت و پاش ها اقدام نمايد.
اسراف؛ رفتاري ضد مصرف
" اسراف " يعني؛ زياده روي و تجاوز از حد و مرزهاي قانوني و طبيعي در هر كاري. اسراف كردن امري است كه در آيات قرآن كريم به صراحت از آن پرهيز داده شده است. همان طور كه از كودكي به ما آموخته اند:
« کلوا والشربوا و لا تسرفوا »« بخوريد و بياشاميد ولي هرگز اسراف نورزيد همانا خداوند اسراف کاران را دوست ندارد»  در قرآن كريم نه تنها اسراف امري ناپسند و مذموم عنوان و در حوزه منكرات دسته بندي مي شود بلكه يكي از عوامل اصلي دوري از رحمت خداوند محسوب مي شود. كتاب وحي به صراحت اعلام مي دارد كه خداوند مسرفين را دوست ندارد. و اين امر براي كساني كه مي خواهند محبوب خداوند مهربان باشند مسأله اي بسيار مهم است. از اين رو از هر كاري كه آنان را از حوزه محبوبان خداوندي بيرون برد و يا در جرگه دشمنان خدا قرار دهد، پرهيز مي كنند و مي كوشند تا به هر شكلي شده با شناخت عوامل و علل دوري و يا دشمني، از آن پرهيز كنند. به نظر مي رسد كه حتي براي كساني كه طالب دنيا و متاع دنيوي هستند نيز مي بايست دوري از اسراف در دستور زندگي قرار گيرد؛ زيرا چنان كه از آيات قرآني به دست مي آيد اسراف نه تنها عامل مهم در دوري از محبت خداوند مي شود بلكه موجب مي شود خود و يا جامعه دچار نابودي گردد. (يس آيات 13 و 19) مسأله اسراف و هدر دادن منابع در رفتار مصرفي، مسأله اي بنيادي است كه ناشي از فقدان حاکميت عقلاني و منطق اخلاقي و اقتصادي در عملکرد افراد است.
راه كارهاي فرهنگي مبارزه با اسراف :
الف ) استفاده از ظرفيت هاي ديني عمومي: بهترين راه کارعمومي سازي و نهادينه سازي فرهنگ صرفه جويي و پرهيز از اسراف  بيان  آيات قرآن کريم و احاديث نوراني معصومين(ع) در ارتباط با اسراف و ترغيب به صرفه جويي است .
ب ) باز نگري وقايع تاريخي و رخدادهاي طبيعي: به تصوير کشيدن سرانجام اسراف کاران در همه طبقات اجتماعي و پيوند آنها با اتفاقات طبيعي از جمله عوامل باز دارنده اسراف گرايي و سوق دادن جامعه به سمت و سوي قناعت و صرفه جويست.
ج ) ارتباط بخشي از بلاياي طبيعي به موضوع اسراف : به نظر مي رسد مسائلي نظير کم آبي ، خشکسالي و ... به دليل بهره برداري ناصحيح وغير متعارف از نعمت هاي الهي است.
محورهاي اساسي نادرست در الگوي مصرف اقتصاد ايران
اگر بخواهيم از نگاه جامعه شناسي اقتصادي محورهاي اساسي نادرست در الگوي مصرف و اسراف در اقتصاد ايران را دسته بندي نمائيم مي توانيم به محورهاي زير اشاره داشته باشيم:
محور اول: نفت و منابع نفتي و انرژي؛ اسراف و هدر دادن منابع نفت از دو جهت قابل بررسي است: اول مديريت ناصحيح و غيرعقلايي درآمدهاي سرشار ارزي حاصل از نفت توسط دولت است که اين امر به طور مستقيم به فرآيندهاي نامطلوب بودجه‌اي و مخارج غيربهينه دولت بر مي‌گردد و دوم تخصيص غير بهينه حجم عظيم منابع نفت در اقتصاد داخلي است. ساير رديف هاي انرژي هم با مشكلات مصرف بي رويه و ناصحيح چه در زمينه ي مديريت و چه در زمينه ي بهره برداري تا حد زيادي مواجه است.
محور دوم: منابع ارزي كشور؛ محور مهم ديگر هدر دادن منابع ارزي کشور توسط بخش خصوصي است که البته اين امر نيز به طور غيرمستقيم به مديريت ناصحيح و غيرعقلايي نرخ ارز در اقتصاد ايران مربوط است، نه به فرهنگ و عملکرد اسرافکارانه فعالان بخش خصوصي (مردم). ارز ارزان در اقتصاد کشور که ماحصل سياست اشتباه دولت در مديريت نرخ ارز است، انگيزه‌هاي فعالان بخش خصوصي را به سوي گسترش واردات، مصرف بي‌رويه کالاهاي خارجي و به محاق رفتن توليد داخلي هدايت نموده است.
محور سوم: منابع مالي؛  اسراف و هدر دادن گسترده منابع مالي در اقتصاد کشور به خصوص در سال‌هاي اخيريكي ديگر از محورهاي اساسي است که البته اين امر نيز به مديريت ناصحيح و غيرعقلايي نرخ‌هاي سود بانکي و مداخلات نابه‌جا و پر اشتباه دولت در شبکه بانکي کشور مربوط مي‌گردد نه به فرهنگ و عملکرد اسراف‌کارانه فعالان بخش خصوصي کشور.
محور چهارم: منابع كمياب؛ و در نهايت چهارمين محور، هدر رفتن منابع کمياب در بسياري از فرآيندهاي توليد و مصرف بخش است.
محور پنجم: مواد غذايي و داروئي؛ مواد غذائي و داروئي نيز يكي ديگر ازمحورهاي اساسي تضييع منابع مي باشد. از نگاه اقتصادي در بسياري از موارد – مثل مقوله ي نان – اين امر از دو ناحيه ي اصلي توليد و مصرف با اشكالات اساسي مواجه است.
نتيجه گيري:
    مسأله اسراف و قناعت از مفاهيم و گزاره هاي مهمي است كه دين مبين اسلام بدان توجه داشته است. اين مسأله امروز در كشور به دليل بروز و ظهور فراوان آن در عرصه هاي مختلف فردي و اجتماعي بيش از گذشته نمايان گرديده است. تا جائي كه تمامي كارگزاران برنامه ريزي و عملياتي كشور موظف گرديده اند در سال جاري رويكرد پرهيز از اسراف و اصلاح الگوي مصرف را در فعاليت هاي خود مورد توجه قرار دهند. موضوع صرفه جويي به قدري در اسلام اهميت دارد که علماي اخلاق تأکيد مي کنند سزاوار است مؤمن در امور مباح هم سعي بر عدم اسراف داشته باشد. اموري مثل؛ اسراف در خواب ، بيداري ، حرف زدن ، خوردن چنانکه در حديث است. خدا پر خوري و پرخوابي را دشمن مي دارد. رفاه زدگي و اسراف در انسان ها موجب مي شود تا نه تنها خود اهل فساد و تباهي باشند بلکه ديگران را به فساد بکشانند و در زمين افساد و تباهي کنند. (قصص آيات 76 تا 83) از اين روست که خداوند ، اين الگوي مصرف را نابهنجار و ضد اخلاقي و کمالي ارزيابي کرده و به شدت از آن منع مي کند؛ زيرا از نظر خداوند ، اين گونه تصرفات موجبات فروپاشي جامعه و عذاب الهي مي شود.


پي نوشت ها:
1- قرآن كريم/ 2- گناهان کبيره /3- تحف العقول/4- غررالحکم / 5- مجموعه الاخبار باب 171 / 6- معراج السعاده.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را

 

با مدیریت سایت از طریق پست الکترونیکی؛

 

Email: mahdiyarahmadi@gmail.com

 

در میان گذارید.

 

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۰۱/۲۳ساعت 14:42  توسط مهدي ياراحمدي خراساني  |